
موسیقی بوشهر - ساز و شروهخوانی
روایتها حاکی از آن دارد که در گذشته شروهخوانی بدون همراهی هیچگونه سازی مرسوم بوده است. با این حال نمیتوان از همراهی ساز نی با این آواز ـ هرچند متأخر هم باشد ـ غافل بود....
موسیقی بوشهر
نویسنده: محسن شریفیان- سید قاسم یاحسینی
ساز و شروهخوانی
روایتها حاکی از آن دارد که در گذشته شروهخوانی بدون همراهی هیچگونه سازی مرسوم بوده است. با این حال نمیتوان از همراهی ساز نی با این آواز ـ هرچند متأخر هم باشد ـ غافل بود.
نی استوانهای است میان تهی از جنس نی که به آن «نی چوپانی» هم میگویند. طول آن معمولاً60 تا 65 سانتیمتر و قطر آن تقریباً 5/1 تا 2 سانتیمتر است. این ساز دارای پنج سوراخ بوده که چهار سوراخ در رو و یک سوراخ در پشت آن ایجاد شده است. قطر سوراخهای ایجاد شده بر روی این ساز معمولاً 7 میلیمتر میباشد.
نی چوپانی بدون زبانه است و نوازنده با جمع کردن لبها و گذاشتن نی در کنار لب به ساز خود میدمد. بعضی از نوازندگان آن را به شیوهی نفس برگردان مینوازند. اغلب نوازندگان برای اجرای مقامهای مختلف، هم صدا با نتها، آگاهانه صدایی را از حنجره خود خارج میکنند که به آن «وُوره» میگویند.
معروفترین مقامهای این ساز در شهرستان دشتی و تنگستان، «حاجیانی» است که در همراهی با آواز «شروه» نواخته میشود. علاوه بر این ساربانان ساکن در منطقهی دشتی و کنگان نیز با این ساز آهنگهای «زنگ اشتری» (نانگُرو)، «شتررو»، «گلهبردن»، «گاودوشی» و «هُی کاکا» را مینوازند.
ساز دیگری که در مناطق شهری بوشهر شروه را همراهی میکند فلوت است. فلوت از سازهای بادی بیزبانه است. این ساز از یک لولهی استوانهای میانتهی از جنس نی، چوب یا فلز ساخته میشود. اندازهی این ساز 42 تا 50 سانتیمتر و قطر آن حدود 2 سانتیمتر است. انتهای بالایی آن نزدیک دهانه، بسته است، دهانهی این ساز سوراخی است که در سطح جانبی لوله تعبیه شده است. فلوتزن برای دمیدن آن، لب را نزدیک سوراخ برده به لبه مماس میکند. در قسمت پایینتر شش سوراخ جهت ایجاد اصوات مختلف تعبیه شده است.
این ساز بیشتر در بندر بوشهر رواج داشته و کاربرد آن بجز در شروهخوانی در همراهی«خیامخوانی» و نیز نواختن نوحهی «شامغریبان» و «مرثیهخوانی» است. 1
شیوههای شروهخوانی
شروه در بوشهر به گردههای مختلفی تقسیم میشود. نامگذاری این گردهها یا انتساب به مکان دارد مثل: دشتی، دشتستانی، شمبهای، تنگسیری، چاهکوتاهی، شبانکارهای و... یا منتسب به گروه و اقوامی خواص هستند مثل: حاجیونی، جتکی، زنگی یا منتسب به نام کسی است که مبتکر آن شیوه یا بهتر از دیگران آن شیوه را میخوانده است مثل: عامومحسین، علیکلسین،
کلکرم، زنگویی، شریفیان، نجاتی، بخشو و... مقامهایی مانند فایزخوانی، باقرخوانی، مثنوی و نظامیخوانی نیز منتسب به شاعر گوینده شعر است.
در یک بررسی کلی با توجه به شیوههای مختلف شروهخوانی و نیز حضور شروهسرایان و شروهخوانان و نظر به لهجهشناسی و تبارشناسی در استان بوشهر میتوان شروهخوانی در بوشهر را به چهار منطقه اصلی تقسیم کرد.
در درجه اول منطقه دشتی تا حوالی شهرستان دیر به عنوان خاستگاه شروهسرایی و شروهخوانی، کما اینکه در حال حاضر نیز به شروهخوانی فایزخوانی و گاه دشتیخوانی میگویند. در مرتبه دوم منطقه دشتستان به عنوان یکی از مهمترین مناطق شروهخوانی در حدی که بسیاری شروهخوانی را دشتستانی مینامند. سوم تنگستان به خاطر رواج شیوهای خاص از شروهخوانی و حضور شروهخوانان خوش صدا و در آخر بوشهر که نوعی شروهخوانی شهری در آن رواج یافته است که بیشتر به مصیبتخوانی معروف است.
در مناطق کنگان و جم شروهخوانی نسبت به مناطق اصلی از جایگاه و اصالت کمتری برخوردار است. در مناطق گناوه و دیلم نیز شروهخوانی با موسیقی لری گره خورده است، رواج شیوههای مکوندی، میگلی و یاریار (بیدگونی) در این مناطق گواه این موضوع است. با این وجود نمیتوان پراکندگی شروهخوانی در دیگر مناطق استان بوشهر را نادیده انگاشت.
آنگونه که ذکر شد قالب شعری شروهخوانی دوبیتی است که قدما به آن «فهلویات» میگفتهاند و مضمون غالب شروهخوانی بیشتر جنبهی عاشقانه و حاکی از وصل و وصف و سوز و گداز و هجر و فراق دارد. زبان شروه فارسی محاورهای است که گاه با لغات بومی درآمیخته شده است. با این حال در بعضی مناطق بویژه دشتی به دوبیتیهایی برمیخوریم که کاملاً بومی هستند. دو بیتیهای محلی در گذشته مورد استفاده بیشتری بوده است.
در شروه اغلب از دوبیتیهای «فایز» و سید بهمنیار ملقب به «مفتون» (1276-1341) استفاده میشود. با این وجود میتوان از دیگر دوبیتیسرایانی که از اشعارشان در شروه استفاده میشود نیز نام برد از جمله: احمد خان دشتی، سیدعلینقی دشتی، نادم، باکی، شیدا، واثق، ناظم، ناصح، یغما، زمانی، ریاضی، ترجمان، پریشان، کوهی و ...
شروه و لالایی
لالائی دارای خصوصیات و نشانههای مشترکی با شروهخوانی میباشد به خصوص در نوع ملودی و حال و هوایی که برای خواننده ایجاد میکند طوری که اگر در بعضی موارد بدون توجه به اشعار لالائی و شروه فقط به آهنگ آنها گوش دهیم در مغایر ساختن آنها دچار مشکل میشویم. نکته دیگر که دال بر ارتباط این دو نوع آواز میباشد اینست که اکنون در میان لالاییهای مختلف استان بوشهر اشعار فایز و یا دیگر ترانهسرایان و گاهاً آهنگهای ویژه شروهخوانی، دقیقاً به گوش میخورد. البته در این مورد با توجه به قدمت لالایی نسبت به شروهخوانی و نیز برجستگی این آواز، باید تأثیرگذاری لالایی را بر شروهخوانی مقدم دانست.
خواندن لالایی در مجالس عزاداری زنانه بوشهر نیز رواج دارد. در این گونه مراسم، نوحهخوانانِ زن، چنانچه شخص از دنیا رفته جوان یا نوجوان باشد، شروع به خواندن بعضی از اشعار لالایی مینمایند. در بعضی از مناطق استان بوشهر، بویژه گناوه، دیلم و بخشی از شهرستان دشتستان به خواندن این گونه آوازها در عزاداری زنانه «شوره» šowre میگویند.
آواز «شوره» در عزاداری زنانه از نظر شباهت در ساختار و عنوان، با آوازهای حزنانگیز «هوره» hure ، بیارتباط نمیباشد. کارشناسان و مورخان، خاستگاه «هوره» را در میان اقوام «کُرد» دانسته و اکثر قریب به اتفاق آنها این آواز را به عنوان یکی از کهنترین آوازهای ایرانی معرفی میکنند.
قابل ذکر است اصطلاح «هوره» در مناطقی از دشتستان به معنای «گریه بلند کردن» هم بکار برده میشود. همینگونه واژه «هوروکه» huruke به معنای «گریه بلند مردان» نیز قابل تأمل است.
در کرمانشاه نوعی از هوره به «موره» mure (مور) معروف است. این آواز حزنآور «توسط زنان به هنگام فوت عزیزانشان در جمع زنانه خوانده میشود. از انواع دیگر هوره لالایی مادران و نیز هوره مخصوص دوشیدن احشام و یا مشکزنی است.» 2
در استان فارس بویژه در روستاهای شهرستان «ممسنی» نیز، زنها در مراسم عزاداری به زبان لُری آواز سوزناکِ مشابهای را میخوانند که به «شربه» šarbe معروف است. در مناطق «بویراحمد» نیز در عزاداریها، آوازی رایج است که آن را «شربه» و «شروه» مینامند.
به گمان نگارنده، نواهای «شوره» در عزاداری زنانه استان بوشهر از کهنترین آوازهای برجای مانده از موسیقی باستانی ایران است. نکتهی دیگر اینکه با رویکرد به تشابه آواز «شوره» با آوازهای «شروه» در موسیقی بوشهر، چه از نظر ساختار آوازی و چه از نظر نامگذاری ـ در واژهی شوره جای «واو» و «ر» تغییر پیدا کرده و به اصطلاح «قَلب» صورت گرفته است. و نظر به قدمت رایج بودن اصطلاح شوره در استان بوشهر نسبت به بکارگیری واژهی شروه در موسیقی بوشهر، این احتمال وجود دارد که شروه از شوره و آواز شوره از آواهای باستانی هوره مأخوذ شده است.
اما با این احتمال باید گفت که ارتباط معنای لغوی شروه با آواز خواندن و موسیقی، نسبت به واژهی هوره بیشتر است، زیرا آنچنان که گفته شد: شروه به معنی آواز خوب میباشد، حال آنکه «هوره از اهوره ahura پیوند یافته زیرا اهوره در اوستا از ریشهی اهو ahu ی سانسکریت آمده که به معنی خدا و مولا و سرور است و در نزد هندوان آسوره āsura غالباً از خدایان بزرگ به شمار میرود.» 3
از همین روست که گاه موسیقی محلی یک منطقه میتواند به عنوان یکی از نشانههای کهنِ تاریخی، نمود نماید. به هر ترتیب، به نظر میآید که اینگونه آوازها که هماکنون با نامهای مشابهی همچون «شروه»، «شوره»، «شربه»، «شروک»، «شروا»، «هوره»، «موره»، «مور» و… در مناطق مختلف ایران به اجرا درمیآیند، همگی از الحان باستانی موسیقی ایران زمین محسوب میشوند. 4
جدا از لالایی، آوازهای دیگری با نام «وسمال» vasmāl، «درنگه»derenge و «ورار» verār با حالی غمگنانه و به صورت زمزمه خوانده میشود و به اصطلاح ترانهای است برای دل خود آدمی! که همگی از شروه تأثیر گرفتهاند.
1. شریفیان، محسن، اهلساز؛ سازشناسی موسیقی بوشهر، انتشارات میراث فرهنگی، 1384، صص 72 تا 74
1. بوستان، بهمن و درویشی، محمدرضا، هفت اورنگ، انتشارات حوزه هنری 1370 ـ ص 111
1. ن .ک: صفی زاده، صدیق، تاریخ موسیقی کردی، انتشارات بهنام 1377، ص 53
2. ن.ک: محسن شریفیان، محسن، اهل ماتم؛ آواها و آیین سوگواری در بوشهر، نشر دیرین. ویرایش جدید 1385، ص 183 تا 187
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir