
تعزیه بازان سیار در بوشهر
ریشه ی نمایش های سیار از قرون وسطی در تمام اروپا متداول بوده و شاید کشور انگلیس را بتوان آغازگر این گونه نمایش ها دانست. در ....
تعزیه بازان سیار در بوشهر
* حسین دهقانی
ریشه ی نمایش های سیار از قرون وسطی در تمام اروپا متداول بوده و شاید کشور انگلیس را بتوان آغازگر این گونه نمایش ها دانست. در خصوص پیدایش آن و جایگاه تئاتر دوره گرد در میان عالمان هنر نمایش، پژوهش و کنکاش فراوانی صورت گرفته است.
می دانیم که در قرون وسطی تئاتری به وجود آمد که پایه های آن برمصائب و رنج های حضرت مسیح استوار بود ، لذا کشیش ها که به زمین داران الفت و پیوند داشتند و نمی خواستند از درام غافل شوند- زیرا شکوه تراژدی های یونانی و رومی را می شناختند – بر همین اساس گونه ای نمایش به نام "تعزیه" خلق نمودند که در ژانر خود دارای قابلیت های شاخص و قابل تأملی است.
صنوف مختلفی در شهر به وجود آمد که علاوه بر حرفه شان به نمایش تعزیه نیز توجه داشتند، مثلاً صنف نانوایان تعزیه ی "نان مقدس" را اجرا می نمود و صنف قایق سازان ، تعزیه ی حضرت نوح و ماهیگیران، تعزیه ی حضرت یونس و به همین گونه هر صنفی در ارتباط با شغلش به اجرای تعزیه می پرداخت. دسته ای نیز گروه های سیار بودند که با واگن هایی به نام "کاروس" از شهری به شهر دیگر می رفتند و تعزیه مسیح را اجرا می کردند و اوراق دعا میان مخاطبان به فروش می رساندند.
بعدها داستان هایی مثل آدم و حوا، هابیل و قابیل و شرح حال رسولان و حواریون وارد دسته های نمایشی دوره گرد شد که با زبان لاتین اجرا می شدو زمانی که تعداد کاروس ها یا واگن های اسبی افزایش پیدا کرد، جشنواره تعزیه ی "کورپوس کریستی" به وجود آمد.
در ایران نیز همین که تعزیه به رشد و کمال رسید ،مخصوصاً از دوران حکومت زندیه تا اواخر قاجاریه که بر آن می توان "عصر طلایی تعزیه ی ایرانی" نهاد، ناگهان تعداد گروه های تعزیه گردان افزایش پیدا عنوان کرد و چون بازار آن گرم و پر مخاطب شد، امیران و وزیران فئودال قاجار، دسته تعزیه دائر نمودند و یک کارگردان به نام "معین البکا" استخدام کردند تا تیم تعزیه را سروسامان دهد.دیگر تکیه دولت که یک مکان کلاسیک برای تعزیه بود، نمی توانست همه ی این گروه ها را سامان دهی کند و محل اجرا را در اختیارشان بگذارد. بخش زیادی از این گروه ها از تکیه دولت جدا شدند و به اطراف تهران و حتی شهرهای دورتر ایران بار سفر بستند و در واقع اولین تروپ های نمایش دوره گرد ایران را به وجود آوردند .
بازیگران با ره توشه اندک و با هر وسیله ی ممکن حتی پای پیاده ، مسافت طولانی را طی می کردند و آثار نمایشی خود را ارائه می دادند.
چون این گروه ها آزاد بودند، توانستند همچون نمایش های قرون وسطی با چرخانیدن کاسه ی مسی از مردم جهت سفر پول جمع آوری کنند. عیبی که متوجه این دسته های سیار بود ، کم کردن بازیگران و اکسسوار تعزیه بود، زیرا گروه های در سفر هرگز نمی توانستند افراد زیادی با خود همسفر کنند، لذا سیاهی لشکر و نقش های کوچک و حتی بعضی از نقش های کلیدی حذف شد و گاهی به دو نفر کاهش پیدا کرد.تمام لوازم"عباس خوان" و "شمر خوان" در یک بقچه جای گرفت که شامل دو دست لباس سبز و سرخ ، دو شمشیر و سپر و دو عدد کلاه خود بود.گروه ها اگر هم به ابزار بیشتری نیاز پیدا می کردند به تکیه ها و یا حسینیه های شهر می رفتند و به صورت امانت این ابزار را می گرفتند.آنان در میان مردم به خصوص بوشهری ها به گروه های فقیر شهرت داشتند.
برای اجرای مراسم بارگاه عمر سعد و یا یزید بر خلاف تعزیه ی بوشهری که از تشکیلات و خیمه های عظیمی استفاده می شد، این تعزیه بازان از سکو های سیمانی درون میدان استفاده می کردند و با گستردن فرشی مندرس بر روی سکو وتوضیح شمر خوان به مخاطبان و تشریح مکان نمایش که مثلاً: اینجا که شما می بینید بارگاه یزید است یا اینجا خیمه حرم است و یا این ظرف آب نمادی از رود فرات است،فضا را مهیا می نمودند.
این بازیگران در تمام طول سال به شهر بوشهر سفر می کردند، اما در ایام محرم وصفر حضورشان پر رنگ تر بود .در این گونه اجراها بیشتر درآمد آدم های نمایش مورد توجه بود.مردم بوشهر به لحاظ این که اصولاً تعزیه ایام مخصوصی داشت، چندان رغبتی به دوره گردها نداشتند و آنان هر جا که اوضاع را مناسب می دیدند بساط شان را برپا می نمودند . میز و صندلی را از اهالی خانه های اطراف میدان می گرفتند و چون تعزیه ی آنان بیشتر موسیقایی بود و تمام اشعار را در دستگاه های ایرانی و آهنگین می خواندند مورد توجه قرار می گرفت."عباس خوان " در شور می خواند و "شمر خوان" به صورت اشتلم خوانی اشعارش را با صدای بلند و خشن می خواند .در میان اجرا و بیشتر در زمان تعلیق، آنجا که عباس خوان و شمر خوان می خواستند درگیر جنگ تن به تن شوند، برگه های دعا توسط عباس خوان به فروش می رسید و سپس تعزیه ادامه پیدا می کرد .مردم با پرداخت اندکی پول، برگه های دعا را برمی داشتند و برای شفای بیماران خود به خانه می بردند. اجرای تعزیه ای این گونه ممکن بود یک ساعت به درازا بکشد که بخشی از آن صرف فروش اوراق دعا می شد.خانواده های بوشهری که خانه هایشان در مجاورت بساط بازیگران بود ، به آنان غذا می دادند و اگر شب جایی برای خواب نداشتند در خانه های خود برای آنان محلی مناسب در نظر می گرفتند.
این بازی سازان تعزیه های سیار معمولاً لهجه های ترکی یا خراسانی و اغلب مواقع اصفهانی داشتند و چون نمی توانستند ابزار خود را حمل کنند به صورت نماد نشان می دادند. "عباس خوان" بر بلندای صندلی لهستانی می رفت و آوازش را با صدایی خوش می خواند که بیشتر در مایه ی دشتی بود.
میزانسن ها دایره وار بود و یا حول میدان و کوچه انجام می گرفت و زمانی که نقش بازیگری تمام می شد، می آمد در میان مردم می نشست، سیگارش را روشن می کرد و اگر نیازی به پاسخ بود از همان جا با صدایی بلند جواب می داد. لباس ها از جنس پارچه و زره بود. کلاه خود آهنی با پره های رنگی بلند که پر سبز بر کلاه خود "عباس خوان" سمبل خوبی و طراوت و پر سرخ بر کلاه خود "شمر خوان" نشان شقاوت بود. من شاهد اجرایی از گروه های سیار نمایش تعزیه بودم که شمر خوان صورتش را با رنگ سرخ گریم کرده بود.
البته گریم در میان آنان متداول نبود . گاهی یک طبل کوچک با خود داشتند که "شمر خوان "بر آن می کوبید و اعلان جنگ می کرد. چکمه های سرخ به پاهای شمر بود که معمولاً زانوبند و مهمیز داشت. عباس خوان چکمه ی سیاه و یا سبز به پا می کرد. کمربند و حمایل های چرمی خوش ساخت لباس ها را زینت می داد که در نوع خودش برای مردم بوشهر جالب و دیدنی بود.
با افزایش مخاطبان، زمان تعزیه به درازا می کشید، زیرا عباس خوان چند بار از مردم تقاضای کمک مالی می کرد و یا اوراق دعای بیشتری به فروش می رسید.
اشعار، ریتمیک بود و به یک اجرای موزیکال شباهت داشت. بازیگر شمر خوان ضمن خواندن ، دور میدان و عباس خوان می چرخید و یا می دوید و حرکت اسب و سوار را به نمایش می گذاشت. مدت اقامت آنان در بوشهر گاهی چند ماه طول می کشید و در روزهای فراغت به کارهای آزاد می پرداختند.
معمولاً معماران ماهری بودند و در کار سفید کاری منازل دقت و ممارست می کردند .گاهی روستاییان اطراف شهر از آن می خواستند که به روستا آمده و نمایش تعزیه را اجرا کنند. بازیگران در برابر غذا و جای خواب ، بدون دریافت دستمزد به روستا سفر می کردند. آنان برای هر اجرا مؤظف بودند برگه های مخصوصی که شهربانی در اختیارشان می گذاشت تکمیل و امضاء کنند که هیچ عملی غیر از اجرای تعزیه از آنان سر نزند.
آنها گاهی پرده خوانی هم می کردند."عباس خوان" پرده ای بزرگ داشت که صحنه ی نبرد عاشورا بر روی آنان نقاشی شده بود و چون از صدایی مطلوب برخوردار بود در دهانه ی بازار بساط پرده خوانی راه می انداخت و شرح واقعه ی عاشورا را با شعر و مداحی اجرا می نمود.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir