
در حوزه هنری بوشهر؛
هشتمین نشست تخصصی شعر «حلقۀ آفتاب» برگزار شد
هشتمین نشست تخصصی شعر «حلقۀ آفتاب» به همت واحد آفرینش های ادبی حوزه هنری استان بوشهر برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر، در این نشست که همچون هفتههای قبل با استقبال علاقمندان و شاعران استان برگزار گردید، حاضرین در جلسه به خواندن تازهترین سرودههایشان پرداختند.
در ابتدای نشست دکتر رضا معتمد شاعر، منتقد و پژوهشگر استان بوشهر به عنوان میهمان دقایقی به بحث پیرامون لزوم ارتباط بین مصرعهای ابیات در شعر کلاسیک پرداخت.
وی با اشاره به بیت «بازآ که در فراق تو چشم امیدوار / چون گوش روزهدار بر الله اکبر است» از سعدی، به تناسب میان کلمات و ارتباط تنگاتنگ و پیچیدۀ میان دو مصرع این بیت اشاره کرد و گفت: در این بیت «الله اکبر» به دو معنا به کار رفته است و درواقع صنعت استخدام دارد، یعنی شاعر از یک کلمه ارادۀ دو معنی کرده، به عبارت سادهتر یک کلمه را برای دو معنا استخدام کرده است. بازآ که چشم امیدوار، همانند گوش روزهدار بر الله اکبر است؛ چشم امیدوار بر دروازه «الله اکبر» و گوش روزهدار بر صدای «الله اکبر» اذان.
در ادامه حاضرین در نشست هرکدام به قرائت شعری جدید از خود پرداختند.
فاطمه محبزاده، الناز رشیدی، آیدا جمهوری، رقیه خیاط، الهه اسماعیلپور، مریم دشتیزاده، هانیه نثاری، رقیه خیاط، سیدهعفت علوی، صدیقه مزارعیزاده، فریبا درویشی، الهام مردانی، آتنا موافق دهدشتی، سیده محبوبه بصری و فاطمه دهقانی تازه ترین اشعار خود را قرائت کردند.

همچنین محمد دهقائدی، پیمان وفاسرشت، علی یوسفی، امیرحسین جوکار، احمد جمعهپور، اسدالله حمیدی، بهنام هنری، محمدرضا اتابکی، حسین کریمی، هوتن نیکنژاد، پیمان ریشهریزاده و حیدریان به قرائت جدیدترین سرودههایشان پرداختند.
ابوالقاسم ایرانی دیگر میهمان این نشست بود که دو قطعه از شعرهایش را برای حاضران قرائت کرد.
گفتنی است هشتمین نشست هفتگی شعر «حلقۀ آفتاب» با شعرخوانی شاعر جوان صدیقه مزارعیزاده به پایان رسید.
زلی از این شاعر جوان بوشهری را با هم میخوانیم:
هرچند میشد که کمی بهتر بگریانی
آغوش در آغوش با بغضی زمستانی
هرچند میشد ماه من با مد ابروهات
دریا شود چشمم اسیر موج طغیانی
میخواستم تا شانههایت صخرهای باشد
آرامش موج خروشان پریشانی
میخواستم باران دلیل شادیام باشد
بر شورهزار گونهها لبخند بنشانی
اما تو پیچیدی درون بافههای فکر
درهم شده کمکم خطوط روی پیشانی
رفتی و حالا در سکوتی محض زندانم
هر چند میشد بیسبب من را بخندانی
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir