
به مناسبت بعثت رسول اکرم(ص)
قصیده ای کوتاه به ساحت مقدس پیامبراعظم (ص) سروده حسین دارند
قصیده ای کوتاه به ساحت مقدس پیامبراعظم (ص)
چه بنویسم که درهفت آسمانت شبنمی باشد؟!
کدامین باغ گل با نو بهارت مریمی باشد ؟!
دوعالم بسته با یک تارمویت ، عشق یعنی این!
شب وروز از دف آوازه ات زیر و بمی باشد
ازل ، پیش تو افتاده است تا بعد از تو برخیزد
ابد، پای تورا بوسیده تا دست کمی باشد
تمام رمز و راز آسمان تا بی نهایت ها
به هفت اقلیم مویت ، کم ترین پیچ و خمی باشد
جهان غرق است دریک غمزه ی " لولاک " تو ؛ امّا
خدا می خواست تا درسایه سارت عالمی باشد
خیال سبز لبخند تو عشق آتشینی شد
که از آغاز در دنیای حوّا ، آدمی باشد
کنار کهکشان عشق ، نامت نور شد ، شاید
که در " الله اکبر " از تو اسم اعظمی باشد!
خدا خُلق تورا باریده بر هستی که از بویت
گل مریم ، گل نرگس ، گل ابریشمی باشد
علی یعنی محمّد ، فاطمه یعنی محمّد ، یا:
علی شاید علی شد تا که ابن ملجمی باشد!
تو قرآنی که از آیات نورت شُبهه می گیرند
وگرنه در کجا - حتّی - چو مویت محکمی باشد!
به عشقت هرچه گفتم ، برگ سبزی بود و می دانم
که دریا در سرانگشتان عشقت نم نمی باشد!
به نامت می رسد مردی که رمز عاشقی با اوست
و پشت لحظه هایش ، نو به نو جام جمی باشد
به عرفان بلند چشم هایش اقتدا کن ، دل!
مبادا بی خبر در جمع ما ، نا محرمی باشد!
حسین دارند
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir