بوشهر
← همه اخبار

یدِ بیضا
۲۰ آذر ۱۳۹۰کد خبر: 85373۲
حدیث زنگنه
یدِ بیضا
حدیث زنگنه
بارید دو فصل خشکبالی بر روی خیال خیس و تنها
رویید نهال افتخارش در مشربه ای به نام صحرا
او داوطلب شد که بساید بر آب شهامت لبی را
یک مُشت، نه، مشک آب برداشت ، با رخش دوید سوی دریا
او ماه چهارده نمی شد، یک بال اضافه بود رویش
خم شد و به آب خیره شد تا تصویر گرفت شکلش آنجا
دیدند پلنگان گرسنه ، یک ماه بلند توی آب است
جاچنگ به علقمه شکستند بال پراز عشق ساقی اش را
لبریز تر از بال شد و ریخت دست پر از آب و تشنه ی او
دستش نگران لب یادی ، یک لب نگران یدِ بیضا
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/SMM52P8
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir