
صد سال نمایشنامه نویسی در ایران 2
همواره به عنوان دروازه و دریچه ای به جهان غرب بوده که تعدد گروه های قومی اجتماعی این سرزمین شرایط بهتری را برای فعالیت های نوین رقم می زد . مردمی با ادیان مختلف حضور خارجیان را که از دوره امیر فخرالدین معنی دوّم 1590-1633 آغاز گردیده بودبازهم فزونی می یافت ...
صد سال نمایشنامه نویسی در ایران
با نگاهی به اقتباسات نمایشی از شاهنامه
احمد جولایی
عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر
لبنان:همواره به عنوان دروازه و دریچه ای به جهان غرب بوده که تعدد گروه های قومی اجتماعی این سرزمین شرایط بهتری را برای فعالیت های نوین رقم می زد . مردمی با ادیان مختلف حضور خارجیان را که از دوره امیر فخرالدین معنی دوّم 1590-1633 آغاز گردیده بودبازهم فزونی می یافت و اکنون این لبنان بود که با موقعیت ویژه جغرافیائی، باعث گردیده بود تا دریچه های نویی به جهان عرب هم گشوده گردد و به سرعت مراکز تعلیمی و تربیتی قدیم جای خود را به فعالیت های جدید بدهد و وجود چاپخانه هائی نظیر دیرقزیحها و ... این شتاب را بیشتر می کرد. مدارس نوینی چون عین ورقه (1789) و دانش آموختگانی چون یوسف سمعان که فارغ التحصیل رم بود و تأسیس چاپخانه جدید السویر در سال 1835 م در لبنان شرایطی رافراهم نموده بودکه در بین سال های 1910 تا 1930 گرایش صاحبان قلم بیشتر جهت عریان کردن چهره استعمار و عوامل آن در این کشورها، به صورت هجویات شعری نمایشنامه¬های انقلابی و مردمی و قصه¬های برانگیزاننده است.
ترکیه: ترکیه نیز به علت ارتباط زمینی با اروپا و قدرت وسیعی که در دوران حکومت عثمانی داشت، به دنبال راه های جدیدی برای ادامه حکومت و گسترش سیطره خود بر جهان آن روز خصوصاً ملل مسلمان عرب بود در حالی که مردم روشنفکر ترکیه گونه ای دیگر می اندیشیدند.
این افکار روشنفکران ترک در این عبارت معروف نامق کمال که در نشریه (عبرت) به تاریخ 22 مارس 1873 میلادی منتشر می کند و در خصوص سرزمین پدری است، به خوبی هویدا است: سرزمین پدری نه آن است که بر روی نقشه با خطوط تصویر شمشیر فاتحی یا قلم دبیری ترسیم شده باشد، بلکه تفکر مقدسی است ناشی از اتحاد احساسات والائی چون ملت، آزادی، رفاه عمومی، برادری، مالکیت، حاکمیت، احترام به گذشتگان، عشق به خانواده و خاطره جوانی ...
جالب آن که او نیز دست به کار می شود و چاره را در نمایشنامه نوشتن می داند و نمایشنامه وطن (سیلستره) را در چهار پرده می نویسد که موضوع آن حماسه دفاع عثمانیان در مقابل حمله سپاه روس در سال 1854 است. به قلعه سیلستر ترکیه.
افغانستان و هندوستان: این دو کشور دارای اشتراکات فرهنگی زیادی هستند. در افغانستان نخستین داستان واره افغانستان (جهاد اکبر) 1298 خورشیدی و از خلق رمان کوتاه تصویر عبرت 1301 خورشیدی قریب به یک قرن می گذرد.
از این خطه هم منورالفکرهائی هستند که با بیگانگان سرستیز دارند، معروف ترین آنها سر سید احمدخان و همفکرش سید جمال الدین اسدآبادی است، او به ایران سفر کرد و چون کلماتش در دولت مردان قاجار خصوصاً ناصرالدین شاه مؤثر نیفتاد به کشور ترکیه و مصر رفت. او افکار خود را در روزنامه هایی چون «عروه الوثقی» و بخش عربی مجله «ضیاء الخافقین» منتشر می کرد. سید جمال در سال 1870 به دستور سلطان عبدالعزیزاز مصر رانده شد همان گونه که در سال 1879 به دستور ناصرالدین شاه از ایران رانده شد و ناچار تبعید در اروپا را چون نامق کمال ترک بر زندگی دروطن اوو شرق ترجیح داد.
(اعراب چون ایرانیان اززمانی که با دولت های اروپایی آشنا شدند به عمق عقب ماندگی خود و توسعه وپیشرفت اروپایی ها پی بردند و راه حل های متعددی برای جبران عقب ماندگی خود ارائه کردند که یکی از آنها بازگشت به اسلام به مثابه دین و تمدن است
گرایش های چهارگانه این نظریه عبارتند از: تمدن گرا ـ عرب گرا ـ ب:تمدن گرا ـ اسلام گرا ج:اسلام گرایی سنتی د: اصولگرایی اسلامی که طهتاوی و خیرالدین تونسی از گروه اول، سید جمال الدین اسدآبادی و محمد عبد ه گرایش دوم، رشید رضا از گروه سوم و حسن البنا و سید قطب واخوان المسلمین از فعالان گروه چهارم اند.)
ایران و نمایشنامه نویسی جدید: سابقه فعالیت های نمایشی در ایران را با فعالیت های اجرائی به سبک ها و شیوه های خاص ایرانیان مرتبط می دانند، شیوه هائی نظیر بازی های نمایشی، سرگرمی ها، نمایش های تعلیمی، طنز و فکاهه، لودگی، عروسک گردانی و خیمه شب بازی، و نمونه بارز آن معرکه گیری، بازی با حیواناتی نظیر مار، خرس و ... و نمایش تخت حوضی (روحوضی) و در عالی ترین شکل آن نمایش مذهبی تعزیه، که هم متن و هم محل ویژه اجرا دارد. گرچه در ایران گونه ای نمایشنامه نویسی به نام «نسخه» یا نسخه نویسی که مخصوص نمایش سنتی ایرانیان (تعزیه) است باب بوده ولی گونه های دیگری آن هم به شیوه ی نمایشنامه نویسی غربی تاکنون شناخته شده نیست و نسخه های تعزیه هم در محتوا و فرم (شکل) بیرونی تفاوت زیادی با نمایشنامه نویسی به گونه غربی (باخترسان) خود دارد و عدم توفیق آن را گاه بحث محتوائی و جنبه های تاریخی و اعتقادی آن دانسته اند که این شکل نمایشنامه نویسی هیچگاه به استقلال و جامعیت نرسیده است، همان گونه که نمایش های کلیسائی در اروپا.
اما زمینه های ظهور نمایش نامه نویسی به شکل نوین در ایران با اعزام دانشجویان ایرانی به غرب خصوصاً فرانسه، استخدام معلمین غربی در مدارس ایران، تأسیس مدارس نوین چون دارالفنون در تهران و مدرسه سعادت در بندر بوشهر، نهضت ترجمه، استقرار چاپخانه در تبریز و اصفهان و تهران و بوشهر و تعامل بیشتر با خارجیان در این دوره تاریخی ایران که از زمان صفویه آغاز شده بود، و نمود مظاهر جدید تمدن در زندگی مردم و اتفاقاتی که در سرحد شمالی ایران (روسیه) در حال وقوع بود و به انقلاب بلشویکی و اتحاد جماهیر شوروی ختم گردید روشنفکران ایرانی را با جهان نو مرتبط ترمی کرد، خصوصاً نهضت مشروطه در ایران که گام های مهّمی را در این زمینه برداشت،حالا از یک سو عادات و اعتقادات مردم و از سوی دیگر مظاهر جدید زندگی غرب، روشنفکران را به چالش های جدّی واداشته بود، خصوصاً سرحدات قفقاز و شهرهائی چون تفلیس و استانبول در شمال غربی ایران و بندر بوشهر و خرمشهر در جنوب کانون توجه بودند و ورود لژیونرهای خارجی و حضور هم زمان بیش از هفت کنسولی و نماینده تجاری در بندر بوشهر، و همین طور ارتباطی که با شهرهای مختلف عراق آن زمان (تحت پوشش انگلیسی ها) با ایران وجود داشت و حوزه های علمیه و دینی مستقر در شهرهای عراق، و تأکیدهای مختلفی که ازجانب علما و سخنوران می شد و راه حل ها و پیشنهادات مختلفی برای جهش های اجتماعی و برون رفت از معضلات داده می شد، خطبا، نویسندگان، علما را در کلیه کشورهای یاد شده درگیر خود کرده بود. و در این میان چهره تأثیرگذاری چون آخوندزاده از ترک های مقیم باکو و همین طور شخصیت¬هائی ناشناخته چون الکساندر شیروان زاده که در همین ایام به عنوان یک ارمنی در تفلیس و باکو می زیست چاره رهائی خلق را نوشتن نمایشنامه و اجرای آن برای مردم خصوصاً طبقه کم سواد و بی سواد ـ که قریب به اتفاق افراد جامعه آن روز را تشکیل می داد ـ یافته بودند. زیرا امکان ارتباط از طریق نشریات با این گونه قشر بی سواد و کم سواد خیلی کم بود، در همین ایام اغلب آثار طالب اوف توسط قراچه داغی به فارسی ترجمه و در ایران اجرا شده بودند، میرزا فتحعلی آخوندزاده در نامه ای به میرزا آقا تبریزی می نویسد: دور «گلستان» و «زینت المجالس» گذشته است امروز این قبیل تصنیفات به کار نمی آید، امروز تصنیفی که متضمن فوائد ملت و مرغوب طبایع خوانندگان است فن «دراما» و رمان است.) و شاید همین تأثیر و گیرائی نمایشنامه ها بود که میرزا آقا تبریزی را متقاعد کرد که باید از بین گونه های شناخته شده ادبی چون شعر، داستان و ... نمایشنامه را برگزیند و تمثیلات شش گانه خود را در سال 1285 هـ ش به نگارش در آورد.
امّا از بین راه هائی چون سکولار و بی دینی مطلقی که دلیل رهائی مردم از زندگی کسالت بار و سخت روزمره معرفی می کردیا به نوعی رفاه اجتماعی رادر ترک دین به عنوان افیون توده معرفی می کرد واز سوی کسانی دامن زده می شد، اغلب هنرمندان جدید تقلید از هنر شریف «دراما» و نقش «کرتیکا» ]نقد[را در زندگی اجتماعی مردم با ترجمه آثار دیگران و تقلید در نوشتن .حتی آداپتاسیون adaptasion وتغییر ذائقه مردم با این آثار جدید، را برگزیدند و تلفیق بین دین و مظاهر جدید زندگی اروپائی و از جمله مظاهر آن (نمایشنامه ـ نمایش) و ...را با رجعت به خویشتن خویش و نگاه به زندگی گذشته قومی را که با استفاده از تکنیک های نمایشی و نمایشنامه نویسی نوین و مظاهر زندگی بود، برگزینند و ضمن استفاده از روش نمایشنامه نویسی جدید به گذشته خویش خصوصاً به اسطوره های قومی متوسل شدند، همان گونه که عراقی ها به گیلگمش. مصری ها به سمیرامیس وسوری ها به موارد تاریخی وافسانه یی واسطوره یی دست یازیدند (چنان که درکتاب صدسال تئاتر سوریه آمده است :کسانی چون محی الدین الجندی صلاح الدین ایوبی را به سال 1919 و ادوار کنستانتین الخوری 1891 نمایشنامه عمربن خطاب وعبدالرحمان ابو قوس به سال1930 نمایشنامه عمرمختاررا نوشتند .شیخ سلامه حجازی در سال 1920 با استفاده ازقصص قرانی یوسف صدیق را نوشت آنها حتی به شخصیت های ایرانی نظیر کوروش هخامنشی(الملک کورش) که از سوی یوسف شاهین 1891 انتخاب گردید یا حتی ابومسلم خراسانی نوشته وحید زقزوق به سال 1946 قابل اشاره اند )
از سوی هنرمندان ایرانی نیز در این بین از میان کتب غیرمذهبی شاهنامه از جایگاه ویژه ای برخوردار بود و لذا در این قسمت به این مهّم پرداخته می شود وازمنظر اقتباس از شاهنامه برای خلق آثار نمایشی با رعایت تأخر و تقدم زمانی و خلق این آثارمورد کنکاش و دقت قرار می گیرد.
نکته جالب این که، اولین اثری که در این میانه به ثبت رسیده، نمایشنامه ای است که اصل آن به ترکی استانبولی بوده و از «شمس الدین سامی» از اهالی استانبول که بنا به تشویق ندیم السلطان وزیر انطباعات وقت ناصرالدین شاه، توسط ابراهیم «امیر تومان» پسر میرزا علی اکبرخان آجودان باشی توپخانه ترجمه و در سال 1284 هـ ش در ایران در چاپخانه خورشید در خیابان ناصرخسرو به چاپ می رسد و با عنوان «تئاتر ضحاک» بین علاقه مندان معروف است.
این نمایشنامه قبلاً در سال 1293 هـ ق در ترکیه به چاپ رسیده بود و ماجرای آن سلطنت ظالمانه ضحاک و قیام کاوه آهنگر را دربر می گیرد. نکته جالب آن که آخرین کاری که امسال (1388) در ایران ساخته شده یک انیمیشن animation برگرفته از شاهنامه و زندگی ومرگ ضحاک است امّا اولین اثر نمایشی(نمایشنامه ) در ایران مربوط به کاظم زاده معروف به ایرانشهر است که در سال 1292 هـ ش مقارن با اوائل سلطنت احمد شاه قاجار، نمایشنامه ای منظوم برگرفته از داستان رستم و سهراب در پنج پرده نوشت که برای اولین بار توسط عده ای از دانشجویان ایرانی در سال 1913 میلادی در پاریس هم اجرا گردید)8
از دیگر تلاشگران این عرصه می¬توان به «علی نصر» اشاره کرد که در سال 1300 هـ ش نمایشنامه¬ای با اقتباس از شاهنامه نوشت. و قریب ده سال بعد یعنی 1310 علی پارسا نمایشنامه بیژن و منیژه را به رشته تحریر درآورد. سال 1311 نوبت محمد افشار و علی آذری بود که هر کدام نمایشنامه¬ای را با اقتباس از شاهنامه فردوسی به نام های «کی خسرو» و «فردوسی در دربار سلطان محمود غزنوی» بنویسند. در سال 1313 هـ ش که در بین ایرانیان به نام بین¬النحسین معروف است و سال فعالیت دانشگاه تهران محسوب می¬شود که بعدها به 1314 تغییر سال یافت و هم زمان با جشن بزرگی شد که برای هزاره فردوسی و با حضور صاحب¬نظران و ادباء وقت داخلی و خارجی برپا گردید. بنا به توصیه محمدعلی فروغی (ذکاء الملک) چند اثر نمایشی برگرفته از شاهنامه آماده و اجرا گردید. از جمله نمایش های معروف به سه تابلو نوشته ی عبدالحسین نوشین مربوط به ماجرای زال و رودابه، رستم و قباد، رستم و تهمینه، نوشته واجرا گردید.همین طور نمایشنامه منظوم رستم و سهراب نوشته «روکرت» و غلامعلی فکری و در نمایشنامه «شب فردوسی» ذبیح بهروز که به زندگی فردوسی و مسائل خانوادگی او اختصاص داده خالق شاهنامه را مد نظر دارد. همین طور در این سال ها حبیب¬الله شهردار نیز نمایشنامه¬ای تحت عنوان رستم و سهراب طراحی و به شیوه¬ای اپرا مانند «نمایش موزیکال» به اجرا درآورد. سال 1313 هـ ش باعث شد تا غلامعلی فکری و محمد مقدم نیز نمایشنامه¬هائی تحت عنوان رستم و سهراب بنگارند و غلامحسین زیرک زاده نیز بار دیگر بیژن و منیژه را نوشت و به چاپ رساند. در سال 1316 هـ ش دکتر مهدی فروغ که از تحصیل¬کردگان نمایش بود داستان رستم و سهراب را به صورت نمایشنامه در سه پرده و بالغ بر 439 بیت نوشت. در همین سال های بین 1300 تا 1320 هـ ش بنا به نوشته دکتر آژند، عبدالحسین اوغلو حاجی، اپرانویس ترک قفقاز هم اپرائی به نام رستم و سهراب تنظیم که علاوه بر اجرای قفقاز در ایران نیز اجرا شد.
نادیده نباید انگاشت که در این سال ها موضوع اقتباس از آثار ادبی و ملی چون آثار نظامی گنجوی، مولانا جلال¬الدین رومی و ... هم بالا گرفت که برای جلوگیری اطناب کلام ازذکر سایر آثار خودداری می-شود.
و در پایان به جداول مربوط به شاهنامه و نمودارهای اقتباس درسال های مختلف از این اثر گرانسنگ ایرانی خواهیم پرداخت.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir