بوشهر
← همه اخبار
کتاب و کتاب خوانی ‏

کتاب و کتاب خوانی ‏

۲۲ بهمن ۱۳۹۰کد خبر: 85545۱

" نسیمی از دفتر ایام " گوشه ای از تاریخ سیاسی - اجتماعی بوشهر

کارمند  دولت شدم


تا شهریورماه 1347 در تجارتخانه دشتی ماندم . اواخر حقوقم 300 تومان شده بود.اواسط شهریور ماه  مرحوم حاج حسین دشتی فر(پدر عبدالحمید دشتی فر معروف به ناخدا نوحه خوان معروف بوشهری) را در خیابان لیان فعلی دیدم. او مرا به اداره کشاورزی برد  و به عنوان ماشین نویس  معرفی کرد. به صورت پیمانی  با حقوق  ماهیانه 670 تومان استخدام شدم که بیش از دو برابر حقوق فعلی بود . از مهرماه همان سال بعد از ظهرها  به عنوان دبیر حق التدریسی دروس ادبیات فارسی  و تعلیمات دینی  را در دبیرستان دریادار اردلان (به جای دبیرستان  اخوت واقع در بهمنی ) که مدیر آن جمال زیّانی بود  تدریس می کردم  و به این ترتیب  در سال تحصیلی 1347-1348 با دانش آموزان مانوس بودم.‏


ساعت 2 بعدازظهر با جیپ اداره آموزش و پرورش همراه با سایر دبیران به مدرسه  می آمدم. یک روز دیر رسیدم و ماشین رفته بود.عالی پور دبیر ریاضی هم جا مانده بود. دوچرخه ام را برداشتم و دو پشته فاصله شهر تا بهمنی (خط مستقیم بوشهر- سبزآباد) را رکاب زدم  و خودم  و او را به کلاس رساندم. پاییز  یا زمستان سال 1347 بود که اولین  سری مینی بوس بین بوشهر و بهمنی- دواس راه اندازی  شد و در سالهای بعد با مینی بوس رفت و آمد می کردم.‏


کتاب و کتاب خوانی ‏


همانگونه که قبلاً اشاره  کردم من از کودکی  به کتاب و کتابخوانی  علاقمند بودم. کتاب های آن دوران  بسیار محدود بود و برای من که در شهری دور از مرکز کشور و در حومه بوشهر  زندگی می کردم  محدودتر . دیوان  حافظ، لیلی و مجنون نظامی ، فلکناز، سیاوش و فرنگیس،  قصه های چهل طوطی  و همچنین کتاب  مشکل گشا ، طریق البکاء ، جوهری  و جامع عباسی از جمله کتاب هایی بودند  که در خانه مان وجود داشتند . بعضی  را بارها و بارها می خواندم.‏


بعدها  که به دوره اول دبیرستان نظام قدیم وارد شدم کتاب های  از صادق هدایت ، صادق چوبک ، رسول پرویزی ، محمد حجازی ، جواد فاضل  و ترجمه  کتاب های  خارجی  از ژان  ژاک روسو  و لامارتین گرفته تا تولستوی، همینگوی و جان اشتاین بک  را تهیه و مطالعه می کردم . تقریباً بیشتر کتاب های سید محمد علی جمالزاده  را کانون معرفت که ناشر آثار وی بود با پست به نشانی مدرسه اخوت بهمنی برایم می فرستاد.از جمله این کتاب ها صندوقچه اسرار در 2 جلد ، صحرای محشر و معصومه شیرازی بودند.‏


در دوره دوم دبیرستان،مطالعاتم بیشتر شد . خدا رحمت مرحوم منوچهر  احمدی پور دبیر ادبیات سال چهارم را که وقتی در آخر سال تحصیلی  و آغاز تابستان از او  نام تعدادی  کتاب را مطالعه در ایام فراغت تابستان خواستم  با خط  خوش  اسامی حدود  یکصد عنوان  کتاب فارسی و یا ترجمه به فارسی  را اکثرشان  رمان بودند  برایم نوشت. خواندن کتاب و مطالعات مکرر و تعمق  در آنها فکر یک نوجوان را باز می کرد. کتاب زندگی سون یاتسن بنیان گزار چین جدید  و کتاب زردهای سرخ  نوشته هانری مارکانت و سپید دندان اثر  جک لندن  از آن جمله بودند . در ساعت  انشای  سال چهارم – متاثر از خواندن  کتاب زندگی سون یاتسن – مطالبی درباره مزیت  جمهوری نوشتم که مرحوم  احمدی پور  یادآوری کرد دیگر این جور مطالب ننویسم.‏


از دوره  دبیرستان تا سالهای اولیه کارم در اداره کشاورزی ، به جمع آوری تمبر علاقه زیادی داشتم . آلبومهایی از تمبرهای ایرانی از دوره قاجار و پهلوی اول  و دوم تهیه کرده بودم.‏


هرگاه روزنامه اطلاعات می نوشت که وزارت پست و تلگراف و تلفن تمبر جدیدی منتشر کرده است با دوچرخه به اداره پست قدیم-کنار دریا، جنوب اداره دارایی آن زمان و جای فعلی ساختمان جدید کانون پرورش  فکری کودکان و نوجوانان – می رفتم  و از مرحوم محمد جلالی ثابت –متصدی فروش تمبر و پدر عبدالمحمد جلالی ثابت(کارمند بازنشسته پست)-آخرین سری  تمبر را می خریدم.وقتی انقلاب شد  دو تا آلبوم پر از تمبر (که بعضی نایاب  یا کمیاب بودند)داشتم. در سال 1358 به این خیال که دیگر انقلاب شده و به این چیزها  نیازی نیست و تمبرها مال دوره طاغوت است ، آنها را به ثمن بخس(3000 ریال) فروختم.‏


گرایش به فعالیت های مذهبی


کتابخانه کوچک اتاقم مملو از انواع کتاب ها بود. از حدود سال 1348 با آشنایی  با تنی چند از جوانان مذهبی آن روز به سوی آنها کشیده شدم. قدمهای اولیه در مسجد  دواس برداشته شد. در جلسات دعای ندبه  که با حضور عده ای از اهالی بعد از ظهر روزهای جمعه برگزار می شد شرکت می کردم. به تدریج دوستان جوان دیگری به جمع ما اضافه شدند.‏


از سال 1348 مطالعاتم جنبه  مذهبی بیشتری پیدا کرد. مرحوم سید عبدالحمید رکنی که همسایه مان در کوی دواس بود، پس از دیدن کتابخانه ام  مرا به شرکت فعال تر  در جلسات مذهبی تشویق کرد.اوایل در جلسات تفسیر قرآن  که شب های شنبه  مرحوم حجت الاسلام سید محمد نبوی در مسجد فیل (امام حسن فعلی نزدیک بیمارستان فاطمه زهرا(ع) برگزار می نمود شرکت می کردم.زمستان بود و هوا سرد ؛ با دوچرخه همراه با دوستان از دواس و مخ بلند به شهر می آمدیم تا از تفسیر قرآن بهره بگیریم. آقای نبوی  ضمن اینکه  تفسیر پرتوی  از قرآن  آیت الله طالقانی را معرفی  می کرد با استفاده از آن ، سوره بقره را تفسیر می نمود  و آنهایی که خود را به مسجد رسانده بودند  با شوق و ذوق  گوش می دادند.    ‏

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/7J72P3Q

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir