
نظری بر عملکرد کارگردان با طراحان عناصر دیداری ...
کارگردان نه فقط رهبری بازیگران و طراحی بازی را بر عهده دارد، بلکه از آنجا که مسئول نهایی نمایش و نحوهی ارائه آن است، کلیه طراحان عناصر دیداری و شنیداری صحنه را نیز رهبری و هماهنگ میکند. ...
نظری بر عملکرد کارگردان با طراحان عناصر دیداری و شنیداری تماشاگان
علیرضا میرشکاری / کارشناس ارشد هنرهای دراماتیک
کارگردان نه فقط رهبری بازیگران و طراحی بازی را بر عهده دارد، بلکه از آنجا که مسئول نهایی نمایش و نحوهی ارائه آن است، کلیه طراحان عناصر دیداری و شنیداری صحنه را نیز رهبری و هماهنگ میکند. لازمهی به عهده گرفتن چنین مسئولیتی آن است که کارگردان علاوه بر مسایل مربوط به بازیگری در همه امور دیگر نمایش مانند؛ ادبیات دراماتیک، ساختمان تئاتر و تغییرات تاریخی آن، انواع صحنه و کاربردهای آن در تأثیرگذاری بر تماشاگر، طراحی صحنه، نورپردازی، لباس، چهرهپردازی، صدا و موسیقی و...آموزش دیده باشد با این همه در به روی صحنه آوردن نمایش او به تنهایی عمل نمیکند، زیرا اگر قرار باشد که کارگردان طراحی تمام امور مربوط به نمایش را به تنهایی انجام دهد مثل این است که بخواهد تمام نقشهای نمایش را شخصاً و به تنهایی بازی کند. البته این مهم غیرممکن نیست. ولی چنین اثری ناچار در چهارچوب محدودیتهای فردی آن شخص باقی خواهد ماند، به این سبب کارگردان در مسیر کار خود از تخصص بسیاری از متخصصان دیگر نیز بهره میگیرد.
استاد احمد دامود در این خصوص ادامه میدهد و مینویسد:
«کارگردان باید مفهوم قراردادهای تئاتری و تأثیراتی که این قراردادها بر درک و احساس تماشاگران دارند را بداند. این شناخت پایهای برای درک طراحی است.»(1)
بدینسان آنچه حائز اهمیت است عموماً شامل طراحی صحنهنمایی، جامگان، نورپردازی، چهرهپردازی، موسیقی و... است. به واقع این عناصر جزو ملموسترین و عینیترین مواردی می باشند که کارگردان در عمل خود به صورت لمس صحنهای و قدرت تجسمی، کار خود را نشان میدهد. در اینجاست که او به دریافتگران مینمایاند؛ آیا خلاق و مبتکر است؟ و یا بر طبق سنت و تقلید از دیگران کار کرده است؟ کارگردان در مقام رهبر گروه اجرایی میبایست مناسبت هر یک از عناصر بکار گرفته شده در اجرا را با سبک نمایش به دقت بسنجد، و بدون شک، هماهنگی هر کدام از آنها را با بازی نمایشگران در نظر داشته باشد. دکتر قطبالدین صادقی نیز به این نکته اشاره میکند و میگوید:
«این عناصر اگر چه تجسمیترین و عینیترین وجه نمایشیاند و بالطبع هر کدام دارای ارزشهایی تعیینکننده، اما برای آنکه کاربرد صحیحی داشته و در دل نمایش به طریقی صحیح عمل کرده باشند باید تماماً در خدمت طرحهای کارگردانی و فکر اصلی نمایش باشند. یعنی هیچکدام از نقش نسبی خود عدول نکرده و بر دیگر ارزشهای دراماتیک نمایش و رابطههای درونی آن چیزی تحمیل ننمایند.»(2)
ایشان در ادامه به مواردی میپردازد که ذکر خلاصهوار آن خالی از فایده نیست.
«کارگردان باید با همه توان و تلاش خود از ایستایی طراحی جلوگیری نماید و به یاری عملکردهای دراماتیک، ترکیبی و فصیح این چند عنصر، به یاری کار بازیگری شتافته و نمایش را ارزنده و پویا سازد. در این راستا طراحی صحنه بایستی به نوعی باشد که مثلاً بتوان به کمک نور آن را محدود یا وسیع کرد و یا به وسیله بدن نمایشگران شکل آن را دگرگون ساخت. مواردی دیده شده است که کارگردان حتی این دکور را تماماً برهنه و فقیر گرفته است تا در عوض همه ارزشهای تجسمی را به «لباس» بازیگران منتقل کرده باشد. و نیز کم نبودهاند طراحیهای برجستهای که در آنها اشیاء یا صحنه افزارهای بکار گرفته شده در صحنه، گاه به صورت پراکنده یا ترکیبی بطور کل جای دکور را گرفتهاند.»(3)
کارگردان به هنگام کار با طراحان باید به خاطر داشته باشد که آنان بر حسب تخصص و نیز وظیفهشان، گاه ممکن است بیش از حد لازم از ابزاری که در اختیار دارند برای تصویرسازی استفاده کنند و دلیل آن را تأثیرگذاری بر تماشاگر بدانند. استاد دامود پیرامون این مطلب مینویسد:
«بدین سبب کارگردان مسلط و آگاه، کار خود را از طریق هدایت تخیل طراحان انجام میدهد نه اینکه تحت فرمان تخیل آنان باشد.»(4)
در یک جمعبندی باید گفت، تمامی طراحان، اعم از طراح گریم، نور، صحنه، حرکات موزون و ... هر کدام حکم دستیار این کارگردان را دارند که گاه به خاطر وسعت حیطهی عملشان، کارگردانی بخشهایی از نمایش را عهدهدار می گردند. مثلاً در نمایشی که عمل صحنهای مبتنی برحرکات موزون است، طراح حرکات موزون همپای کارگردان لحظه به لحظه کار را طراحی کرده و در عین همفکری با او در انجام امور محوله کاملاً خودمختار و مستقل عمل مینماید. البته میزان این استقلال عمل برای هر کدام از طراحان، محدود به مضمون نمایش و تحلیل و قاعدههای توافق شدهای است که کارگردان آنها را تبیین و تذکر میدهد. در هر صورت، طراحان عناصر دیداری و شنیداری با حضور در تمرینات و دنبال کردن تحلیلها، ضمن توجه به زمانبندی کار، نتیجه فعالیتهای خود را در اختیار کارگردان و گروه اجرایی قرار میدهند.
بدین ترتیب باید گفت صحنه مکانی است که اثر نمایشی در آنجا از قوه به فعل در میآید و از صورت غیرمرئی به شکل مرئی متجلی میشود. این امر در اصطلاح به وسیلهی آنچه که صحنهآرایی نام دارد انجام میگیرد و شامل تخصصهایی چون طراحی صحنه و دکور، طراحی لباس، موسیقی، نورپردازی و گریم و .... میشود.
بدینسان در گام نخست و پس از آغاز به کار طراح صحنه، دیگر طراحان همچون طراح لباس و نور نیز با توجه به صحنهآرایی و رنگآمیزی آن، دست به انتخاب لباس و نور مناسب اجرا میزنند، به هر ترتیب اگر کارگردان در انتخاب تیم اجرایی که همچون بازوان او هستند، بر هوشمندی، ذوق و وظیفهشناسی آنان تأکید داشته باشد. در حقیقت یک سوم دیگر کار را نیز به پیش برده است.
نمایه ی برداشت نامه ها
1ـ دامود، احمد، اصول کارگردانی تئاتر، تهران، نشر مرکز، چ دوم/1377، ص 100
2ـ صادقی، دکتر قطبالدین، کارگردانی در تئاتر، پیشین، ص 15.
3ـ همان، ص 15.
4ـ دامود، احمد، اصول کارگردانی در تئاتر، تهران، نشر مرکز، چاپ دوم/1377، ص 101.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir