بوشهر
← همه اخبار
موسیقی بوشهر و فرهنگ ها ‏

موسیقی بوشهر و فرهنگ ها ‏

۲۵ اسفند ۱۳۹۰کد خبر: 84897۲

تاریخچه مهاجرت کردها به استان امروزی بوشهر به روشنی مشخص نیست , اما بر اساس اسناد مسلم تاریخی آنان از عصر باستان و قبل از ظهور اسلام در این نواحی ساکن بوده اند. ابن بلخی مولف کتاب معروف «فارسنامه» ....

موسیقی بوشهر و فرهنگ ها ‏


تاریخچه مهاجرت کردها به استان امروزی بوشهر به روشنی مشخص نیست , اما بر اساس اسناد مسلم تاریخی آنان از عصر باستان و قبل از ظهور اسلام در این نواحی ساکن بوده اند. ابن بلخی مولف  کتاب معروف «فارسنامه» اشارات جالب و قابل توجهی درباره حضور یک یک کلنی کرد در این نواحی دارد. در فاصله سقوط آل بویه تا برآمدن آل مظفر در فارس, کردها ظاهرا حکمران بلامنازع فارس و جنوب ایرلن بوده اند. «کردهای شبانکاره»در طول تاریخ از شهرت خاصی برخوردار بوده اند.‏


در فاصله ظهور سلسله صفوی تا پایان دودمان اقشاری کردها چندین موج مهاجرت به استان امروزی  بوشهر داشته اند که شاید معروف ترین  و مهمترین آن موج مهاجرت کردهای ایل زنگنه از کرمانشاه به دشتستان  در عصر کریم خان زند بوده است.‏


کردهای مهاجر در مناطقی چون پشت کوه در دشتستان و برخی از نواحی تنگستان و شبه جزیرهبوشهر ساکن شدند و کم کم جذب بافت محلی گردیدند . ‏


تردیدی نیست که کردهای ساکن شبانکاره، دشتستان، پشت کوه و تنگستان با خود فرهنگ موسیقیایی خاص خود را  نیز به استان بوشهر منتقل کردند. اگر جامعه شناس یا مردم شناسی که با سازها و ملودی های  موسیقی آشنا باشد، در میان کردهای استان بوشهر  تحقیق میدانی انجام دهد ، به خوبی می تواند بقایای موسیقی کردی را شناسایی نماید.‏


شاید بتوان گفت یکی از تاثیرهای  موسیقیایی کردها بر موسیقی محلی بوشهر، آواز مرسوم به «شوره» ‏sure‏ باشد  شوره همان است که کردها به آن «هوره»‏hure‏ می گویند. کارشناسان و مورخان ، خاستگاه «هوره» را در میان اقوام «کرد» دانسته و اکثر قریب به اتفاق آنها این آواز را به عنوان یکی از کهن ترین آوازهای ایرانی معرفی می کنند.‏


هوره به معنی گریه و زاری زنان در هنگام مرگ عزیزانشان است.«هوره» در مناطقی از دشتستان به معنای «گریه کردن بلند» هم هست. از همین ریشه است کلمه بومی و محلی «هوروکه»‏huruke‏ به معنای « گریه بلند مردان» .‏


از طرفی می توان طعم موسیقی کردی را در ریتم و واریاسیون های مختلف گرده ی «چوبی بوشهری ‏cupi buseri‏» احساس نمود. همینگونه می توان رد÷ای آشکار ترانه های معروف کردی را در میان ترانه های رایج در موسیقی معاصر بوشهر پیدا نمود.برای مثال ترانه ای با مطلع :

کوچه کرمانشاه تنگ و باریکن/یه یاری دارم کمر باریکن ‏


همینگونه نوحه ای از سینه زنی بوشهر که وارایاسیونی است از ترانه یاد شده با تمپویی کندتر:‏
شیعیون از نو، بزنید بر سر/خون ببارید از،دیدگان تر


کردها اگرچه به اندازه ی عرب ها ، ترک ها و لرها بر موسیقی محلی بوشهر تاثیر نگذاشته ، اما بهر حال چندان بی تاثیر هم نبودند ، هر چند تا امروز توجه ویژه ای به این تاثیر کم پژواک نشده است.‏


لرها و موسیقی بوشهر


به لجاظ ترکیب جمعیتی، لرها و قوم لر ، بیشترین سهم در میان اقوام مهاجر به استان فعلی بوشهر را دارند. غالب دشتستانی ها ، دیلمی ها و لیراوی ها و گناوه ای ها اصالتا لرها  بر فرهنگ عزاداری سنتی مردم دشتستان به طور چشمگیری تاثیر گذاشتند .لرهای دشتستانی از سبک دهل نوازی خاص خود در مراسم عزاداری  امام حسین (ع) و سینه زنی استفاده می کنند . به عنوان مثال«در روستای زیارت از دو ترکه ی چوبی استفاده می شود  و طرز قرار گرفتن دمام بر شانه های نوازنده و قرار گرفتن چوب در دستان نوازنده نیز شبیه نواختن«دُهل» است که ریشه در فرهنگ در فرهنگ لری ساکنان منطقه است.»‏


جالب اینکه در روستای زیارت  دشتستان ملودی ها و حرکات  سینه زنی  نیز به شدن تحت تاثیر فرهنگ لری است، آنان«به روش سینه زنی  در نوحه پیش خوان «شَقّو» می گویند. به شیوه سینه در نوحه های واحد «خمو» می گویند .

‏
خمو به معنی سینه زنی  همراه با خم و راست شدن  بدن و شقو به معنی سینه زنی به حالت سینه زنی به حالت ایستاده و بدون خم شدن است.»‏


فرهنگ موسیقیایی لری در مراسم تعزیه در دشتستان تاثیرات زیادی داشته است.«در بعضی از تعزیه های رایج در مناطق استان بوشهر، آواها  و نواهای ویژه ای نیز رایج است. برای مثال در روستای زیارت آوازهای معروف به «زنگ شتری»  و «مویه» و نوحه ای معروف به «طلا طلا» خوانده می شود که هم اکنون فقط در مراسم تعزیه ی آن مناطق به اجرا در می آید. همچنین در روستای «درودگاه»(دروگاه) از توابع شهرستان دشتستان ، نیز از برخی نواهای لری استفاده می شود.»‏


لرها بر فرهنگ موسیقیایی گناوه ، بندر دیلم و لیراوی نیز بسیار تاثیرگذار  بوده اند . الله کرم لیراوی متخصص تاریخ، گویش و فلکور(ادبیات عامه) منطقه ، در این باره چنین نظر داده است:‏
‏«آواز خوانی ، ترانه ، نغمه خوانی ، سرود، بیت، شروه، مفتون و فایز ، دی بلال ،اشکله، شاهنامه خوانی ،فلکناز خوانی و یار یار از جمله ها  آوازها و خوانندگی در قدیم را  تشکیل می داده است که هنوز هم در بین سالمندان و میان سالان و گاهی جوانان و بیشتر در روستاها به سبک قدیمی از آن نغمه ها استفاده می شود. در موقع حزن و اندوه ، بیشتر شروه و مفتون و فایز خوانده می شود  و در مجالس و محافل شبانه ی آن زمان نیز بیشتر شاهنامه خوانی ، حافظ و فلکناز خوانی رواج داشته و در  و در مراسم عروسی اشکله، بیت و ترانه و نغمه های محلی خوانده می شد و در مواقع دیگر دی بلال و یاریار که بیشتر به سبک آوازخوانی الوار(لرها) کهگیلویه و بویراحمد است، خوانده می شود.»‏


با توجه به داده های ذکر شده در بالا به خوبی می توان  از میزان تاثیر فرهنگ موسیقیایی لری بر موسیقی محلی استان بوشهر آگاه شد.«این تاثیر در موسیقی  مناطق دیلم و گناوه بسیار مشهود است طوری که زبان و لهجه موسیقیایی و همینگونه  فرم های موسیقی این مناطق شروه خوانی با موسیقی لری گره خورده است، رواج شیوه های مکوندی، میگلی و یاریار (بیدگونی) در این مناطق گواه این موضوع است.‏


ترک ها و موسیقی بوشهر


یکی از مناطقی که ترک های ایل قشقایی زمستان های خود را در آنجا سپری می کردند،‌ (وهنوز نیز می کنند) استان بوشهر بوده است. به درستی نمی دانیم که برای اولین بار قشقایی های ترک زبان از چه تاریخی ساکن استان فعلی بوشهر شده اند اما قطعاً از اواخر عصر ایلخانیان و اوایل صفوی آنها ساکن این نواحی بوده اند. کارستن نیبور، که در روزگار کریم خان زند سفری به جنوب ایران داشته، در هنگام عبور از تنگستان و دشتی،‌ با ترک های ایل قشقایی،‌ که البته او به اشتباه آنان را «ترکمن» دانسته، برخورد کرده است. وی در این باره می نویسد:‌«امروز به یک چوپان ترکمن برخوردیم، که فلوت می نواخت،‌این فلوت از نی بود و پنج سوراخ داشت، که همه سوراخ ها در یک طرف بودند.»  ‏


‏« نی چوپانی» در میان ترک های ساکن بوشهر یکی از سازهای رایج به شمار می رود. عشایر ترک قشقایی ساکن « دشتستان» آهنگ های رایج در میان ترک زبانان را می نوازد،‌از جمله «کور اُغله» (کور اغله)‌،‌«گدَن اَتله»،‌«گدَن دارغه»، « کَرم اصله»، «صنم و غریب»،‌«اعظم» و «معضوم» (مجنون)، که در میان ترک های مختلف ایران نیز رایج است.»‏


‏« از دیگر سازهای ترکی که در سطح استان بوشهر توسط عشایر ترک زبان قشقایی نواخته می شود ساز «کرنا» ‏kerana‏ یا همان «کرنا» ‏korna‏ است که در نواحی «جم»، و بوشکان ( از توابع دشتستان) نواخته می شود. عشایر بوشکان با این ساز اغلب آهنگ های ترکی اجرا می کنند. آهنگ های «پنج چوب»، «سه چوب»،‌«تک چوب» و «اشرفی منگنه» از این دست می باشند.»‏


‏«عشایر ترک ساکن استان بوشهر همچنین سازهای دیگری چون «ذیل» ‏zil، ساز‎ saz ‎‏ و نقاره‏nogare‏ نیز می نوازند. معروف ترین ریتم نقاره در میان عشایر قشقایی ساکن استان بوشهر «دوره» و «خُرده» است.»‏


‏«طبل» و «نقاره» در عصر قاجار در بوشهر در امور نظامی،‌جشن ها و اعلام فتح و پیروزی بر دشمن نیز کاربرد داشته است. داستان محاصره ارگ بوشهر (مدرسه گلستان فعلی د رمحله شنبدی) توسط اعراب در سال 1248هـ .ق/ 1832م. که در «فارسنامه ناصری» آمده، سند مکتوب جالبی است در این باب:‏


‏«... بعد از کشته شدن شیخ عبدالرسول خان حاکم بندر بوشهر،‌نواب رضا قلی میرزا نایب الایاله وارد بوشهر گردید و بر مرتکبین قتل شیخ ایرادی نگرفت و مواخذتی نفرمود. و شیخ نصرخان پسر شیخ عبدالرسول خان با جماعتی از اقوام خود بر کشتی ها نشسته،‌ برای استمداد از اعراب به جانب بحرین و قطیف و رأس الخیمه شتاف و چون خبر کشته شدن ارغوان میرزا و مصطفی قلی خان قشقایی به بنادر فارس رسید، شیخ نصرخان چندین هزار نفر از طوایف عتوب بحرین و جواسم رأس الخیمه و اعراب برنجد را با خود موافق کرده به دعوت ملک موروث و دعوی خون پدر خود در اوایل ماه جمادی دویم این سال (1248) ا چندین کشتی آمده در برابر بوشهر لنگر انداختند و چون شب درآمد از کشتی ها پیاده گشته،‌از سه جانب بوشهر که به دریا پیوسته است،‌یورش آوردند و معادل ششصد و پنجاه نفر سربازی شیرازی و تفنگچی دشتستانی (و تنگستانی) که در بروج یک جانب بوشهر و در حوالی ارگ شیخ عبدالرسول خانی توقف داشتند در برابر آنها درآمده، مشغول جنگ شدند و محمدعلی خان تنگستانی و محمدعلی سلطان شیرازی پای مردی را فشردند و چون معامله قطره دریا بود، تمامت بروج و باروری بوشهر جز ارگ که جای نشیمن نواب نایب الایاله  بود در تصرف اعراب درآمد. و چون هوا روشن شد،‌جماعت اعراب به حکم شیخ نصرخان روی جنگ را به جانب ارگ انداختند و جنگی سخت نمودند که در میانه عربی در رسید و سر بریده ای را در حضور نواب معزی الیه آورد  عرض نمود که:‏


من از اعراب دموخ ساکن چاهکوتاه  مضافات بوشهر و نوکر شیخ حسین عرب دموخ، نوکر شما هستم و این سر شیخ عبدالله سپاه اعراب است! پس نواب نایب الایاله بفرمود که طبالان نقاره ی فتح و شادمانی را نواختند...»‏


از نقل قول بلند بالا،‌به خوبی روشن می شود که در عصر قاجار در بندر بوشهر گروهی «طبال» و طبل زن وجود داشته اند که هنگام فتح، نصرت و پیروزی و برخی مواقع دیگر طبل و دهل می نواختند.‏

اعراب و موسیقی بوشهر


کرانه های ساحلی و پس کرانه های استان بوشهر از دیرباز محل مهاجرت اقوام و ملل مختلف بوده است. از قرن ها قبل از اسلام اعراب کرانه های جنوبی خلیج فارس و مجاور به بوشهر رفت و آمد قومی داشته اند و موج های مهاجرت از هر دو سو وجود داشته است. حتی در زمان ساسانیان،‌ اعراب یک بار به ریشهر حمله کرده برای مدتی این شهر را به تصرف خود درآوردند.‏


در همین رفت و آمدها و مهاجرت های مدام قومی، اعراب موسیقی خود را نیز به نواحی کرانه های شمالی خلیج فارس و استان امروزی بوشهر آوردند. چنانکه در صفحات قبل اشاره کردیم،‌ پس از اسلام این روند رو به فزونی گذاشت به گونه ای که برخی از فرم های موسیقی مذهبی را صرفاً اعراب به بوشهر آوردند.‏


شاید برجسته ترین آن مراسمی است که امروزه با عنوان «مولودی خوانی» از آن یاد می شود و در بندر بوشهر، جزیره خارگ،‌دیر، کنگان و برخی دیگر از مناطق ساحلی رواج عام دارد. آلات موسیقیایی،‌ ملودی،‌اشعار و رقص های مربوط به این مراسم همگی عربی است.‏


در مراسم سینه زنی و عزاداری برای امام حسین (ع) در بوشهر نیز، رگه های قوی ای از حضور عنصر عرب مشاهده می شود. دم گرفتن معروف به «گل یا حسین» که پس از سینه زنی و در هنگام «هیا مظلوم» خوانده می شود،‌در اصل «قل یا حسین» (بگو! یا حسین) بوده است. اعراب به طور مستقیم یا غیرمستقیم تاثیرهای دیگری نیز بر مراسم سنج و دمام،‌شام غریبان «مختک علی اصغر» (‏maxtak‏)،‌اجرای مراسم زار و ... گذاشته اند.‏


‏« این رسم مولودی خوانی ویژه ی جشن تولد پیغمبر اسلام (ص) است و اغلب توسط اهالی سنی مذهب بوشهر اجرا می گردد. در مولودی خوانی جماعت،‌در ابتدا به صورت نشسته آواها و اشعار عربی مولودی را می خوانند،‌سپس در قسمتی از مراسم بر روی زانوهای خویش می ایستند و شانه ها را به راست و چپ حرکت می دهند. در اوج مولودی خوانی، این حرکات را به صورت ایستاده پی می گیرند. در این مراسم، تنها از یک نوع ساز ضربی استفاده می شود. این ساز همان «دف» مورد استفاده در موسیقی اعراب است که به همان شیوه نیز در مراسم نواخته می شود.»‏


به این ساز در بندر بوشهر «دیره» ‏deyre‏ و در جزیره خارگ به آن «سُمه» ‏somme‏ می گویند. این ساز در برخی از نواحی استان بوشهر،‌ مانند کنگان و دیر،‌رواج بیشتری دارد. اهالی این نواحی این ساز را «طار» ‏tar‏ می نامند. ‏


ریتم های این ساز از جمله «خیالی»،‌«صحابی»،‌ «امنیه» و «اصلاوی» اغلب عربی هستند.‏


مراسم موسیقیایی و آئینی مرسوم به «دم دم سحری» ‏dom dom sahari‏ نیز،‌که در شب های ماه مبارک رمضان اجرا می شود، تا اندازه ای رنگ و بوی عربی دارد.‏


در اینجا باید به عزاداری زنان در بوشهر اشاره کرد که ماهیتی آفریقایی- عربی دارد و تا چندی پیش در میان زنان عرب ساکنن بوشهر رواج عام و باشکوهی داشته است.‏


هم اکنون تاثیرات موسیقی اعراب حاشیه خلیج فارس در موسیقی،‌شعر و فرهنگ مناطق کنگان، عسلویه، دیر، جزیره شیف و خارگ کاملاً مشخص است.‏


هند و موسیقی بوشهر


صبغه و رنگ موسیقی هندی در عزاداری و موسیقی مذهبی،‌علاوه در برخی از سازها و ملودی ها،‌حتی در اشعار «نوحه خوان» های بوشهر نیز آشکار است. موسیقی هندی حضوری قابل توجه در نواها و آواهای مذهبی بوشهر دارد.‏


این تاثیر در همین اواخر چنان قوی بوده که نوحه خوان معروفی چون ناخدا عباس دریانورد (1333-1255ش.) بارها در نوحه های خود از اشعار و ملودی های هندی (راک هندی) سود می برده است. یکی از نوحه های «هندی» آن شادروان، چنین است:‏


‏«شیعه زنن بر سر و سینه در این بزم عزا‏
با دو صد شور و نوا
که شده کشته حسین در سفر کربُبلا
از دم تیغ جفا
ستم و جور اطانسته انکار نهی ‏
مانجا دل ندوکا
برستان عربیان که سزاوار نهی
از دم تیغ جفا
مام کو دل جلگه استن که شاهنشه دین
زمین کو پراگهی جتن ستم جور و جفا
از دم تیغ جفا»‏


همچنین نوحه های «شیع زن به سر،‌زره رفا...» و «قتل شاهنشه کون و مکان» در قالب راک هندی خوانده شده و هنوز هم می شود. ضمناً از نفوذ زبان و واژگان هندی در مراسم عزاداری مذهبی بوشهر نباید غافل ماند،‌ کما اینکه تا امروز واژه «گدام» ‏godam‏ در بوشهر رایج است. کلمه ای است انگلیسی- هندی که در اصل به معنای «انبار» است، اما در بوشهر به معنی سایه بانی است که سازهای عزاداری زیر آن نگاهداری می شود.‏


همچنین به نخی که دمام را با آن می بندند «ستلی» ‏sotli‏ گویند  که واژه ای است هندی. جالب آنکه هندی ها به نمونه ای از این طبل «دَمّاما» می گویند. با این وجود احتمالاً واژه «دمام» در بوشهر اخذ شده از این لغت هندی است.‏


در فاصله عصر صفوی تا قاجاریه،‌غالباً آلات موسیقیایی چون سنج،‌دمام و بوق شاخی از هندوستان وارد ریشهر،‌بوشهر و خارگ می شده است و از این رو حتی برخی بر این باورند که اساساً مراسم «سنج و دمام» در اصل هندی بوده است. هر چند در این باره تردیدهای جدی وجود دارد.‏


به هر حال عنصر هندیة‌نقش قابل توجه ای در عزاداری و موسیقی محلی (چه از نظر سازها و چه ملودی) داشته است. در مواردی عنصر آفریقایی و هندی در موسیقی بوشهر چنان درهم آمیخته شده که امروزه تفکیک و جداسازی آن دشوار و گاه غیر ممکن است.‏


آفریقا و موسیقی بوشهر


در بین فرهنگ های تاثیرگذار در موسیقی بومی بوشهر نقش آواها و آیین آفریقایی بسیار مهم و پر رنگ می باشد. تاریخ اصلی ورود این فرهنگ به بوشهر به زمان تجارت برده در این منطقه بر می گردد.‏


‏«تجارت برده در خلیج فارس درست پیش از آغاز قرن 18 شروع گردید. البته روایتها و گزارش های مربوط به سده های میانه بطور پراکنده پیرامون برده ها به عنوان نوکران خانگی و محافظ، نیروهای شبه نظامی (میلیشیا) و ملوان در ایران و      حوزه ی خلیج فارس اشاره دارند.»‏


ردپای موسیقی آفریقایی در بوشهر


‏1- آواها و آیین دست نخورده: در زمان حاضر شاید نتوانیم آواها و آیین ها  آفریقایی را دریابیم  که بدون تغییر در موسیقی بوشهر به حیات خود ادامه داده باشد. اما موسیقی و مراسم«شیخ فرج»‏six feraj‏ که هم  اکنون در جزیزه ی خارگ برگزار می شود  را با اندکی اغماض می توانیم جزء این دسته قرار دهیم.‏


یکی از منابع بسیار ارزشمندی که تا حد زیادی تاریخ و سرگذشت مراسم «شیخ فرج» را روشن می سازد، گزارشی  است  که در «سفرنامه ی نیبور»  درج شده است.سروان «کارستن نیبور» در سفرنامه ی خود- در سال 1765 میلادی- آورده است:‏


‏«از «کافرهای» آفریقا که بصورت برده در خاک فروخته می شدند, بیشترشان مذهب خودشان راحفظ  کرده بودند.«کافرها»  برای شخصیت  مذهبی بزرگ خود، که «شیخ فرج» نامیده می شود. بنای کوچکی ساخته بودند. مراسم مذهبی آنها  بیشتر عبارت است از رقصی که با طبل و سازهای بدوی دیگری همراهی می شد.»‏


در مراسم شیخ فرج در جزیره ی خارگ چهارگونه ساز ضربی نواخته می شود . این سازها عبارتند از: طبلی معروف به «شیخ فرج» از سازهای  گروه «ممبرانوفون»ها و نیز دو طبل دیگر که به عنوان  بچه های ساز مذکور شناخته می شوند . همینگونه ساز دیگری  که در خارگ به آن «توسیلک»-‏towsilak‏ می گویند که آن نیز در گروه «ایدیوفون »ها قرار می گیرد.‏


البته به غیر از سازهای ذکر شده ، در گذشته از «بوق شاخی» و یک ساز  بادی ملودیک به نام «زمری» ‏zemari‏ که از گروه «آیروفون »ها می باشد. نیز در مراسم شیخ فرج استفاده می شده است.‏


جالب اینکه هنوز زبان موسیقیایی این مراسم آفریقایی می باشد . هر چند در حال حاضر  هیچ کدام  از  اجرا کنندگان  معنی این آوازها را نمی دانند.‏


در مورد اجرای  آواها و آیین آفریقایی توسط بردگان  در بندر بوشهر نیز خانم «وانسه مارتین» ‏vanseea martin‏ ، محقق  انگلیسی در کتاب  «قاجار» (لندن 2005 م.) چنین  نوشته است:‏


‏«راه و رسم بردهای بوشهر این بود که نزدیک دروازه اصلی گرد آمده و به نواختن دهل(طبل) می ÷رداختند. جالب اینکه در این تجمع  غلام و کنیز   هر دو  حضور داشتند ، هر چند که آنها حجاب -پوششی  که برای کنیز و بانو اجباری  بود رعایت می کردند. از این تجمع مختلط  که شامل آواز خوانی  و رقص بود ، می توان به عنوان ترجمانی از فرهنگ اصیل  آفریقایی اشان، تلقی کرد . بی هیچ  شگفتی علما  و سایر ساکنان شهر بوشهر نسبت به این تجمع- که همراه با رقص و آواز بود – اعتراض می کردند اما برده ها به رغم تلاش هایی  که برای جلو گیری نمودن از آنها به عمل می آمد ، راه و رسم  خود را دنبال می کردند.»‏


‏2- آئاها و آیین تغییر یافته : تردیدی نیست که موسیقی آفریقا در طلاقی با موسیقی بوشهر و هنرمندان این مرزوبوم  تغییر یافته و صبعه ی بوشهری به خود گرفته  است . از این میان می توان  به مراسم نواختن «سنج  و دمام» و بعضی از فرم های «یزله» خوانی در بوشهر اشاره نمود.‏


مراسم«سنج و دمام» در حال حاضر پیش از آغاز مراسم  عزاداری  و سینه زنی در بوشهر نواخته می شود. شرح ساختارها  سازها و طرز  نواختن آنها و در مراسم سنج و دمام  همراه با معرفی  و بکارگیری اصطلاحات  موجود پیرامون  ساز و مراسم و نیز بررسی ابعاد  مختلف اعتقادی  و سمبولیک  سازها، از جمله  مواردی است  که در شناخت  لغات  عاریتی  از فرهنگ های  مختلف و مطالعه  جنبه های خاص رشد آن  و نیز  در مشخص  نمودن  موطن  قبلی این نوع سازها  و مراسم  و حتی تاریخ  این نوع موسیقی از اهمیت ویژه ای  برخوردار است.‏


در قطعه  سنج و  دمام  سازهای  بوق ‏buq‏ دمام ‏dammam ‎سنج ‏senj‏  نواخته می شوند . سازهای  مذکور  از نخستین  آلات موسیقی می باشند  و در زمره  سازهای جنگلی  بوده و در موسیقی  محلی آفریقا  ریشه دارند. این گونه سازها  از همان ابتدا به عنوان وسیله  ای برای اعلام  خبر و تجمع  مردم بکار می رفته اند.‏


‏ اولین بار،  سازهای  سنج و دمام  از آفریقا  به این منطقه  آورده شده است.  در آغاز،  توسط خود آنها  در این منطقه  نواخته  می شده است. تا اینکه در بوشهر  شکل خاص و مقدسی به خود گرفته، سرانجام مورد قبول عامه  مردم قرار  گرفته است. بنابراین  پیدایش  این سازها  در بوشهر مصادف  بوده است  با مسافرت های دریایی مردم این منطقه به آفریقا  و بویژه  مهاجرت  اقوام آفریقایی که بیشتر به عنوان برده به بوشهر آورده می شدند.‏


سدید السلطنه  بندر عباسی در کتاب « خلیج فارس و دریای عمان  در صد سال پیش» پیرامون  نوازنده ها و سازهای مدنظر ما در بوشهر، این گونه  یادداشت نموده است: « مطرب: یک هیات سیاهان آزاد شده باشند.آلات طرب آنها بوق  و طمبک(تمبک) و سنج  بر وزن  گنج است و طمبکهای آنها دو معادل طمبک داخله ایران است. در آیین وفات بزرگان  با دسته سینه زنی  هم سیر می کردند. در بیشتر اوقات  به هوای خود گرد آمده و تغنی کنند.»‏


نواختن سازهای سنج و دمام، برای تجمع  مردم  در به آب انداختن  کشتی (اُوشار(، تقویت  روحیه  کارکنان جهاز و ایجاد نظم  در حین کار نیز استفاده  می شده است. این نوع موسیقی(نی مه) با آواز همراه بوده و در میان کارکنان و ملوانان کشتی های بادبانی که از زنگبار(اکنون  جزیره ای در کشور  تانزانیا)،ملیوار(مالابار، جنوب غرب هندوستان) و کشورهای همجوار برای تخلیه بار به بوشهر می آمدند، به اوج خود می رسیده است.‏


در مورد نقش موسیقی آفریقایی در عزاداری زنانه بوشهر نیز یادداشت  سدسد السلطنه  بندرعباسی در کتاب « خلیج فارس و دریای  عمان  در صد سال پیش» قابل توجه است:‏
‏«مطربه:  یک دسته کنیزان آزاد شده باشند. تقریباً پانزده نفر شوند و آلات طربشان  دایره ای است و خلقه دار. در اعیاد و عروسی  دعوت شده گاهی  بی دعوت  روندو دایره وار نشسته  و تغنی کرده و انعام یابند.در پرسه  محترمین هم روند و سرود واژگونه خوانند.»‏


از نوشته های  سدیدالسلطنه جدا از مواردی ، در مورد موقعیت اجتماعی اجرا کنندگان موسیقی سوگواری زنانه در بوشهر ، می توان نتیجه گرفت که : پس از پاگشودن برگان آفریقایی  به بوشهر ، سرانجام عده ای از کنیزان  آزاد شده- همچون عده ای از غلامان – موسیقی را به عنوان حرفه ی خود  انتخاب نمودند . از این رو هم در مجالس جشن و هم در عزاداری شرکت  می نمودند . تا انعامی یافته و امرار معاش نمایند.‏


کنیزان سیاه پوست  به تدریج آواها و رسوم خود را با عزاداری  زنانه بومیان  بوشهر تلفیق نمودند . چون حضور آنها در این گونه  مجالس گروهی بوده  یا به نوعی کار آنها گروهی بوده است، بنابراین  برای اجرای موسیقی  خود نیاز  به همراهی بویژه  همخوانی داشته اند  نیز دچار مشکل نبودند . از این رو سرود واژگونه آنها مورد استقبال  قرار گرفته و مقبولیت می یابد.به تدریج موسیقی سوگواری زنانه  بوشهر در سیطره کنیزان آفریقایی قرار گرفت.‏


در تثبیت جستار مطرح شده- جدا از رد پای آشکار موسیقی سیاهان  آفریقایی بویژه در بعضی از فرمها  و نوحه های  سرپایی- گفتنی است که تا چند دهه پیش و حتی تا هم اکنون  نیز اغلب  خوانندگان مطرح موسیقی زنانه در بوشهر و مناطق اطراف آن ، از همان تبار آزاد شدگان  هستند. ‏
‏3- آواها و آیین تاثیر گرفته: موسیقی آفریقایی در اغلب مراسم موسیقیایی مردم بوشهر نقش آفرینی کرده است. آنگونه که ذکر شد بخشی از موسیقی آفریقا کماکان با همان شمایل در موسیقی بوشهر در جریان است و بخشی با پذیرفتن تغییراتی در نوع موسیقی و کاربرد آن هنوز هم با اهمیت است. در این میان باید به تاثیر مستقیم و غیر مستقیم  این نوع موسیقی در بوشهر نیز اشاره کنیم. منجمله در ریتم های موسیقی شهری بوشهر که به بیشتر به «بندری» معروف است. و لهجه های موسیقایی در «نیمه خوانی»، «یزله خوانی» و ترانه های بوشهری.‏


برای مثال:‏
هله ما هل یوسا / هلل یو هل یوسا
غراب اومد برد جتی / هلل یو هل یوسا
همش سیاه و پا پتی / هلل یو هل یوسا
سیاه سیاه های خمون / هلل یو هلل یوسا
غریب نیا داخل مون / هلل یو هل یوسا‏


عده ای نیز بر این نظرند که حرکات موزون در سینه زنی بوشهر برگرفته از رقصهای گروهی سیاه پوستان آفریقایی است. زیرا آنها به گرد محوری، مراسم آیینی خود را اجرا می کرده اند. خلاصه اینکه آن را یادگار رقصهای بدوی رایج در بوشهر می دانند.‏


همینگونه برخی از نوحه های مورد استفاده در نوعی از سینه زنی بوشهری معروف به «بر حیدری» تحت تاثیر موسیقی آفریقایی می باشد. این گونه نوحه ها، شعارگونه و مهیج است. حالت اغلب ملودی ها به شکل رسیتاتیون و بیان محاوره ای می باشد. اغلب آنها از تغییر و تحول تعداد محدودی از نمونه های مبنایی شکل گرفته است. این خویشاوندی خصوصاً در شروع و خاتمه ی نوحه ها و تقسیم بندی جملات و قسمتهای ملودی به چشم می خورد. جملات موسیقی در این نوع نوحه ها اغلب کوتاه و تکراری اند و بافت ملودی آنها به آوازهای بدوی آفریقایی و عربی شباهت قابل توجه ای دارد.‏


‏4- آواها و آیین فراموش شده: با توجه به حضور پررنگ بردگان آفریقایی در بوشهر باید پذیرفت که در گذشته این نوع موسیقی از تنوع بیشتری در بوشهر برخوردار بوده است. آواها و آیینی که اکنون به دست فراموشی سپرده شده است. از این میان می توانیم به آوازهای اشاره کنیم که جنبه ی عمومی نداشته و بیشتر اندرونی بوده است. مثل آوازهایی که بین مادر و فرزندان جریان داشته و به طبع با از بین رفتن زبان آفریقایی در بین نسل های بعد و یا ازدواج آنها با ایرانی ها از بین رفته است.‏
از جمله فرم های موسیقایی که در گذشته اجرای آن در بندر بوشهر رواج داشته «سبالو» بوده است. سبالو آوازی بوده که با دایره همراه می شده و بوسیله خوانندگانی که دایره وار کنار هم می نشسته اند اجرا می شده است. ظاهراً سبالو متاثر از موسیقی آفریقا و عرب بوده است. ‏


تاثیر اروپا بر موسیقی محلی بوشهر


علاوه بر حوزه های تمدنی آفریقا،‌هندوستان، اعراب و فرهنگ ها و خرده فرهنگ های داخلی لرها،‌کردها و ترک ها بر موسیقی محلی بوشهر،‌از دوران صفویه تا قاجاریه موسیقی اروپایی نیز بر موسیقی محلی و مذهبی بوشهر بی تاثیر نبوده است. بررسی و تحلیل تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی استان بوشهر در پنج قرن اخیر نشان می دهد که ملل اروپایی زیادی از جمله پرتغالی ها،‌هلندی ها،‌انگلیسی ها و فرانسوی ها در مناطقی از استان بوشهر،‌و غالباً شبه جزیره بوشهر و جزیره خارگ، حضور سیاسی- اقتصادی و فرهنگی داشته اند.‏


پرتغالی ها و موسیقی محلی بوشهر


پرتغالی ها اولین مردم مسیحی مغرب زمین و اروپا بودند که با اهداف استعماری پایشان به آفریقا، هندوستان و کرانه های شمالی خلیج فارس و جنوب ایران باز شد. هجوم آنان به جنوب ایران تقریباً مصادف بود با ظهور سلسله ی صفوی در ایران. آنان برای اولین بار در سال 1514م./921ه.ق پایشان به شبه جزیره بوشهر نیز باز شد و در همین سال ها بود که جزیره خارگ را نیز فتح کردند. پرتغالی ها تعداد زیادی برده ی آفریقایی با خود به جنوب ایران، خارگ و برخی نواحی استان امروزی بوشهرة از جمله کنگان و دیر،‌آوردند و در صید صدف و مروارید و برخی کارهای دیگر از آنان استفاده کردند.‏


‏«وود» ‏wood‏ نماینده کمپانی هند شرقی انگلستان در بندر ریگ،‌در تاریخ 26 ماه مه 1756م./26 شعبان 1169ه.ق دیداری از جزیره خارگ داشته است. وی در گزارشی که بعدها از سفرش به خارگ نوشت،‌ ذکر کرد که بردگان سیاه آفریقایی ( یا همان «کافرها»)‌در قایق های صید مروارید مشغول به کار هستند.‏


وی همچنین نوشت که تعداد صد نفر برده آفریقایی، که کاملاً مسلح نیز بوده و خوب تغذیه شده بودند، با زنان برده (کنیزان) آفریقایی زندگی می کنند و از آنها برای سرکوب اعراب استفاده می شود.‏


پرتغالیها در مسیر بندر بصره به هرموز، در جزیره خارگ برای آبگیری کشتی ها و یافتن «راهنما» توقف می کردند. بازرگانان پرتغالی از اوایل قرن شانزدهم تا نیمه اول قرن هفدهم در خلیج فارس بهه طور پنهانی به تجارت برده مشغول بودند.‏


این بردگان سیاه آفریقایی با خود فرهنگ موسیقیایی غنی ای نیز وارد خارگ و جنوب ایران کردند که یکی از مهمترین دستاوردهای آنان موسیقی پراوهامم و رازآمیز «زار» می باشد.‏


‏«زار» یک موسیقی آیینی با منشاء آفریقایی است. در ماهیتت آفریقایی موسیقی و مراسم «زار»، کمترین تردیدی وجود ندارد، اما سوالی که تا امروز هنوز به طور قاطع و علمی به آن پاسخ نداده اند این می باشدد که «زار» از چه تاریخی و چگونه وارد جزیره خارگ و جنوب ایران شده است و چگونه با فرهنگ بومی- عربی اهالی سنی و شیعه خارگ گره خورده است؟‏


‏«مدارک و شواهد موجود حاکی از آن است، که این رسم در آغاز توسط سیاه پوستان آفریقایی که به صورت برده به این جزیره آمده بودند، با همان لحن موسیقیایی،‌ همراه با سازها و اعتقادات خاص خود، در جزیره خارگ به اجرا درآمده است، تا اینکه به مرور زمان این رسم به نوعی با فرهنگ و باورهای ساکنان جزیره آمیخته شده و در کنار دیگر مراسم خارگ از جایگاه ویژ ه ای برخوردار گردیده است. «عنبر وطن دوست» برای نگارنده نقل کرده است که:‌ « در ابتدا همه اجرا کنندگان مراسم،‌سیاه پوست بوده اند. آنها سازها را از سافل (بنادر آفریقا در اصطلاح     بومی های خارگ) آورده بودند و در اکثر اوقات با آیین خاص خودشان به نواختن سازها می پرداختند.‏


‏«فاطمه زنگباری» نیز می گوید:‌« قدمت سازهایی که از آنها نگهداری می کنم، بسیار زیاد است. نیاکان ما نقل کرده اند که این سازها را به وسیله ی کشتی از زنگبار آورده اند.»‏


‏«علی تقی زاده» نیز می گوید: (...) «این سازها و مراسم آن، مربوط به زنگبار بوده است که در زمانهای گذدته زیدی از آن منطقه، برای داد و ستد به جزیره خارگ می آمده اند، و اکنون دی زار (مادر زار) فعلی خارگ نیز یکی از بازمانده های همان نسلی است. چنانچه نام فامیلی او نیز «زنگباری» است» ‏

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/BKCH72B

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir