بوشهر
← همه اخبار
گفت و گو با اسماعیل جاشویی

گفت و گو با اسماعیل جاشویی

۲۰ دی ۱۳۸۹کد خبر: 85047۲

هنر عکاس و فیلمساز، اندیشه ایی است که به مخاطب انتقال می دهد...

گفت و گو با عکاس و فیلمساز برجسته ی بوشهری اسماعیل جاشویی


هنر عکاس و فیلمساز، اندیشه ایی است که به مخاطب انتقال می دهد.


  گفت گویی از : امید غضنفر  ‏گفت گویی از : امید غضنفر 

 


‏* بیوگرافی اجمالی‏


اسماعیل جاشویی، متولد 1349 بوشهر، فعالیت عکاسی: برپایی چندین نمایشگاه عکس انفرادی و چاپ کتاب عکس سیراف مروارید خلیج فارس و کتاب سفر سنگ. فعالیت فیلمسازی: ساخت فیلم‌های مستند تعزیه روستای زیارت ، جیلم ، چرخاب ، زندگی من.‏

 

‏*  آقای جاشویی نخست از دیروزهای دور بگوئید. از کودکی در کوی جبری تا آن زمان که دریافتید مسیر شما عرصه هنرهای تصویری است. این مسیر را چگونه آغاز و پی گرفتید.


* یکی از بهترین تصاویری که از کودکی در ذهن دارم خوابیدن روی پشت بام خانه است. نبودن کولر نعمتی بود. شب‌ها روی پشت بام تمام خانه‌ها فانوسی روشن بود و مردم زیر آسمان پرستاره خواب راحتی می‌رفتند. هنوز آرزوی دیدن این آسمان را دارم که البته امروزه برای دیدن ستاره‌هایش می‌بایست صدها کیلومتر از شهر دور شد. کمی که بزرگتر شدم در ابتدای دوره دبیرستان پوستر انجمن سینمای جوان را دیدم و جذب آنجا شدم و از آن مقطع یعنی سال 1365 وارد دنیای تصاویر شدم.

* حرکت شما در این مسیر فردی و تجربی بود یا همراهی استادان و صاحب نظرانی را نیز با خود داشتید.


*آقای سید حسین صافی استاد گرانقدری بودند که آن زمان مسئول انجمن بود و به واسطه ی رویکرد حرفه‌ای که به مقوله عکس و فیلم داشتند راهنمای بزرگی بودند. البته آن زمان با سفرهای مستمری که به تهران داشتم از راهنمایی‌های بی‌دریغ استادان بزرگ عکاسی کشور همچون بهمن جلالی، رعنا جوادی و نصرالله کسرائیان بهره زیادی بردم.


* از نخستین دوربین‌های عکاسی و فیلمبرداری‌تان بگوئید و اولین آثارتان که آغازگر فعالیت شما بود.‏

* ولین دوربین عکاسیم دوربین لوبیتل برادرم بود. فیلم قطع متوسط  استفاده می‌کردیم که خیلی با کیفیت بود. اولین دوربین فیلمبرداری که دست گرفتم دوربین 8 میلیمتری کانون بود که فیلم 5/2 دقیقه‌ای داشتند و برای ظهور، فیلم را به آلمان می‌فرستادیم. تجربه عکس‌ها و فیلم‌های اول تجربه عجیب همراه با کشف و شهود دنیای بیکران تصاویر بود. ورود به قلمرو ناشناخته تصویر در آغاز فقط مبهوت شدن را به همراه داشت. البته به یاد داشته باشید که آن زمان گرفتن و دیدن تصاویر مراحل مختلفی داشت که امروزه تمام این مراحل مقدماتی رسیدن به خلق یک اثر به دلیل پیشرفت‌ تکنولوژی از بین رفته و دنیای رازآلود و اسطوره‌ای خلق تصاویر جای خود را به انبوه تصاویر حاضر و آماده داد.


* شما دانش‌آموخته رشته موزه‌داری هستید. آیا پیوندی بین رشته تحصیلی‌تان و گرایش هنری‌تان (هنرهای تصویری) احساس می‌کنید.


*کس و فیلم هر دو رسانه هستند. هر دو حامل پیام، حرف و یا احساسی برای رساندن به مخاطب هستند. بیش از 15 سال را در کنار دکتر علی اکبر سرفراز در بررسی و شناسایی آثار تاریخی استان و یا حفاری‌های باستان‌شناسی عکاسی کردم و از این مرد بزرگ «عاشق بودن» را یاد گرفتم؛ عشق به فرهنگ نهفته و غنی درون ذره ذره آثار تاریخی. عکس و فیلم در طول این سال‌ها فقط وسیله‌ای بوده برای انتقال بخش کوچکی از این عشق به دیگران و موزه‌داری هم دقیقاً همان کارکرد را برای من داشته و وسیله‌ای است برای انتقال فرهنگ غنی نسل‌های قبلی به انسان امروزی.


* شما کار با دوربین آنالوگ را ترجیح می‌دهید یا دیجیتال.


* نالوگ به دنیای اسطوره‌ها تعلق دارد و دیجیتال به دنیای امروزی. برای همین هم در کتاب    «سفر سنگ» عکس‌های آثار مربوط به فرهنگ گذشته با آنالوگ کار شده و عکس‌های زمان حال با دیجیتال. البته امروز تکنولوژی دیجیتال به جایی رسیده که می‌توان به راحتی فرهنگ اساطیری را به تصویر کشید و دیگر نیازی به طی کردن مسیر سیر و سلوک رسیدن به خلق تصاویر آنالوگ نیست ولی هنوز هم عمق تصویری آنالوگ برای بیان بعضی از موضوعات مناسب‌تر است.

* در دوربین‌های دیجیتال ضمن کارکردهای متنوع دوربین با امکانات فتوشاپ امکان ترمیم و تصحیح تصویر وجود دارد. چگونه می‌توان اصالت کار یک عکاس را در حوزه عکاسی دیجیتال تعیین کرد و آیا با این ویژگی دوربین‌ها، باز هم می‌توان تصاویری این گونه را به عنوان یک اثر هنری ناب و زائیده‌ی ذهن و خلاقیت عکاس تلقی کرد.


* نچه که بعد از اختراع دوربین عکاسی برای هنر نقاشی رخ داد در حال حاضر با ورود دیجیتال برای خود هنر عکاسی به وجود آمده است. ورود ابزارهای جدید ضرورت دنیای امروز است. اگر در سال 1839 دوربین عکاسی اختراع می‌شود به خاطر شرایط اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی جدید آن زمان است. انسان در آستانه ورود به دنیای مدرن نیازمند ثبت تصاویر بود. قبل از آن نقاشی این رسالت را بر عهده داشت. ورود عکس، باعث بالندگی بیشتر هنر نقاشی هم شد. انسان امروزی هم نیازمند ثبت تصاویر با سرعت و امکان انتقال سریع به انبوه مخاطب است و آنالوگ توان جواب‌گویی به این نیاز را نداشت. جدا از مسائل تکنیکی، مسائل اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی نیز در ورود دیجیتال و گسترش روزافزون آن دخیل است. در این میان عکاسی ابعاد بسیار وسیع‌تری یافته و همین نکته باعث ورود افراد بیشتری به سمت هنر عکاسی گردیده است. این اتفاق خوبی است چرا که باعث همگانی شدن دنیای تصویر و با سوادتر شدن مخاطب شده است. تنها ثبت تصویر مهم نیست بلکه خوانش و دیدن درست تصاویر هم مهم است. داشتن مخاطب با سواد بصری بالا برای هر هنرمندی غنیمت است. دوربین دقیقاً به مانند قلم نویسنده است. نوشتن نیازمند سواد نوشتاری و ثبت تصویر نیازمند سواد بصری است. اصالت کار یک عکاس از سویی به شیوه استفاده از این سواد بصری بستگی دارد که سبک هنری او را شکل می‌دهد و از سوی دیگر و البته مهم‌تر مربوط به تفکری است که به مخاطب انتقال می‌دهد. آنچه که به یک نویسنده تشخص و هویت می‌دهد، حرفی است که می‌زند و مفهومی است که به مخاطب انتقال می‌دهد و نویسنده با سوادتر توانایی بیشتری در اتقال تفکرش دارد. در دنیای تصویر هم دقیقاً همین مسئله صدق می‌کند. هنرمند عکاس و یا فیلمساز به صرف خلق تصویر امتیازی نمی‌یابد. آنچه کار او را در بین تصاویر خلق شده امروزی برجسته می‌کند اندیشه ایی است که به مخاطب انتقال می‌دهد. ‏

* عکاسانی هستند که ضمن در اختیار داشتن دوربین و ابزار جانبی حرفه‌یی و شناخت نسبت به اصول و مبانی عکاسی، زاویه دید و نگاه‌شان به طبیعت، انسان، مفاهیم اجتماعی و عناصر هستی کاملاً کلیشه‌ای و تحت تأثیر نوع نگاه و آثار دیگران است. آیا می‌توان امتیاز ویژه‌ای را برای این طیف از عکاسان و آثارشان قائل شد. آثاری که شاید صرفاً از لحاظ فنی قابل تأمل باشد، یا از وجه زیبایی‌شناسی که مخاطب را صرفاً لحظاتی درگیر کند اما تأثیر عمیق و مستمر در پی ندارد.

* حضور و وجود این نوع آثار و عکاسان لازم است. همان گونه که در دنیای نوشتار سطوح مختلفی برای انواع نویسنده‌ها وجود دارد. مثال راحت‌تر این طبقه‌بندی را در سینما می‌بینیم. استفاده تجاری و کلیشه‌ای فیلم‌های درجه 2 هالیوودی و بالیوودی که از نظر تکنیک در حد بالایی هستند ولی هیچ ماندگاری ندارند، در کنار سینمای متفکر نیویورک و بخشی از تولیدات فاخر اروپایی. هرکدام از این فیلم‌ها مخاطب خاص خود را دارند. عکاسی هم به مانند دیگر رسانه‌ها همین ویژگی را داراست.‏


* عکاسی بوشهر در چه جایگاهی قرار دارد و عکاسان هنری بوشهر چطور می‌توانند در سطح بالاتری قرار بگیرند.


*ریشه‌های عکاسی بوشهر قوی و قدیمی است ولی در حال حاضر دو مشکل اساسی داریم؛ یکی غرق شدن عکاس در دنیای عکاسی و عدم توجه به دیگر عرصه‌های فرهنگی و مهم‌تر از آن عدم ارتباط عکاسان بوشهری با آثار خلق شده فرهنگی دیگر نقاط کشور، خصوصاً پایتخت است. این ارتباط که البته تا حدی با اینترنت امکان پذیر است، به دلیل عدم حضور عکاس در مجامع فرهنگی هنری باعث کشیدن پیله‌ای به دور خود و ندیدن دنیای پیرامون می‌شود. عدم آشنایی با تجربه‌های دیگران موجب عقب‌ماندگی و تکرار کلیشه‌های تجربه شده دیگران می‌شود. با این دو آفت عکاس هرچه هم از نظر تکنیکی رشد داشته باشد، مانند نویسنده‌ای است که توان بالایی در نوشتن دارد ولی به دلیل نداشتن تفکر و جهان‌بینی خاص خود در سطح باقی می‌ماند. عکاس برای جدا شدن از این سطح و رسیدن به عمق می‌بایست فراتر از دنیای عکاسی برود. خواندن یک داستان خوب، شنیدن موسیقی عالی، دیدن یک نمایشگاه نقاشی، مجسمه‌سازی و یا هر هنر دیگر، سفر و آشنایی با فرهنگ‌های مختلف و در نهایت پیدا کردن دغدغه‌های شخصی خود کمک زیادی به عکاس برای پیدا کردن نگاه عمیق به مسائل و مفاهیم می‌کند.‏


* در اوایل دهه 70 شما در کارگاه همسرایان به تدریس عکاسی و فیلمبرداری پرداختید از این دوران بگویید. ‏


* کارگاه همسرایان نقطه عطفی در فعالیت‌های هنری آن زمان بود. این کارگاه به سرپرستی هنرمند گرانقدرمان رامتین بالف برپا شده بود. خیلی از هنرمندان امروز بوشهر شروع کارشان از این کارگاه بود.‏


*مجموعه عکس نخست شما با نام سیراف در سال 1384 منتشر شد. با ذکر تاریخچه اجمالی از سیراف و اهمیت این منطقه از لحاظ تاریخی، از مجموعه عکس‌تان و ضرورت ثبت این تصاویر بگویید.‏

*بندر باستانی سیراف تنها اثری در استان بود که قابلیت ثبت جهانی داشت. متأسفانه این بندر در نزدیکی منطقه عسلویه قرار گرفته و همین مسئله باعث رونق ساخت و ساز خانه‌های مسکونی بر روی آثار تاریخی ارزشمند آنجا گردیده است. اگر به درستی و در زمان مناسب این بندر باستانی نجات می‌یافت، با توجه به طبیعت بی‌نظیر آنجا، همنشینی جذاب ساحل دریا، کوه و عظمت آثار تاریخی می‌توانست توریست‌های فراوانی را جذب خود کند. این بندر با چنین پتانسیلی می‌توانست تا صدها سال درآمدزایی بالایی را برای مردم آن منطقه به همراه داشته باشد. متأسفانه به دلیل عدم آینده‌نگری آثار سیراف سال به سال بیشتر تخریب می‌شود و به خاطر همین ساخت و سازها قابلیت ثبت جهانی آن هم از دست رفته است. سالیان درازی از سیراف عکاسی کرده‌ام با این حال آنچنان آثار تاریخی این بندر عظیم است که هر بار نقطه جدیدی کشف می‌کنم. کتاب مجموعه عکس سیراف به همت بنیاد ایران‌شناسی چاپ شد و شاید تا چند دهه دیگر فقط همین عکس‌ها از سیراف باقی بماند.


*مجموعه بعدی شما «سفر سنگ» روایتی از نقش و حضور سنگ در فضای زیست مردمان بوشهر است. در گفت و گویی با دست‌اندرکاران نصیر و صاحب‌نظران حوزه عکاسی، توضیحات کاملی پیرامون این تصاویر ارائه دادید و مواردی را درباره چرایی چینش عکس‌هایی چون کودک افغانی و تعزیه در کنار تصاویر بافت قدیم مطرح کردید. ضمن واگویه اجمالی آن توضیحات، اشاره‌یی هم به چگونگی و چرایی شکل گیری این ایده داشته باشید.‏


* سال‌ها شاهد تخریب مدام بافت قدیم بوشهر بودم و از اینکه کاری از دستم بر نمی‌آمد، عصبانی بودم. نمایشگاه عکس «سیم‌ها و سایه‌ها» حاصل این عصبانیت بود. نمایشگاهی که با کمک شما انعکاس خوبی داشت. این عکس‌ها در نهایت مرگ بافت را نشان می‌دادند و بخش پایانی کتاب سفر سنگ از اینجا شکل گرفت. کتاب سفر سنگ، روایت داستانی تخیلی است. داستانی که از چینش عکس‌هایی مستند شکل گرفته. سنگ‌های مرجانی اصلی‌ترین مصالح بناهای بافت قدیم بوده است. در مجموعه عکس سفر سنگ، سنگ‌ها نمادی از فرهنگ جنوب هستند. از بین رفتن بافت قدیم در واقع نابودی این فرهنگ غنی است. سفر سنگ روایتگر تولد، زندگی و مرگ این فرهنگ است. بوشهر به دلیل بندر بودن در تمامی طول تاریخ دروازه ورود فرهنگ‌ها و تمدن‌های مختلف بوده. حفاری‌های باستانشناسی در گورستان شغاب نشان از حضور اقوام مختلف با فرهنگ‌ها و مذاهب مختلف در این نقطه از شهرمان داشت. بافت قدیم پذیرای چندین فرهنگ و مذهب مختلف در کنار هم بوده است. آنچه که در چینش عکس‌ها مد نظرم بود جدا از جنبه داستانی روایت، برجسته کردن همین تنوع فرهنگی است. کتاب سفر سنگ، کتابی تاریخی نیست، هرچند از عکس‌های مستند برای روایت داستانش استفاده شده ولی داستانگویی هدف اصلی است. به همین دلیل هم تعزیه روستای زیارت در دل این داستان قرار می‌گیرد. چون تعزیه این روستا همچون بافت قدیم بوشهر هر دو نمادی از یک فرهنگ عظیم سنتی هستند. سنتی که نابود شده ولی نشانه‌های اندکی از آن در تعزیه این روستا و یا در تک بناهایی از بافت دیده می‌شود.  ‏


* در حوزه عکس تا کنون جه نمایشگاه‌هایی و با چه مضامینی برگزار کرده‌اید.


* نمایشگاه‌های زیادی بوده با مضمون آثار تاریخی و هر آنچه در حوزه فرهنگ سنتی قرار می‌گیرد.‏


* گویا رویکرد شما در حوزه فیلم سازی هم آثار تاریخی و آیین‌های بوشهر است.


* بله، فیلم‌های مستندی که ساخته‌ام در همین زمینه‌هاست.


* شما فیلم‌هایی کار کرده‌اید با موضوع تعزیه؛ در این روند چه تفاوت و ویژگی‌هایی در تعزیه‌های مناطق مختلف استان مشاهده کرده‌اید.


* تعزیه نشانه‌ای از انسان اسطوره‌ای است و در مناطقی که انسان سنتی هنوز زندگی می‌کند، تعزیه اصیل‌تری اجرا می‌شود. به همین دلیل تعزیه در روستاها از اصالت بیشتری برخوردار است. تعزیه در شهرها فقط اجرای یک نمایش است که توسط بازیگران اجرا می‌شود؛ ولی در روستاها تعزیه یک آیین سنتی است و توسط افراد سنتی هم اجرا می‌شود. تعزیه در روستای زیارت یا درودگاه جزئی از زندگی ساکنان آنجا است و اجرای آن برای نمایش دادن نیست. به همین دلیل هم در کتاب سفر سنگ، تعزیه بوشهر را نمی‌بینیم. چون تعزیه بوشهر اصالت سنتی ندارد و به انسان امروزی تعلق دارد.‏


* برنامه‌های آینده در دو حوزه فیلم و عکس.


* فیلمسازی مستند را چند سالی است که کنار گذاشته‌ام. دو کتاب آثار تاریخی استان بوشهر و تعزیه درودگاه را آماده چاپ دارم و چاپ دوم کتاب سیراف که البته فعلاً اسپانسری برای تقبل هزینه‌های چاپ این کتاب‌ها پیدا نکردم.


* با توجه به حضورتان در سازمان میراث فرهنگی، روند تخریب بافت و عمارت‌هایی با قدمت تاریخی که بعضاً در فهرست آثار ملی ثبت شده‌اند را چگونه ارزیابی می‌کنید.


* بعد از حدود بیست سال کار به این نتیجه رسیده‌ام که تنها کاری که ما می‌بایست برای حفظ آثارمان انجام می‌دادیم، فرهنگ‌سازی است. بالا بردن سطح فرهنگی جامعه موجب می‌شد خود مردم با حساسیت و دلسوزی از آثارشان حفاظت کنند. وقتی ارزش و فرهنگ غنی درون این آثار را به مردم انتقال دهیم مطمئنا این آثار بدون کمک دولت هم حفظ می‌شد. این فرهنگ‌سازی کار سخت و زمان‌بری است. می‌بایست از مقطع دبستان شروع کرد و در تمام زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی زیرساخت‌های آنرا به وجود آورد.
 ‏

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/A8M2WBB

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir