بوشهر
← همه اخبار
‏« آیت الله سید عبدالله بلادی‎« ‎

‏« آیت الله سید عبدالله بلادی‎« ‎

۱۴ بهمن ۱۳۹۰کد خبر: 85504۲

مشاهیر استان بوشهر

‏« آیت الله سید عبدالله بلادی‎« ‎
‎ ‎نویسنده : فرشید جان احمدیان
‏
 آیت الله سید عبدالله بلادی‎

‏« آیت الله سید عبدالله بلادی در نجف پا به زندگی می‎ ‎گذارد.9 سال اول عمر را در این شهر مذهبی و مرکز مهم علمی شیعه به سر می برد و به‎ ‎سال 1300ق به همراه پدر به بوشهر می آید. مقدمات تحصیل صرف و نحو را نزد شیخ‏‎ ‎اسماعیل آل جبار فرا می گیرد... علوم ریاضی، نجوم، طب و زبان انگلیسی را فرا می‎ ‎گیرد. به سال 1311ق به مدت سه سال برای اشتغال به تحصیل به نجف می رود و در سال‎ 1314‎ق بار دیگر به بوشهر معاودت می نماید و از آنجا به شیراز می رود. از سال 1324ق‎ ‎قدرت استنباط احکام شرعی و ملکه اجتهاد در او ظاهر گشت و از بعضی مراجع به اخذ‎ ‎اجازه نایل آمد. آقای بلادی دو سال بعد از اعلام مشروطیت از نجف به ایران بر‎ ‎میگردد. سال 1326ق با استقرار در بوشهر به کار تالیف کتب و نوشتن مقالات مشغول می‎ ‎شود.   آیت الله بلادی در سال 1331ش در بوشهر دار فانی را وداع گفت.»‏‏

آثار‎ ‎داستانی: داستان بلند«درویش و مسافر» - 1326‏

در کنار رمان های تاریخی و عشقی‎ ‎منتشر شده در آن سال ها که باب ذوق مردم بود داستانی اخلاقی و سیاسی توسط آیت الله‎ ‎سید عبدالله بلادی به نام « درویش و مسافر» در سال 1326ش نوشته شد. متاسفانه این‎ ‎داستان در آن سالها منتشر نشده بود. شاید سانسور شدید و مسائل مهمی همچون مرجعیت‎ ‎دینی جنوب ایران که به عهده آیت الله بلادی بود این فرصت را پیش نیاورده بود که‎ ‎داستان مذکور از سوی ایشان منتشر شود‎.

« ‎درویش و مسافر» شرح دوستی راوی و درویشی‎ ‎است که در نخستین دیدار، درویش به طور مرتب این ذکر را با آهنگ، زیر لب زمزمه می‎ ‎کند (هر چی دیدی هیچی مگو، منم دیدم هیچی نمیگم، حق می بینه، به من و تو چه! ). این‎ ‎لحن سوزناک باعث انقلابی در روح راوی می شود و او را ترغیب می کند به جستجوی‎ ‎درویش    بر آید. یافتن درویش و دوستی این دو ماجراهایی را به همراه دارد که در‎ ‎ادامه، راوی برای درک فضیلت های درویش ناچار می شود به دنبال او به خارج کشور سفر‎ ‎کند و در آنجا هموطنانی را می بیند که برای فرار از ظلم و ستم حکومت تن به مهاجرت‎ ‎داده اند و زندگی سختی را تحمل می کنند‎.

‎آیت الله بلادی در این داستان نظرات‎ ‎سیاسی، اخلاقی و احساسات شخصی خود را از زبان درویش بیان می کند. این داستان‎ ‎بیشتر مکالمه ای دو طرفه بین درویش و راوی، به همراه شرح چگونگی ملاقات های آنهاست‎. ‎شخصیت پردازی و توصیف موقعیت ها نشان می دهد آیت الله بلادی به خوبی با داستان و‏‎ ‎عناصر داستان به شیوه غربی آشنا بوده است. نیت از نوشتن داستان «درویش و مسافر‎» ‎پندهای اخلاقی و نظرات سیاسی در مبارزه با رژیم پهلوی است. راه حل هایی که برای‎ ‎اصلاح امور مملکت در ذهن نویسنده وجود دارد از زبان   شخصیت های داستان بیان می‎ ‎شود‎.

‎نثر «درویش و مسافر» نثری ساده و بدون پیرایه های رایج در رمان های اخلاقی‎ ‎آن دوره است؛ هر چند که از واژه ها و اصطلاحاتی استفاده شده که امروزه کمتر در نثر‎ ‎فارسی شاهد آنها هستیم‎.

«‎ناگاه در اثنا راه، درویشی را دیدم با هیبت متشرعانه و‎ ‎محاسنی متوسط، عصایی در دست دارد و در آن باران متقاطر با کمال سکینه و وقار و‎ ‎طمأنینه حرکت و مشی می کند. و زبان او مشغول به ذکری است لطیف که من با آن سرعت و‎ ‎عجله که در خط مشی خود برای سرعت عبور و وصول به مقصود داشتم، ناچار برای استماع‎ ‎ذکر آن درویش قدری آهسته حرکت کردم و در آن حال کاملاً حواس خود را متوجه استماع آن‎ ‎ذکر کردم. شنیدم با آهنگی گیرند و دلنشین می گوید: هر چی دیدی هیچی مگو، منم دیدم‎ ‎هیچی نمی گم، حق می بینه، به من و تو چه‎!

‎از شنیدن این ذکر و نظر کردن در وجنات‎ ‎آن درویش حقیقتاً حالت غریبی
در من پیدا شد. یقین کردم این درویش یک سلسله امور‎ ‎مدهشه ای را دیده است که از آن افسرده شده و می ترسد بیان مشهودات خود را بنماید...»‏

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/KEXQ9XG

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir