بوشهر
← همه اخبار
کربلا و عاشورا،سیره و شخصیت امام حسین(ع)و یاران وی

کربلا و عاشورا،سیره و شخصیت امام حسین(ع)و یاران وی

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۱کد خبر: 85732۱

شصت سال بعد از هجرت پیامبر گرامی اسلام(ص) امام حسین (ع) پس از بررسی های فراوان و گذشت مصائبی اندوهبار و دل شکنانه ، می دید که یک فساد شالوده برانداز اجتماعی و دینی، به نحوی خطرناک جامعه ی اسلامی را در بر گرفته است ...

کربلا و عاشورا، سیره و شخصیت امام حسین (ع) و یاران وی

 اسکندر احمدنیا


شصت سال بعد از هجرت پیامبر گرامی اسلام(ص) امام حسین (ع) پس از بررسی  های فراوان و گذشت مصائبی  اندوهبار و دل شکنانه ، می دید  که یک فساد شالوده  برانداز اجتماعی  و دینی، به نحوی خطرناک جامعه ی اسلامی را در بر گرفته  است و فتنه گری های حکام اموی و فساد گسترش یافته بر خیل گسترده ی جامعه ی اسلامی به اعلاترین  درجه ی آلودگی خود رسیده است .

فسادی که باوعظ و اطلاعیه و خطبه  و پند و اندرز ، راهی به برگشت و «اصلاح، هرگز نخواهد جست» از این رو امام (ع) با شکیبایی هر چه تمام تر عزم خود را جزم نمود و مقدمات ورود خویش به عرصه ی جدید را نرم  نرمک مهیا ساخت، امام حسین (ع)دوران نوجوانی و جوانی چنین اندیشه ای به ذهن و نهاد بیدار جانش  رسوخ کرده بود  که برای نجات راهی که جدش پیامبر اسلام(ص) فرار راه بشر قرار داده بود باید روزی دست به کار شود و با ایجاد نهضتی متفاوت از تمام نهضت های جهانی، بساط ظلم و ناعدالتی را از روی زمین برچیند، جهان آنروز ، منحصر به چند منطقه و ناحیه ی بزرگ جغرافیایی بود و قلب خاورمیانه ی امروی را سرزمین های عربی و فینیقه ی سابق و شامات و بقیه خاک گسترده ی عربستان به اضافه ی  ایران و خارج از دایره ی  مرزبندی امروزی کشور روم تشکیل می دادند  و با اهمیت ترین نقطه ی اقتدار و جنبش بشری، منحصر به این نواحی بود ، امام حسین (ع) بی هیچ تردیدی  بعد از رحلت جدش پیامبر (ص) و نقض آشکار واقع ی  غدیر، توسط آن چند تن که شورایی گرد آمدند و با رای از پیش سفارش شده ، خلاف توصیه پیامبر (ص) که به روش منسوب الی اله سفارش به عمل نموده بود، به انتخاب خلیفه اقدام نمودند این اندیشه از همان زمان در او شکل یافته بود و با گذشت زمان و ظهور مصائب بعدی چنین طرحی در کارخانه ی ذهنش زیرورو می شد و مهیای اجرایی خونین و حماسه ساز اما با انعکاس جاودانه و ماندگار امام (ع) جمله ای بسیار ماندنی دارند، در ارتباط با قیامی که قصد انجامش را داشتند، آنهم در لحظات خروج از خاستگاه با عظمتش ،یعنی شهر مدینه:«و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی» به کلمه ی اصلاح اگر در این فرمایش ماندگار توجه شود صیغه ی از پیش طراحی شده این اقدام را درخواهیم یافت و این خود خبر از انتخاب  از قبل امام را، می دهد انتخابی که آگاهانه و سرشار از بررسی موضوع بوده است، امام حسین (ع) لبریز از خرد و روش یابی بوده است ، در تاملی چند ساله و در تفکری اندیشمندانه وارد قضایای عاشورا شده است .

عاشورا، حماسه ای است  که در شکل گیریش از قبل مهندسی امام حسین(ع) آن را طراحی نموده است ، او له جوانب کار و حوادث غیر مترقبه ای آن حتی نظر داشته است، و به خوبی بافت و شکل و فرم فرهنگ جامعه ی هنوز یکدست نشده ی اسلام را با آن حدود و شعور پراکنده و پهناورش در نظر داشته است، او نه در اندیشه ی بنیان یک نهضت شیعی بود، که اقوام و ملل گوناگون را به عنوان عضو دائم  یا غیر دائم به گرد خود جمع نماید و نه در این فکر که روزی به سرداری فاتح، یا رهبری مقتدر تبدیل گردد و در تاریخ جهان به ثبت برسد،او عمل به وظیفه نموده است، عمل به وظیفه برای او ،نه جنگیدن و خون ریختن ، تصرف و اشغال و جمع آوری اموال  بوده است و نه صدرات بر یک یا چند اقلیم ، او به وظیفه ی انسانی، وظیفه ای که خالق بر دوش بشر نهاد و او را خلیفه ی ارض گردانید، به او قدرتمندی و اشراف داد ، قدرتمندی از آن رو که اختیار انتخاب و اندیشه و تجربه و آزمایش  را به او بخشید و اشراف از آن نظر، که حسن درک و هیبت و جسارت و  دریافت بهترین  ها را ، تشخیص و شناخت جستجو و دفع و جذب را، و به او ارزانی نمود ، و در مقابل جرم هایی را برای او  قائل شد  که اگر تخطی نمود و بی جا  سکوت نمود و ناروا ، بی تفاوت  اعمال نماید .

 

امام (ع) چنین انسانی بود  انسانی که در مکتبی پرورش یافته بود  ،عدالت پیشه و ظلم ستیز ، او فرزند شهید عدالت بود، فرزند کسی که به تمام ناهنجاری های انجام  گرفته یا در حال انجام  خودکامه گان، نه گفت او بخوبی  می دانست  که درروند حکومت اسلامی ، حریف های نابجایی صورت داده اند و بجز نام ، خبری از احکام  نورانی و انسانی  ساز آن نیست،نیاز جامعه را در قیامی فراگیر می دانست ، حرکت او از مدینه، پر از ایهام و استعاره است ، انتخاب او برای حرکت در هنگامه ای که موسم انجام فریضه  واجب حج بود، رفتن و ماندن او  تا نرسیده  به قربانگاه  ورجک شیاطین، اطراق در مکان عرضه و رسیدن  به ادراک و شناختی تازه تر و جدیدتر ، همه ی این ها  نوعی برجستگی  خاص خود را دارد ،برجستگی از آن دست  که جمع خداجوی  جهان آن روز را به این آکاهی می رساند ، که در زیر نام  بزرگ الله و پیامبر (ص) و کلام وحی  او حاکمان پر از ریب و تزویر چه ها که نمی کنند ! ترک حج و آن هم در حساس  ترین نقطه ی آن ، توسط کسی که معروف ترین  است در انجام فرایض ، جای سوال بزرگی را در اذهان  حیرت زد و به پرسش درآمده ی مردم بوجود آورد؟ حسین (ع) چرا رفت؟ او که خود معتقدترین به رعایت اول بود؟ او چرا رفت؟ بعد دیگر ویژگی  این اقدام  آوردن زن و فرزند  و خویشان  درجه اول با خود در این سفر بود  بهترین برادر ها، ناب ترین پسرها ، عزیزتریت وانیس ترین دختران و زنان ، او در این قیام تا ابد  حماسی و ماندگار  جای هیچگونه نقد و ایرادی از خود بر جای نگذاشت  دیدار چنین کاروانی بود که حر بن یزید ریاحی  را با آن همه  تندروی هایی  که دربرخورد اول با امام(ع) داشت، وادار به تسلیمی معنوی کرد ، یعنی تسلیم مطلق  به حق ، لحظه به لحظه ی این رفتارها  جاذبه انگیز بود  و نشان از خردی با وجاهت  که آن را رهنمون می شد، هوشمندی امام (ع) در طراحی صحنه به صحنه عاشورا  از مدینه تاکربلا  بی نظیر بود .او از اینکه کس یا کسانی بر او ایرادی وارد سازند یا در همرهی با او ابا جویند، با کی و گله ای به خود راه نمی داد  شکیبایی آن بزرگوار در تحمل ناملایمات  مثال زدنی است . او وصیت نامه ای در اختیار برادرش محمد حنیقه  قرار داد که به مواردی غمبار و جانکاه در ان اشاره شده است ، و از کلام  و فحوای نظر او مشهود است  که از هیچ متمردی و معترضی شاکی نبوده  است:« هر کس در این راه با من  همراه نشود  و نیتم را نپذیرد و عکس العمل نشان دهد  شکیباییم را را از پیشامدها از دست نخواهم داد  و از مصائب پیش رو هم باکی ندارم» ‏


بازتاب این واقعه  و شهادت و ایثار امام حسین (ع) و یاران بی نظیرش  در روز عاشورای سال شصت و یکم هجری  در طول تاریخ بعد از آن  دستخوش  تحریفاتی شده است  که غبارزدایی  از آن بسیار سخت  گردیده است، اما آنچه مهم است کل جهان، چه سیعه و چه غیر شیعه  و حتی کسانی  که بی اعتقادی محض  را پیش گرفته  اند، متفق القول براین  نظرند که آن امام همام(ع) آگاهانه و به قصد  خود را سیبل تیر و تیغ ظالمان  قرار داد، تا شعور زنگار بسته  یا بخواب رفته ی بشر رابیدار نماید ، قیام او ما نفیست ظلم ستیزی است ، درست که یزید او یارانش را به شهادت رسانید و خیمه و خرگاهش را سفاکانه غارت نمود و به آتش کشید و خانواده ی بزرگش را به اسارت برد، اما بازتاب این اعمال  باعث شد تا هر یزیدی  در تاریخ هرگاه چنین عزمی نمود ،از پیش بداند که رسواترین راه برگزیده است، نام حسین (ع) نیرو دهنده ی عزم های فروخفته است و انگیزه ی  تحرک هروامانده ای در چنبره ی ظلم، نام حسین(ع) توام محض باعدل است ، توام با تقوی  و تعامل و خرد و ایثار.در همرهی با امام حسین (ع) انسان های برجسته و استثنایی همچون ،برادرش حضرت ابولفضل عباس(ع) و خواهر آگاه و پر از شعورش  حضرت زینب کبری (س)بودند و فرزندانی  که عاشقانه و همگام با او ، شجاعانه  جان باختند ، مردان بزرگی  همچون عبدالله یقطر ، هانی این عروه، مسلم بن عقیل ،  قبل از واقعه ی عاشورا  همصدا با آن بزرگوار  و هم فکر و هم عقیده ، با سفاکی تمام توسط عمال بی رحم اموی، شربت شهادت نوشیدند .مسلم بن عقیل عوسجه، حبیب بن مظاهر اسدی، حر بن یزید ریاحی و مردان بزرگ دیگری  دقیقاً روزعاشورا در رکاب آن حضرت ماندند و آماج تاراج تیغ خصم نا انسان های  دنیا پرستی شدند که چشم  دلشان را پست مال  و دنیا کور و کر کرده بود  و فاقد بصیرت و دانایی بودند .

خطبه ی آتشین حضرت زینب (س)  خواهذ امام (ع) در حضور حاکم ظالم، نه تنها آن زمان و آن لحظه  در وجود هر شنونده و خواننده ای که می شنود و یا می خواند ة ایجاد حیرت می کند ، شجاعت زنی در قلب ظلم و در میان قرنطینه ی کامل سر نیزه و شمشیر  ،خود به تنهایی قیامی ست، اقدام هانی بی عروه در تحویل مسلم بن عقیل  به حاکم جور در کوغه و ایثار  مسلم بن عوسجه که در هنگامه ی  نبرد از تن به در کرد و در آن معرکه ی آتش و خون  درحالیکه بالای هشتاد سال سن داشت و... همه حکایت از این دارد که راهیان  را امام (ع) جملگی آگاه و پرخرد و عارف به  موضوع بودند آنچه را که امام (ع)قصد نمود  و نیت زودودن آن را داشت  و در پی آن بود که به هر طریق (با شهید شدن یا موفقیت) بخشی از جهان و محیط حیات بشر  را پالایش نماید درون و جوهره وجودی  و فکری یارانش نیز بود  ، حبیب  بن مظاهر  اسدی، نخبه مردی که از حصار کاملاً تحت مراقبت کوفه بزرگترین و استراتژیکی ترین مقر و پایگاه حکومت بنی امیه  شبانه و پرخطر عبئر نمود و در کربلا حضور یافت، کاملاً  حسینی می اندیشد ، و سیره و روش  امام (ع) را داشت ، آن ها (یاران امام) چنان پخته و آبدیده بودند که هیچ پیشنهاد  منحرف کننده و دنیا پرستانه ای حتی گوش نمی دادند، تجسم جهانی پر از عدل و الهی، چشم و جان  و دل آن ها را مسخره کرده بود و آنچنان ملهم از آن بودند که مستانه و عاشقانه ، در رکاب و طریق محبوب  متبسمانه جان دادند و دریغ از اینکه آهی  بر اقطناع ظاهری دشمن اجازه داده باشند  که از سینه برون آید . حربن یزید ریاحی  بخوبی می دانست  که بر اثر چرخش  و رویکرد او  طایفه بزرگ و با نفوذش ، دچار خطری عظیم می شود  و حکومت یزید به ضبط  اموال و پراکندگی آنها  اقدام خصمانه خواهد کرد ، و با آگاهی بر این موضوع قدم در راهی  نهاد  که امروز در گوشه  گوشه ی جهان  تشییع یکی  از خوش آوازه ترین های بشری  است.وجدان بیدار حرّ  یکی از نتایج مهم و ویژگی های  مثبت قیام  و نهضت امام حسین (ع) است .اسطوره ی وفاداری و  مجسمه ی  عینیت یافته و همیشه زنده ی بیدار جانی حرّ، از نتایج درخشان  این قیام است  که بر جهان تا باقی است  همچون نگینی  تابناک  و صحیفه ای آموزنده  و الگویی پایدار  و پابرجاست. 

یکی از ویژگی های دیگر  نهضت امام حسین(ع)  و یارانش، ویژگی  الگوی برتر است ، هر چه بعد از آن قیام روی داده است  و یا در آینده ی دورتر پیش آید  محوریت آن قدو قامتی است که امام حسین (ع) و عاشورا بیان، در آن صحرای تنهایی و پر از شقاوت سر دادند ، منظومه ی بلند حسینی  و شعر تماماً شعور نینوایی  او و فریاد:  هیات مناذله ی او و یارانش  همانگونه  که در سطور قبل نیز گفته شد ما نیفست ابدی بشر و سمفونی  جاودان آزادگی است،  اگر گاندی امام حسین(ع)  را الگوی خود قرار می دهد، اگر هر آزاده خواهی  که هیچ گونه  آشنایی با کربلا  و عاشورا را ندارد  و نام کربلاییان و امام حسین(ع) را اصلاً نشنیده است  ولی بر اثر ناملایمات  و جور و ظلم  ئارده دست  به اقداماتی می زند و بعد حکایت آن ماجرا، یعنی حرکت امام (ع) و یارانش را،  می خواند  یا می شنود،  چنان امیدوار و مصمم  می گردد  که انگار یه نیرویی ماوراء قبل خویش دست یافته است، وویژگی برتر قیام امام (ع) این است : که با آگاهی  کامل از دورویی  بیعت کنندگان  با خوش با آن گروه کوچکی  که بیشتر خانواده اش بودند، یعنی زنان و کودکان و برادران  و تعدادی از نزدیکان دیگرش راهی عراق شد. فردی بنام فرزدق می گوید: حسین را با ساز و برگ آراسته  در بیرون مکه دیدم  از او پرسیدم چرا شتاب زده و حج نکرده می روی؟ گفت اگر شتاب نکنم کشته می شوم (ترورم می کنند) و گفت: مردم عراق را چگونه دیدی؟گفتم: دل های آنان با تواست و شمشیرهایشان با بنی امیه  و با اطلاع از این موضوع  از مکه تا مدینه  و از مکه تا کربلا ، دامن کشان می رود تا به ترتیبی که در روایات هست  و گذشته است  به لقاءدوست می رسد و جاودانگی را زیب سینه ی بشرمی نماید .بشری که گروهی از آن به دست خود این گوهر جاودانه را شهید کردند . 

ابن کوا در مورد مردم کوفه می گوید:«آنان  یکروز متفق می شنوند و درچشم بهم زدنی پراکنده»‏

 

منابع: ‏
‏1- بررسی تاریخ عاشورا ، نشر صدوق1368 دکتر ابراهیمی –محمد
‏2- همان‏
‏3- امام حسین و ایران – کورت فیشلر، ترجمه منصوری- ذبیح الله ص 203‏
‏4-درسی که امام حسین (ع) به انسان ها داد- شهید هاشمی نژاد –سیدعبدالکریم ص 78‏
‏5- قیام حسینی (ع)- دکتر شهیدی-سیدجعفر ص 174‏
‏6- تاریخ تمدن اسلامی ج4، ص 64 به نقل از دکتر شهیدی در کتاب خرد          ‏


اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/DWFNFMG

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir