بوشهر
← همه اخبار
به مناسبت روز بوشهر

به مناسبت روز بوشهر

۱۸ اسفند ۱۳۹۹کد خبر: 137700۳

شعر شاعران استان بوشهر به مناسبت روز بوشهر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در استان بوشهر ، 18 اسفند ماه به عنوان روز بوشهر نامگذاری شده و شناخته می شود. به همین  مناسبت ، چند شعر از شاعران این استان را باهم می خوانیم:

 

غزلی جنوبی از:

شادروان محمدرضا نعمتی زاده

( ملقب به نیمای جنوب)

 

به انگیزه ۱۸ اسفندماه روز بوشهر

 

پیش طوفان دلم سینه ی دریا تنگ است

اسب سودای مرا پهنه ی صحرا تنگ است

 

از تو لبریزم و در خویش نگنجم، آری

کوزه بهر دل طوفانی دریا تنگ است

 

آنچنانم به تو مشغول و به اقلیم خیال

که به پیش نظرم عرصه‌ی دنیا تنگ است

 

منم آن سان که نگنجم به چنین قالب تنگ

باد سودا زده را روی زمین جا تنگ است

 

دل شوریده ام از سینه به تنگ است به تنگ

آشیان پیش پر بادیه پیما تنگ است

 

چون مسافر که ز شهری گذرد بر سر راه

چشم مشتاق مرا وقت تماشا تنگ است

 

 

 

 

 

 

 

 

***************************

 

عشق در قالب تقریر کجا می‌گنجد؟

جامه ی لفظ بر این معنی والا تنگ است

 

 بندر بوشهر

آبان‌ماه ۱۳۴۳

 

???? محمدرضا نعمتی زاده

برگرفته از:

کتاب فصل خاکستر (ص۲۳)

 

 

دریا

 

خورشید در آغوش آب می نشیند

و نگاه می کند به روزهای رفته

از سال های دور

دریا،

 میعاد گاه موج و پرنده هاست

در ساحل ات،تاریخ قد می کشد و

پرواز می کند

در رقص و پایکوبی ماهی ها

با طنین شروه ی جاشو ها

و صدای دل انگیز ناخدا

زیباست، کوچ پرندگان

همراه لنج ها

 

سرزمین شعر و ترانه

بوشهر،همنشین آفتاب

 

مرتضی زندپور

 

 

***************************

 

تب شرجی ترین گرمایی ات را...

نگین انگشتر دریایی ات را...

نبینم هرگز این بوشهر بوشهر

غروب لحظه ی تنهایی ات را...

 

عقیل نجّار

 

 

 

 

 

 

 

 

***************************

 

بندر که شلوغ می شود

شالوها شادترند

دریا آرامتر ست و

ماسه های ساحل نرمتر اند و

ستاره ها در آب و آسمان

برایت کف می زنند

پاییز ، باران که می بارد

وقتی تو شعر می خوانی

بندر که شلوغ می شود

پری های دریایی

همه از آب بیرون می زنند و

در کافه ی کنار ساحل

همراه شاعران

چای می نوشند.

راضیه راستی

 

***************************

قدیمِ این شهر

پیراهن راه راهِ توست

یک ریال

هنوز نهفته در جیب من

و قند گلاب

از فالوده ی پُر«حِیدَرَک»۱

کاسه ای ست

که حسرت هنوزِ پیاده روهاست

هر قدر که آب

آبی نیست

دریا می خروشد

تا سُرخ شود

دامنی که صبحگاهان

بر بالای«شناشیر»۲

می آویختی

 

قدیم این شهر آبی نیست

دامن راه راهِ توست

به رنگ پنجه ی ماهیخواری

که بالای دکل ها

هر صبح این عصر

می خواند

 

اسکندر احمدنیا

پ.ن:۱-مرحوم حیدرک از فالوده سازان معروف بوشهر در دهه ی چهل و از خانواده یی محترم و پر اعتبار

۲-شناشیر، نرده ی چوبی خانه های بافت قدیم بوشهر

***************************

بوشهر

 

خوش تر ز نام شهر و دیارم ، دیار نیست

بی روی دوست ، منظر دل را بهار نیست

 

ما را خوش است با تو نشستن به راه دوست

تا روز وصل فاصله جز انتظار نیست

 

هرگز به شرجی اش ندهم خاک مُلک ری

احساس و باورم است این ، شعار نیست

این زادوبوم  عرصه ی فرهنگ و دفتر است

این کارنامه جز سند افتخار نیست

 

( بوشهر ) شهر عزّت و مردان سنگر است

این جا کُنام روبَهِ شب زنده دار نیست

 

با جان خویش سُفله ،برون می کند ز خاک

این خاک جای سیطره و اقتدار نیست

 

تاریخ  خود گواه بزرگی و عزّت است

این جا سخن ز صحبت بی اعتبار نیست

 

با سوز و ساز شَروه برون می روم ز خویش

خوش تر ز شعر ( فایز ) و ( مفتون ) شعار نیست

 

کیِ می رود ز خاطر یاران حدیث عشق ؟

در دل بجوی یاد شهیدان ، مزار نیست

 

در آسمان علم و هنر جلوه می کنند

بس اختران زنده که اندر شمار نیست

آزادگی است همّت مردان این دیار

این قیل و قال شیوه ی امروز و پار نیست

 

درسم ز نخل و سینه ی دریا گرفته ام

زین رو هجوم حادثه ما را شکار نیست

( بوشهر ) زنده است و سرافراز و پرشکوه

در موج حادثات اسیر غبار نیست

این شعر ، ( نادری ) به اشاره سروده است

هر چند شرح حسن یکی از هزار نیست

 

محمد علی نادری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گالری تصاویر (۳)

به مناسبت روز بوشهر۱ / ۳
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/7X5PRMQ

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir