
گفت و گو با فرید "میرشکار"
هنرمند ارزنده و پژوهشگر تئاتر به انگیزه ی انتشار کتاب "متادرام"
گفت و گو با فرید "میرشکار"
هنرمند ارزنده و پژوهشگر تئاتر به انگیزه ی انتشار کتاب "متادرام"
آثار استاد بیضایی متادرام کاملی هستند
مصاحبه ای از : " امید غضنفر "
پیش آغاز:
"فرید میرشکار" هنرمند فرهیخته و گران ارج بوشهری ـ متولد 22/6/1348 ـ فعالیت هنری را با نقاشی در سال 1365 شروع کرد که هنوز هم ادامه دارد و حاصل آن شرکت در چند نمایشگاه گروهی و انفرادی است.
از سال 1370 به طور جدی به حوزه ی "نمایش" روی آورد و تحصیلات عالیه اش را در این حوزه به پایان رساند. در طول فعالیت هنری اش تاکنون 14 نمایشنامه، 6 داستان کوتاه، 3 فیلمنامه و یک اثر پژوهشی به نام "متادرام" نگاشته و حدود 15 مقاله هم در نشریات کشوری و محلی به چاپ رسانده است.
وی هشت سال رئیس انجمن نمایش بوشهر ، مدرس دانشگاه علمی کاربردی و دانشگاه آزاد، مدرس حوزه هنری در رشته های نمایشنامه نویسی، ادبیات داستانی و کارگاه نمایش، بازبین و بازخوان و داور جشنواره های استانی و کشوری و مدرس کارگاهی نمایش در چند استان کشوربوده و در حال حاضر معاونت فرهنگی و هنری حوزه ی هنری بوشهر را برعهده دارد.
در آغاز لطفاً به شکلی اجمالی "متادرام" و ویژگی های این شکل نمایشی را تشریح کنید؟
ـ متادرام نمایشی است که امکان به وجود آمدن نمایشی دیگر را در درون خود می دهد، یعنی خلق دنیایی ممکن که بتواند در درون خود دنیای دیگری را به وجود آورد. اگر بپذیریم که "نمایش" دنیایی است که امکان دارد وجود داشته باشد پس این دنیا باید قابلیت دنیای دیگری نیز داشته باشد و "متادرام" می تواند نمایش هایی باشد که درباره ی خود نمایش هستند و به نوعی فلسفه ی وجودی نمایش و یا کارکرد آن را نشان می دهند. متادرام به دنبال هویدا کردن زوایای پنهان واقعیت در نمایش است.
از نخستین آثار نمایشی در عرصه ی تئاتر جهان که از عناصر و مؤلفه های مادرام برخوردارند بگویید؟
ـ با بررسی نمایشنامه های اولیه که به دست ما رسیده ـ یعنی از یونان باستان ـ می توان آثاری را مشاهده کرد که البته نه به شکل کامل اما در آن ها متادرام وجود دارد. در این آثار که تراژدی های یونانی هستند، بیشتر به شکل نقش بازی کردن و یا ساده تر بگویم "بازی در بازی" متادرام خود را نشان می دهند. به عنوان نمونه تراژدی آگا ممنون و هرکول که شخصیت ها برای رسیدن به خواسته های خود واقعیت درون شان را نشان می دهند.
اصطلاح "متادرام" از چه زمانی در حوزه ی تئاتر متداول شد؟
ـ اشکال مختلف متادرام در طول تاریخ نمایش وجود داشته و به صورت خیلی عادی و برای اجرای بهتر نمایش به کار برده شده است، اما شکل کامل اجرایی یک متادرام که بعدها مورد توجه بیشتر نویسندگان و کارگردانان قرار می گیرد بعد از نمایش «شش شخصیت به دنبال نویسنده» اثری از لوییجی پیراندللو که در سال 1920 در ایتالیا به صحنه می آورد به عنوان یک شکل نمایشی مورد بررسی قرار می گیرد. البته یادآور شوم که متادرام بیشتر در شکل اجرای نمایش مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته اما من سعی کردم متادرام را در نمایشنامه نشان بدهم.
در بُعد اجرایی، متادرام بنا به گفته ی شما «باعث شکستن مرز خط کشی شده بین تماشاگر و بازیگر می شود.» امروزه این ویژگی معادل "فاصله گذاری" و یک تکنیک "برشتی" است، اما با توجه به فاصله گیری بازیگر از نقش در آثار "پیرآندللو" آیا منطقی تر نیست با نگاهی به تقدم وی، این تکنیک و آموزه را متعلق به "پیرآندللو" بدانیم؟
ـ پرسش جالبی است. برشت به واقعیت های تلخی اعتقاد دارد که ماهیت وجودی آن ها باعث از بین رفتن انسانیت به دست خود انسان است. او "فاصله گذاری" را با دقت بسیار به کار می برد تا تماشاگر از خود غافل نشود و آن چنان محو تماشای نمایش باشد که خطراتی که عقلانیت و انسانیت را تهدید می کند فراموش کند و زیبایی اجرای نمایش، اندیشه ی اصلی را کم رنگ کند.
فاصله گذاری ـ البته نه با آگاهی کامل ـ در آثار نمایشی ژاپن، هند و به خصوص چین هم وجود دارد که تبدیل به شیوه ی اجرایی شده، اما برشت آن را با درک صحیح و تکامل یافته ارائه می دهد. از سویی دیگر پیراندللو می گوید که واقعیت محض و برای تمام مدت وجود ندارد. هر آن چه که فکر می کنیم واقعیت است در لحظه ای دیگر می تواند واقعیت نباشد و نمی توان واقعیت را کامل درک کرد.
همواره ما در تردید رسیدن به واقعیت هستیم. به همین دلیل در شکل اجرایی آثارش تلاش می کند که تماشاگر را تبدیل به بازیگر کند. تماشاگر و بازیگر در تمام مدت در حال جابه جا شدن هستند و با اجرای متادرام هر دنیایی را که خلق می کند مورد نقد قرار می دهد و ما در حین اجرای نمایش به کشف واقعیت هایی می رسیم که زود رنگ می بازند.
بنابراین برای تماشاگر نمایش "برشت" همواره در فاصله هایی که ایجاد می شود سؤالات جدیدی مطرح می شود اما در متادرام "پیراندللو" تماشاگر به نوعی وارد بازی می شود، هر چند هر دو مرز کلاسیک تماشاگر ـ بازیگر را می شکنند اما برشت فاصله گذاری را کامل به کار می برد و از تجربیات پیراندللو نیز برای تکمیل شکل اجرایی خود استفاده می کند.
"نمایش در نمایش" از ویژگی های متادرام است. آیا می توان این ویژگی را با "فیلم در فیلم" در حوزه ی سینما مقایسه کرد؟
ـ بله. امروز در سینما فیلم هایی ساخته می شود که درباره ی سینما، فلسفه ی سینما، تولید فیلم و واقعیت های پنهان سینما هستند و بعضی از نظریه پردازان هنر به آثاری که درباره ی هنرهای مختلف شکل گرفته اند، اشاره می کنند. اولین فیلمی که درباره ی سینما و فیلم است، در زمان لنین و انقلاب شوروی ساخته شد و در سال گذشته هم یک متافیلم از استاد بیضایی به نام "وقتی همه خوابیم" اکران شد.
درونمایه ی این شکل نمایشی، نشان دادن واقعیات پنهان اجتماعی و افشای شخصیت واقعی انسان هاست. با این تعریف، آیا برخی نمایش های "ابزورد" چون آثار بکث و یونسکو را هم می توان متادرام محسوب کرد، اگر چه بیشتر رویکردی فلسفی دارند؟
ـ باید نمایش ها، هم در شکل یعنی ساختار اجرایی و هم معنا دارای ویژگی های متادرام باشند. در آثار بزرگان نمایش "ابزورد" در اصل ما با چیستیِ انسان روبرو هستیم یعنی فلسفه ی بودن و سرگشتگی انسان در کابوس فضای سیاه لایتناهی. آن ها به دنبال فلسفه ی هستی انسان هستند اما آثاری توسط ابزوردها نگاشته شده که متادرام است. مطمئن باشیم که تمام اتفاقات نمایشی مثل حلقه های زنجیر به دنبال هم هستند و تأثیر متادرام را در آثار این بزرگان هم شاهد هستیم.
در کتاب به دو نمایش بیضایی ـ "مرگ یزدگرد" و "راه فرمان پسر فرمان از میان تاریکی" ـ اشاره کرده اید و تکنیک بیگانه سازی را در "مرگ یزدگرد" مطرح کرده اید و به بررسی کامل نمایش دوم پرداخته اید. حال پرسش این است که به جز بیضایی، عناصر متادرام و فضاسازی دراماتیک متادرام را در آثار کدام یک از دیگر نمایش نامه نویسان برجسته ی ایرانی ـ نظیر رادی و ساعدی ـ می توان یافت؟
ـ "مرگ یزدگرد" یکی از عالی ترین نمونه های استفاده از متادرام به خصوص در تکنیک بیگانه سازی است که در نمایشنامه های خارجی هم که مورد بررسی قرار دادم هم ترازی ندارد، چرا که بیضایی بسیار هوشیارانه و با دقت، حتا جاهایی که خود شخصیت بازی حضور دارد از او بیگانه سازی می کند و در «راه فرمان پسر...» با استادی کامل از تمامی تکنیک ها در یک نمایشنامه استفاده کرده است. می توان بر اساس این اثر، متادرام را آموزش داد. به این شکل کامل متادرام را من در آثار نمایشنامه نویس دیگری ندیده ام و فکر نمی کنم باشد.
به غیر از نقالی و تخت حوضی در نمایش های ایرانی آیا می توان "تعزیه" را نیز نوعی متادرام تلقی کرد؟
ـ در نقالی و تخت حوضی گاهی تکنیک هایی از متادرام به کار می رود که همیشه وجود داشته اند و ما امروز به آن ها اشاره می کنیم. در نسخه ها و گوشه هایی از تعزیه از تکنیک های متادرام یعنی نمایش در نمایش به شکلی ناقص و گاهی کامل و کوتاه استفاده شده است. صحنه هایی وجود دارد که "اولیا" اتفاقاتی را که قرار است در آینده بیفتد یا در دور دست در حال وقوع هستند نشان می دهند و توسط افرادی آن قسمت ها بازی می شوند "تعزیه" شکل کاملی از متادرام نیست ولی در آن بازی و نمایش در نمایش وجود دارد.
متادرام، جایگاه تماشاگر را از یک نظاره گر صرف ارتقا می دهد و او را به "بازی" فرامی خواند. آیا این "دعوت " نوعی گرته برداری از نمایش های آیینی است؟
ـ با صراحت نمی شود گفت، نیاز به بررسی دارد اما نمایش جزیی از فرهنگ است و در طول مدت حیات خود مدام دچار تغییر شده یعنی پیشینه ای داشته و این پیشتر تغییراتی را در خود به وجود آورده تا امروز که هم چنان دارد تغییر می کند و به سمت تکامل می رود. اگر چنین هم باشد در طول تحولی که داشته بر اساس نیاز اتفاق افتاده است.
پسیکودرام در چه نقطه یی با متادرام پیوند می یابد؟
ـ درپیسکودرام شما آگاهانه نمایشی را کارگردانی می کنید یا اجرا می کنید تا کسی را متوجه واقعیت خودش یا اتفاقات پیرامونش کنید، یعنی شخصیتی را که دچار مشکل است را وادار به بررسی و قرار گرفتن در معضل پیش رویش می کنید. امروزه پیسکودرام یک وسیله برای درمان روانشناسانه است. پیسکودرام در توجه و بازگشت به واقعیت وجودی با متادرام پیوند دارد و این پیوندی بسیار قوی است چون یکی از اشکال اصلی متادرام است که از تکنیک حیله گری استفاده می کند.
از اتفاق خجسته ی انتخاب این اثر به عنوان کتاب پژوهشی سال بگویید.
ـ این اثر در اسفند ماه 1387 به چاپ رسید اما قرار شد که در نمایشگاه کتاب امسال جزء انتشارات جدید عرضه شود. اداره کل هنرهای نمایشی هر ساله آثار چاپ شده در حوزه ی تئاتر را در سه بخش ترجمه، تألیف و نمایشنامه مورد ارزیابی قرار می دهد که این اثر در بین حدود 70 اثر به عنوان اثر پژوهشی برتر سال 1387 برگزیده شد و در مراسم30 اردیبهشت 1388 لوح تقدیر را به خود اختصاص داد وقتی اسم من را خواندند و اعلام شد از بوشهر، احساس بسیارخوبی داشتم چراکه در جمع بزرگان تئاتر کشور اسم شهر آفتابی و زیبای بوشهرطنین انداخت و این برایم مایه ی افتخار بود.
آیا اثر پژوهشی دیگری را در عرصه ی تئاتر آماده ی انتشار دارید؟
ـ می دانید که کارهای پژوهشی زمان بر و طاقت فرسا هستند اما وقتی از نقاط مختلف کشور تماس می گیرند و اعلام می کنند که خوشبختانه این اثر توانسته نظر افراد اهل مطالعه درحوزه تئاتر را جلب کند باز هم دلگرم می شوم که بنویسم. در حال حاضر کار برروی موضوع جدیدی را شروع کردم و در حال مطالعه موردی آن هستم که امیدوارم بتوانم تا پایان امسال به سرانجام برسانم.
کمیت و کیفیت آثار پژوهشی در عرصه ی تئاتر را چگونه می بینید؟
ـ وضعیت انتشار آثار از نظر کمیت طی تقریباً ده سال گذشته بهتر شده اما به حد مطلوب نرسیده است. از نظر کیفیت متأسفانه همواره کتاب های قدیمی یا تجدید چاپ می شوند و یا ترجمه مجدد وکمتر به آثار جدید پرداخته می شود که امیدوارم این کمبود برطرف شود .
کلام آخر؟
ـ تشکر می کنم از شما و سپاس گزارم از استادان خوبم که در دوره ی تحصیل روش بهره وری صحیح از علم را به من آموختند، جناب آقای دکتر عباس عاشوری نژاد، دکتر فرزان سجودی، دکتر محمد حسین ناصربخت و همه ی خانواده ی بزرگ تئاتر استان. موفق باشید.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir