
کارگردان و چهرهآرایی تماشاگانی
چهرهآرایی در تئاتر، در واقع دو هدف را دنبال میکند. نخست اینکه به بازیگر کمک مینماید که بهتر و بیشتر نقش خود را دریابد و در قالب شخص بازی فرو رود این امر باعث میشود ...
کارگردان و چهرهآرایی تماشاگانی
علیرضا میرشکاری / کارشناس ارشد هنرهای دراماتیک
چهرهآرایی در تئاتر، در واقع دو هدف را دنبال میکند. نخست اینکه به بازیگر کمک مینماید که بهتر و بیشتر نقش خود را دریابد و در قالب شخص بازی فرو رود این امر باعث میشود تا بازیگر در تصویرسازی از شخصیت موفق عمل کند، دومین کارکرد چهرهآرایی خنثیسازی اثرات نورهای صحنه است که موجب میشود تا چهره بازیگر سرد و مات جلوه نکند.
چهرهپرداز (گریمور) که مسئولیت طراحی و گریم چهره نمایشگران را بر عهده دارد میبایست با هماهنگی و مشورت کارگردان وظیفهاش را انجام دهد. چهرهپرداز نیز به مانند دیگر طراحان عناصر دیداری و شنیداری تئاتر، بایستی با مطالعه دقیق متن نمایشی، اطلاعات لازم و مورد نیاز خود را درباره اشخاص بازی کسب نماید.
پارهای از این اطلاعات در نمایشنامه وجود دارد، اما بعضی دیگر را باید ازطریق تحقیقات و مراجعه به مآخذ مربوط بدست آورد. چون انسانهای مختلف در دورههای گوناگون با توجه به شرایط تاریخی و اقلیمی ازنوعی وضعیت ظاهری و آرایش چهره برخوردار بودهاند که با دورههای دیگر تفاوت دارند و چهرهپرداز باید اطلاعات لازم را در این زمینه بدست آورد و در امر چهرهپردازی به کار گیرد.
کارگردان همواره میکوشد تا با معرفی کاراکتر و توضیح پیرامون خصوصیات روحی، روانی و ویژگیهای ظاهری او، چهرهپرداز را در ارائه طرحی صحیح و در خور توجه یاری نماید. چرا که خصوصیات ذکر شده هر فرد در ارائه طرح و اجرا گریم (چهرهپردازی) ضروری به نظر میرسد.
طراحی چهره به نوعی تکمیلکننده طراحی لباس است لذا طراحان این عناصر برای رسیدن به یک هدف مطلوب به مشورت با یکدیگر نیازمندند. از طرفی دیگر طراحی نور نیز نقش عمدهای در رسایی چهره نمایشگر ایفا میکند. و این امر موجب میگردد تا کارگردان حداقل اطلاعات نسبی در زمینه طراحی عناصر مربوط به نمایش را داشته باشد تا با انتخابش راه درستی را طی نماید.
استاد احمد دامود چهرهآرایی را اینگونه تعبیر میکند:
«چهرهآرایی به عنوان پلی بین لباس شخص بازی و بدن بازیگر عمل میکند. به این سبب، از یک سو تصمیم نهایی در مورد طرح چهرهی هر یک از اشخاص بازی معمولاً پس از تصمیمگیری در مورد لباس آنان انجام میشود، و از سوی دیگر طراح لباس نیز قبل از تصمیمگیری در مورد طرح لباس علاقمند است بداند که چهرهی بازیگر در نهایت امر چگونه به نظر خواهد رسید، این عاملی است که به همکاری نزدیک این دو طراح با یکدیگر و با کارگردان ضرورت میبخشد... کارگردان است که باید عملکرد همه طراحان را با یکدیگر هماهنگ کند.
چهرهپرداز خوب فردی است که در عین نشان دادن شخصیت یا حالت مورد نظر، توجه تماشاگر را جلب نکند، مگر اینکه هدف چنین باشد، که در این صورت غیرعادی بودن چهره بخشی از ساختمان نمایش است.»(1)
چهرهآرایی بنا به قولی شاید قدیمیترین عامل فنی نمایش باشد.
«دست کم یک افسانه بر آن است که «تسپیس»،(2) که افتخار نخستین بازیگر دنیا را دارد، صورتش را در یکی از نمایشهای اولیه خود با سرب سفید میپوشاند. ولی یونانیان سرانجام متوسل به استفاده از صورتک شدند، که دست کم تا اثنای دوره تسلط رومیان نیز به کار برده میشد. حتی در عصر رنسانس ایتالیا، بازیگران کمدیا دلآرته از نیمه صورتک استفاده میکردند... ولی ایراد صورتک آن است که انعطاف آن به مراتب کمتر از صورت خود بازیگر است. سرانجام چهرهآرایی دوباره تداول یافت و در حال حاضر میتواند کارکردهای متعددی داشته باشد.»(3)
دکتر میهن در خصوص اهداف گریمور تئاتر از چهرهآرایی بازیگران مینویسد:
«گریم، پوشش چهره بازیگر است، بکار گرفتن و استفاده کردن از این پوشش نیاز به ظرافت و دقت بسیار دارد. لذا گریمور با دو هدف گریم را بر چهره بازیگر انجام میدهد، ابتدا جهت بهتر نشان دادن حجمها، خطوط و میمک چهره بازیگر به تماشاگر، سپس شخصیت بخشیدن ظاهری بر چهره، با در نظر گرفتن هدف اول، چهرهپرداز برای رسیدن به هدف فوق میبایست چهرهی شخصیتهای یک نمایشنامه را با توجه و دقت به نکاتی که در ذیل میآوریم طراحی کند:
1ـ شناخت نمایشنامه 2ـ نژادشخصیتها 3ـ ملیت شخصیتها 4ـ زمان نمایشنامه 5ـ مکان نمایشنامه 6ـ موقعیت طبقاتی 7ـ سن و شخصیت درونی ...»(4)
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir