بوشهر
← همه اخبار
اقتصاد در سینما

اقتصاد در سینما

۱۰ آذر ۱۳۹۰کد خبر: 85348۱

وضعیت بحرانی و بغرنج آن پرسش هایی را در اذهان متبادر می کند،..

بنام خدا

اقتصاد در سینما

پرسش هایی در باب اقتصاد در سینمای ایران و "صنعت فرهنگ"‏

 سیدمحمدحسین سیدزاده ‏


هنرسینما ،امروزه در پای سیاست های فرهنگی غلط می سوزد.هنر هفتم در حال احتضار است و وضعیت بحرانی و بغرنج آن پرسش هایی را در اذهان متبادر می کند، پرسش هایی از قبیل:سینمای امروز ما به کجا می رود؟ دغدغه و دل نگرانی های فعلی فیلم سازان و تهیه کنندگان آیا امری عادی است؟آیا سینمای ما دارای وضعیتی مناسب است؟ با اینکه صنعت سینما، کارکرد اقتصادی بالایی دارد اما چرا سینماداری در کشور ما نمی تواند بازده اقتصادی مناسب داشته باشد؟ آیا نگرش مخاطبان سینمایی امروز ما در سطح مناسبی قرار دارد؟ آیا ماهواره در قلت مخاطبان ایرانی اثر گذاشته است؟آیا قاچاق فیلم ها و آثار تصویری آسیب جدی به سینما وارد نکرده است؟  و دهها پرسش بدون پاسخ دیگر که می توان از مناظر مختلف به عرصه ی فیلم ، فیلم سازی و سینماداری ایران داشت.‏


در آغاز این نوشتار بایست یادآور شوم که در دنیای امروز ، جامعه ای موفق است که برای گسترش و اشاعه و ارتقای فرهنگ ،هنر و دانش از تکنولوژی روز و ابزارهای پیشرفته ی جهان استفاده نماید تا بر این اساس ،مرزهای بین المللی رادرنوردد و قله های سخت و مشقت آور را با آرامشی تحسین آمیز طی نماید. نحوه ی رویکرد به سینما و هنر هفتم در این چه بسا ،بزرگترین و مهم ترین وسیله برای رسیدن به این هدف باشد.‏


همگان آگاه هستند که سینمای امروز ایران، سینمایی حمایتی است. این حمایت نیز گرچه بسیار ناچیز است  اما اگر  همین حمایت دولتی نیز از این سینما قطع شود، چه بسامصائب جدی و بدتری ،دامنگیر سینمای کم رمق ما را خواهد گرفت. حال این پرسش مطرح است که آیا با این بودجه قلیل و این حمایت تا چه اندازه می توان قله ها را در نور دید؟


در دنیای امروز، اقتصاد در صنعت سینما  و هر کار فرهنگی  دیگر حرف اول و آخر را می زند و به همین دلیل جامعه شناسان ، فلسفه ی فرهنگ و هنر و کارشناسان از آن به عنوان "صنعت فرهنگ" اصطلاحی که "آدرنو" آنرا به این موضوع اطلاق کرد، بهره می برند. اما  باید تاسف فراوان خورد که در کشور ما هنوز هم این موضوع مهم و حیاتی در عرصه فرهنگ به چشم یک کسب خرده کاسبکارانه، آنهم برای پایین کشیدن سطح کیفی این هنر ناب نگاه می شود. جالب اینکه در این وضعیت اقتصادی، حمایت مخاطبان سینما نیز کاهش یافته و هر روز نیز کم رنگ تر می شود. اگر نگاهی اجمالی به آمار مخاطبان سینما داشته باشیم ؛متوجه می شویم که از سال 71 تا 85 بخش عظیمی از مخاطبان سینما کاهش یافته و در سال 85،86 و 87  در دو ماه فروردین و اردیبهشت سینمای ایران با کاهش مخاطب چشمگیری همراه شده است . (فروش سه قسمت از فیلم اخراجی ها که در بین سالهای 85  تا بهار 90 تولید و پخش شد. جای مباحث بسیاری دارد که باید جدا به آن پرداخت )بهرحال اگر سه فیلم اخراجی یک، دو و سه را که حدود 10 میلیون مخاطب داشته از این آمار کنار بگذاریم، به چه آماری دست پیدا می کنیم ؟ بایست باور کنیم ،این وضعیت فاجعه بار است هرچند آمار دقیق فروش در سینمای ایران، چندان روشن نیست تا بتوان ارزیابی درستی از آن ارائه داد اما تا همین چند روز پیش که فیلم اخراجی های 3 به اکران خود ادامه می داد. فروش آن معادل شش میلیارد تومان بودرسید البته هنوز این فیلم در شهرستان ها به اکران خود ادامه می دهد. در واقع ،فروش سه فیلم اخراجی ها بر اساس آمار موجود در مجموع مبلغی 17 میلیاد تومان فروش داشته که برای سه فیلم آنهم یک کارگردان می تواند فروش قابل ملاحظه و دست نیافتنی ای باشد . فیلم های دیگری که به تناسب موضوع در سینمای ایران به فروش قابل ملا حظه ای دست یافته اند به تعداد انگشتان دست هم نیست .پرسش دیگری مطرح می شود که چرا فیلم های هنری یا به عبارتی فیلم های غیر گیشه ای  جایگاهی در فروش سینمای ایران ندارند؟ متاسفانه با همه تدابیری که اندیشه شده ،آثار سینمایی و فیلم های تولیدی ، قربانی قاچاق آثار تصویری می شوند که این نوع قاچاق، ضربه جبران ناپذیری  به اقتصاد آن وارد کرده است. در کنار این مسائل و مشکلات  البته باید اضافه نمود که امروزه سینما ایران  دو نوع فیلمساز دارد. گروه اول فیلمسازانی که برای تماشاگران عام فیلم می سازند که مجموعه های قابل تاملی نیستند و اکثر فیلمهایشان  دارای کیفیت  لازم نیستند و گروه دوم فیلمسازان نخبه یا نخبه گرایان سینما هستند که معمولاً مهم ترین و شاخص ترین جریان این سینمای کم توان و کم رمق را تولید می کنند.  جدا از چند فیلمساز جوان  و ارزشمند سینمای بعد از انقلاب، گروهی از آنان به سینمای دهه چهل تعلق دارند که در آن به موج نو سینمای ایران مشهور شدند. آن چیزی که کمبودش در کنار همه مشکلات سینما اعم از  سالن های فرسوده و حمایت کم مسئولان تلویزیون و یا هر نهاد  دولتی  و غیر دولتی و بودجه  ناچیز سینمای کشور با این پشتوانه عظیم فرهنگی و هنری به چشم می خورد، سینما گرانی هستند که در میانه ی  عام و نخبه گرایی آثار با استاندارد و با کیفیت بالا تولید می کننداین گروه از فیلمسازان ، فیلم هایی تولید می کنند که هم صنعت سینما را پویا نگه می دارند و هم انگیزه را برای رشد فیلمسازان با استعداد فراهم می سازند. متاسفانه تولید این گونه فیلم ها نیز اندک است و گاها تعدادی از این فیلمسازان برای عبور از بحران های فروش از افکار و ایده های خود نیز عبور می کنند تا بتوانند به گیشه  لازم و مطلوب دست یابند تا هم نگرانی سینما گران را نیز کاهش دهند و هم اینکه بتوانند به موقعیت نسبی در بین تماشاگران دست یابند


یک راه حل پیشنهادی برای عبور از این وضعیت بحران افزا ؛ دموکراتیزاسیون صنعت سینما، آزادی تولید آثار سینمایی، حمایت از آثار فاخر و حضور آثار بین المللی در سینماهای کشور است. چه بسا در پروسه ی دموکراتیزسیون سینما، صنعت فرهنگ بتواند کالاهای اقتصادی مناسب ، مخاطب پسند و کیفی را تولید و عرضه نماید و همانطور که آقای طالبی نژاد اشاره داشتند :سینما را باید آزاد گذاشت البته با حفظ اصول و معیارهای کلی، فیلمساز باید در شرایطی کار کند که بتواند به سراغ آثار ادبی برود اقتباس کند یا به موضوعات اجتماعی بپردازد و فیلمی درباره شخصیت های تاثیر گذار تاریخ معاصر تولید کند با این نگاه قطعاً مخاطب به دیدن آن به سینما می رود.‏


مردم دوست دارند رمان های محبوبشان را روی پرده سینما ببینند امروز این نوع فیلمسازی در سینما ثمر بخش است وگرنه بازسازی  فیلمفارسی هیچ خاصیتی ندارد و بیش از پیش مردم را از سینما دور می کند .‏


بهر حال باید گفت:سینما به خون تازه نیاز دارد ، سینما به اندیشه ناب نیاز دارد، سینما به هم اندیشی نیاز دارد و سینما نیاز به فیلمسازان پیشرو دارد تا روح هنر متعالی را رونق بخشند.   ‏

 

 تهیه کننده ونویسنده ‏
 سیدمحمدحسین سیدزاده ‏
‏ ‏

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/QAWLNZV

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir