بوشهر
← همه اخبار
کهن ترین سند تعزیه ی بوشهرکهن ترین سند تعزیه ی‎ ‎ایران

کهن ترین سند تعزیه ی بوشهرکهن ترین سند تعزیه ی‎ ‎ایران

۶ دی ۱۳۹۰کد خبر: 85443۲

مطالعه و بررسی مختصر آثار پژوهشی منتشر شده در‎ ‎حوزه ی تئاتر، نمایش و آیین در ایران نشان می دهد کهن ترین سند نمایش ملی – مذهبی‎ ‎ما (تعزیه) سندی است مربوط به مشاهدات "ویلیام فرانکلین" از تعزیه ای که در سال‎ 1787 ‎میلادی در شیراز دیده...

 

 

کهن ترین سند تعزیه ی بوشهر
کهن ترین سند تعزیه ی‎ ‎ایران

 

 

 

  

 

 ‏* جهانشیر یار احمدی

 

مطالعه و بررسی مختصر آثار پژوهشی منتشر شده در‎ ‎حوزه ی تئاتر، نمایش و آیین در ایران نشان می دهد کهن ترین سند نمایش ملی – مذهبی‎ ‎ما (تعزیه) سندی است مربوط به مشاهدات "ویلیام فرانکلین" از تعزیه ای که در سال‎ 1787 ‎میلادی در شیراز دیده و در کتاب ارزشمند"مشاهدات سفر از بنگال به ایران" ارائه‎ ‎کرده است.این نکته را همه ی پژوهش گران ایران از جمله بهرام بیضایی در اثر جاوید‎ ‎خود "نمایش در ایران" ، صادق همایونی در پژوهش مانای "تعزیه در ایران "، جمشید ملک‎ ‎پوردر "ادبیات نمایشی در ایران" و ابوالقاسم جنتی عطایی در "بنیاد نمایش ایران" ضمن‏‎ ‎ارائه ی این سند، تأیید و برآن تأکید می کنند.‏

آن چه سبب نگارش این مقاله ی کوتاه شد، بحثی‎ ‎پیرامون کهن ترین سند تعزیه ی ایران و تصحیح اشتباه تاریخی پژوهش گران برجسته ای‎ ‎است که نام یکایک شان بر آستان هنر مملکت تا ابد می درخشد و به برخی از آنها در‎ ‎جملات آغازین اشاره شد.‏

بحث ریشه شناسی و ریشه یابی تاریخی شکل نمایشی‎ ‎تعزیه، همواره در میان پژوهش گران این عرصه مطرح بوده است. عده ای همچون "پرویز‎ ‎ممنون" با ذکر دلایلی ، سرآغاز تعزیه را دوران صفویه و عده ای دیگر دوران زندیه می‎ ‎دانند. هر چند دلایل پرویز ممنون براساس تحلیل های دقیق و منطقی، درست به نظر می‎ ‎رسد اما به دلیل نبود سند مکتوب و مستندی دال بر وجود تعزیه در دوره صفویه ،این‎ ‎ریشه شناسی با شک و تردید جدی روبروست،اما دوره ی زندیه بر خلاف دوره ی صفویه،‏‎ ‎اسناد مکتوبی دارد که اجرای تعزیه در ایران را تأیید می کنند. مشهورترین این اسناد،‎ ‎سند "ویلیام فرانکلین" است و همه ی پژوهش گران این سند را قدیمی ترین سند تعزیه ی‎ ‎ایران قلمداد می کنند.اما مهجورترین سند دوره ی زندیه – که اتفاقاً کهن ترین سند‏‎ ‎تعزیه ی ایران نیز هست- مربوط به وقایع و اتفاقاتی است که در استان بوشهر رخ داده و‎ ‎یک سیاح آلمانی به نام "کارستون نیبور" 22 سال پیش از "فرانکلین" یعنی در سال 1765‏‎ ‎میلادی در سفر نامه ی خود این وقایع را به ثبت رسانده است‎.‎

‎"‎نیبور" در سال 1765 میلادی به قصد سیاحت ایران‎ ‎از طریق دریا وارد ایران می شود و به شیراز می رود. "تخت جمشید" را سیاحت می کند و‎ ‎شرح مفصل و دقیقی از این میراث جاوید می نگارد و پس از مدتی تصمیم می گیرد به‎ ‎زادبوم اش بازگردد. او برای خروج از ایران به "بندر ریگ" می رود تا از آنجا به‎ ‎جزیره ی خارگ رفته و به وسیله ی کشتی با ایران وداع کند.‏

روزی که نیپور به جزیره ی خارگ رسید ، مصادف با‎ ‎محرم و روز عاشورا بود و بومیان جزیره ی خارگ مشغول برگزاری مراسم و آیین های مذهبی‎ ‎خاص این روز بودند.یکی از این آیین ها، آیین تعزیه بود که نیبور شرح مفصل و دقیقی‎ ‎از آن را-البته با اشکالات عدیده ای که بیشتر ناشی از فقدان اطلاعات تاریخی و مذهبی‎ ‎بوده – در سفرنامه اش آورده است.شکل اجرایی تعزیه ی جزیره خارگ که نیبور آن را به‎ ‎تفصیل ارائه کرده در حدی است که بدون تردید می توان برای آن پیشینه ای چندین و چند‎ ‎ساله قائل شد.بنابراین عمر تعزیه در استان بوشهر را می توان پیش از این تاریخ (1765‏‎ ‎م) گمانه زد‎.‎

بر این اساس آن چه پژوهش گران تعزیه و هنرهای‎ ‎نمایشی به عنوان کهن ترین سند تعزیه ی ایران از آن یاد می کنند، یک اشتباه تاریخی‎ ‎است و سند"کارستون نیبور" از تعزیه ی جزیره ی خارگ، کهن ترین سند تعزیه ی ایران تا‏‎ ‎امروز به شمار می رود‎.‎

یکی از محدود پژوهش گرانی که از سند نیبور یاد‎ ‎کرده ، زنده یاد"عنایت الله شهیدی" است.او در اثر ارزشمند خود "پژوهشی در تعزیه و‎ ‎تعزیه خوانی " پیرامون این سند نوشته است‎.‎

گردآوردن شیعه و سنی در کنار هم در جزیره خارگ‎ ‎در روز عاشورا تنها نتیجه ی تأثیر شگفت انگیز این مراسم آیینی است‎.‎

شهیدی درباره ی این مجلس می گوید: شرح نیبور‎ ‎نشان دهنده ی این مطلب است که این تعزیه ، مجلس "هفتاد و دو تن" بوده است.مجلسی که‎ ‎هنوز در نقاط تعزیه خیز کشور اجرا می شود.‏

مؤخره ی کلام در این مقاله ی مختصر آن که چرا‎ ‎پژوهش گران هنرهای نمایشی ایران ، این سند را نادیده می گیرند و یا برخی را در‎ ‎حاشیه ذکر می کنند؟ آیا این دلیل آن نیست که اغلب پژوهش های کلان فرهنگی و هنری‎ ‎کشور در طول تاریخ تنها به کلان شهرها مربوط می شود و گاهی اگر از نام و نشان‎ ‎روستایی و آیین هایی خاص روستایی بحثی به میان آید ، آن روستاها نیز در حاشیه ی‎ ‎همان کلان شهرها واقع اند؟ چرا نقاطی که همواره از پایتخت های فرهنگی و سیاسی کشور‎ ‎دور بوده اند در چنین نکته ی مهمی که عمر اصیل ترین و کامل ترین نمایش ایرانی را 22‏‎ ‎سال بیشتر می کند، نادیده گرفته می شود؟ همه ی این سؤال ها، پاسخ غیر مستقیم روشنی‎ ‎دارد، این که این جاییان خود باید بر داشته های غنی خود تأکید کنند و آنها را نه‎ ‎تنها به ایرانیان بلکه به جهانیان بشناسانند و در معرفی فرهنگ، آداب و آیین خود‎ ‎منتظر دیگران نباشند‎.‎

یادآور می شوم زنده یاد منوچهر آتشی در سال 53 و‎ ‎هم زمان با برگزاری سمپوزیوم تعزیه در هشتمین جشنواره ی هنر شیراز با حضور پژوهش‎ ‎گران برجسته ی دنیا، مقاله ای مفصل در معرفی این سند در مجله تماشا ارائه و شرح این‎ ‎سند کهن را برای اهلش بازنگاری کرد تا مورد توجه پژوهش گران قرار گیرد.با این حال‎ ‎هنوز هم آثار پژوهشی ، کهن ترین سند تعزیه را سند فرانکلین می دانند‎.‎

دور افتادگی ، مصیبت بزرگی است پس برای معرفی‎ ‎داشته های فرهنگی، ادبی و هنری دیارمان بیشتر بکوشیم.‏
‎ ‎

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/P8NT37Z

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir