بوشهر
← همه اخبار
میرمهّنا (1148-1182 ه ق)‏

میرمهّنا (1148-1182 ه ق)‏

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱کد خبر: 85764۲

مورخان و وقایع نگاران ، این نام را به صورت های مختلف نوشته اند . میرمهّنا، ‏MIR Mana‏ میرمهنا‏‎ Mirmohanna‎‏ ، میر معنّا‏‎ Mir Mirmoanna‎‏ و‏‎ Mir mahanaw‎‏ و غیره . با تمام کوشش محققان هنوز شخصیت میرمهّنا آنچنان که بایسته است شناخته شده نیست ...

 

میرمهّنا (1148-1182 ه ق)‏

نوشته ی : دکتر سید جعفر حمیدی


مورخان و وقایع نگاران ، این نام را به صورت های مختلف نوشته اند . میرمهّنا، ‏MIR Mana‏ میرمهنا‏‎ Mirmohanna‎‏ ، میر معنّا‏‎ Mir Mirmoanna‎‏ و‏‎ Mir mahanaw‎‏ و غیره . با تمام کوشش محققان هنوز شخصیت میرمهّنا آنچنان که بایسته است شناخته شده نیست و هنوز وجود میرمهّنا حتی برای مردم منطقه به صورت یک شبح یا افسانه همراه با پاره ای  سخنان ضد و نقیض تصور می شود .اروپاییان این نام را میرمهّنا ‏mir mohanna‏ به تشدید حرف «ن» ضبط کرده اند. در لهجه های محلی بوشهر و مناطق حیات داوود و لیراوی نیز بیشتر به میرمهّنا شهرت دارد.ولی گاهی تلفظ میرمعنا  نیز شنیده می شود. میرمهنّا  فرزند میرناصر رئیس طایفه  ذعاب یا ذعابی است که در سال 1148 هق مطابق با 1735 م در بندرریگ زاده شد و پس از یک زندگی کوتاه و پرماجرا، در پانزدهم ذیقعده 1182 هق برابر با 24 مارس 1769 و 4 فروردین 1148 ش در بصره به قتل رسید، در حالی که فقط 34 سال  از سن او می گذشت. زندگی میرمهّنا  از همان ابتدا زمان نوجوانی و جوانی با حوادث و رویدادهای اجتماعی . سیاسی بسیار همراه بوده است.‏


در عصر میرمهّنا خلیج فارس به یک شبکه ی باروت تبدیل شده بود و منتظر یک جرقه تا شعله ور شود و اگر میرمهنّایی پیدا نمی شد که این وظیفه را به عهده بگیرد، به طور حتم فرد دیگری ظهور می کرد تا رودرروی بیگانگان بایستد . اروپاییان به ویژه  نویسندگان انگلیسی  او را دزد دریایی، راهزن دریایی، شرور ، یاغی و غیره لقب  داده اند. گروهی از محققان ایرانی نیز عین گفته های آن ها را ذکر کرده اند  و او را دزد دریایی ئ یاغی دانسته اند .بعضی دیگر معتقدند  که چون پدر وو مادر و برادر خود را کشته، باید از او به بدی و با لعنت یاد کرد. گروهی دیگر بدون حب و بغض او را یک ایرانی وطن دوست  معرفی کرده اند  که دست متجاوزان هلندی را از جزیره ی خارگ و خلیج فارس کوتاه کرد و با انگلیسی ها به نبرد پرداخت  و به همین سبب کمر به  نابودی او بستند . متاسفانه مدارک موجود و کتب و مقالات نوشته شده  در این مورد ، جوابگوی نیاز خواننده کنجکاو این آثار نیستند .ممکن است روزی اسنادی قانع کننده تر  یافت شود تا بتواند پرده از روی حقایق بردارد و وقایع را آنچنان که بوده آشکار و روشن سازد.‏


عرب یا عجم بودن میرمهّنا چه تفاوت می کند؟ همان گونه که ذکر شد اکثر ساکنان دو سه قرن پیش بنادر و جزایر بوشهر و اطراف آن را مهاجران عرب تشکیل داده اند که از مناطق و نواحی عربی به این نواحی که نسبت به زادبوم خود امن تر بوده، کوچ کرده و سکنی گزیده اند. فرض کنیم  که اجداد میرمهّنا  هم از نواحی عمّان ، جلفار یا راس الخیمه امروز به بندر ریگ وارد و مقیم شده اند ولی از اواسط دوره صفوی تا عصر کریم خان به مدت بیش از یک قرن و نیم زمان را به خود اختصاص داده است.حال اگر ورود طایفه ذعاب به بندر ریگ را اواسط حکومت صفوی فرض کنیم ، تا اواخر جلوس کریم خان  بیش از صدو پنجاه سال می شود. آیا این مدت برای ایرانی بودن میرمهنّاو طایفه او کفایت نمی کند ؟ بی تردید در زمان حمله میرمهّنا به بیگانگان هلندی، او یک ایرانی بوده است با اجدادی عرب تبار.‏


اگر به نقطه ضعف او یعنی کشتن پدر و نزاع منجر به قتل برادر اشارت شود. باید گفت که این عمل حاصل رسم زشت روزگار او بوده است. چنانکه این رسم بین تمام خاندان های حکومت گرا، امرا، سلاطین، وزرا، شاهزادگان،‌خلفا و فرزندان و نوادگان سلاطین  مرسوم بوده است . کشتن پدر، برادر، فرزند و سایر افراد خاندان یا کور کردن آنان برای کسب  یا تداوم مقام و منصب و از میان برداشتن رقیب همیشه وجود داشته است . در این مورد خاندان های حکومت گرای صفویه، زندیه و قاجاریه گوی سبقت را ازدیگر خاندان ها ربوده اند که در ادامه این گفتار  نمونه هایی از این گونه  جنایات ذکر خواهد شد. ‏


اما این کتاب بدون این که قصد تحسین یا نکوهش میرمهّنا را داشته باشد ادعا می کند که برخلاف نوشته های محققان معاصر و متاخر  که میرمهّنا را یک دزد و غارتگر  و قاتل معرفی نموده اند ، در تمام منطقه استان بوشهر به ویژه منطقه بندر ریگ و حوالی آن تاکنون یک کلمه در توهسن ، سرزنش، لهنت یا دشنام  نسبت به میرمهّنا  از دهان کسی شنیده نشده است. حتی سالها  بعد از واقعه  میرمهّنا دو کتاب مهم در بندر ریگ نوشته شده است یکی کتاب «مفرج الهموم العارفین» تالیف«سالمین بن محمد» متخلص به شایق   در سال 1287 ه ق  و دیگری کتاب « شش فصل » تالیف «الله کرم خان حیات داوودی» در سال 1336 ه ق.اما در هیچ یک از این دو کتاب ، کلمه یا جمله ای درباره مبرمهّنا و حوادث زمان او دیده نمی شود . حال سکوت این دو نویسنده در آن باره چه علت و سببی داشته برما معلوم نیست ، فقط می توان گفت که قضیه میرمهّنا یا آن قدر بی اهمیت بوده که انگیزه و دلیلی برای ذکر آن نداشته اند یا این که از لحاظ سیاسی و اجتماعی  قابل بیان نبوده است. مورخان بعدی نیز گزارش قابل توجیهی در این مورد ارائه نداده اند.‏

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/G7RPV7T

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir