بوشهر
← همه اخبار
نقش نور محمدخان در مبارزات ضد انگلیسی

نقش نور محمدخان در مبارزات ضد انگلیسی

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱کد خبر: 85758۱

او در جریان حمله انگلیس به بوشهر (1287 تا 1291 ه ش) با نیروهای قابل توجهی از مردم دالکی که در اختیار داشت و گاه تا چهارصد تفنگچی می شد به مبارزه با انگلیسی ها پرداخت و در مواردی امنیت و آسایش را از آنها سلب و سخت مورد اذیت قرار داده است ...

نقش نور محمدخان و مردم دالکی در مبارزات ضد انگلیسی

نوشته ی : اکبر صابری - سید اسماعیل حسینی نژاد


او در جریان حمله انگلیس به بوشهر (1287 تا 1291 ه ش) با نیروهای قابل توجهی از مردم دالکی که در اختیار داشت و گاه تا چهارصد تفنگچی می شد به مبارزه با انگلیسی ها پرداخت و در مواردی امنیت و آسایش را از آنها سلب و سخت مورد اذیت قرار داده است؛ تا آنجا که انگلسی ها مجبور می شوند به وی حمله کرده و دالکی را تصرف نمایند.‏


‏«با تصرف دالکی در 30 اکتبر/ 24 محرم 1337 کل بخش غیر کوهستانی جاده تحت کنترل قرار گرفته و از وجود عواملی که مانع احداث خط آهن بود پاکسازی گردید.‏


وی علاوه بر این و در حالی که بزرگان دیگری مثل رئیس علی دلواری از علمای برازجان و شیراز برای جنگ و جهاد با متجاوزین انگلیس کسب تکلیف نموده بودند،‌نور محمدخان در نامه ای به آیات عظام کاظمین خواستار رفع اختلاف و متحد کردن خوانین دشتستان توسط آنها می شود تا بدین ترتیب با اتحاد صاحبان قدرت در دشتستان قدیم، از دخالت اجانب در مملکت خود جلوگیری نمایند؛‌ که این مهم نشانه ی وسعت دید و ارتباط وی با علمای خارج از ایران می باشد. متن این نامه و جواب علمای کاظمین بدین شرح است: ‏


مکتوب نورمحمدخان خدمت حضرت آیات


‏«فدایتان شوم،‌ تعلیقه ی مبارکه حضرات آقایان واصل و زیارت شد در خصوص سوء رفتار و کردار دولت جابرانه ی روس منحوس و سوق سولجر انگلیس مرقوم فرموده بودند استحضار به عمل آمد «و اطلاع حاصل گردید»،‌ اگر جمعیت دشتستان به کار تبریز نخوردند برای جلوگیری سوق عساکر انگلیس خوب هستندو در واقع چون فرایض خمسه واجب است که هر فردی از افراد انسان در بذل مال و جان خود در بقایای مذهب و ملت و ابنای وطن و حفظ بیضه ی اسلام بلکه عصمت نسوان ملت و در دفع دشمنان از جان بکوشند والا به واسطه ی دو علت بزرگ که عارض هر فردی از افراد انسان شده که امکان ندارند،‌ اولا عدم ایالت و حکومت ایران ثانیا نفاق و نقار پاشیدند و رجال و غیرتمندان ایران را به جنگ خانگی به همدیگر مشغول ساختند دست به کار شدند لیکن رجال و شجاعانی که حالا در ایران است و استعدادی که نقداً در ایران موجود و به هم می رسد هیچ وقت در ایران نبوده،‌با وجود این شجاعت و غیرت و حمیت و استعداد کافی نفاق و نقار بین آنها کارشان را ساخته که تمام به دفع یکدیگر سلب استعداد و قوه و اسلحه از خود می نمایند.‏


لهذا بر حضرت آقایان واجب و لازم است که یک نفر از خودشان حرکت فرموده، وارد این صفحات شده،‌ یا بوشهر یا برازجان تمام خوانین دشتستان را در یک مجلس حاضر کرده با هم متحد نموده و رفع اختلاف بین آنها را بفرمایند یا آنکه از آقایانی که در بوشهر هستند یک نفر وکالتاً بفرستند که رفع اختلاف بین خوانین را به نهج معروض نموده که از مساعدت حضرات آقایان با هم متحد و همدست بشوند و در کمال جدیت به قوه ی کافی و استعداد شافی موجودی خود مانع از دخالت اجانب در مملکت خود شده باشند.‏


احیاناً اگر رفع اختلاف بین آنها نشود، هر کس التزام و لعنت نامچه به وکیل آقایان بدهند که نگذارند از حدود خودشان سوق عساکر انگلیس عبور نمایند. در سامان و ثغور هر کدام عبور نمایند و جلوگیری نکنند به لعنت خدا و نفرین رسول گرفتار شوند.‏


آنچه از خط راه شاهی عبور نمایند جلوگیری و دفاع آن ها به عهده ی بنده و آقای غضنفر السلطنه برازجانی است،‌ اگر به طرف شبانکاره داخل شوند و عبور نمایند به اسمعیل خان شبانکاره است،‌ اگر به طرف تنگستان عبور نمایند با رییس و روسای آن حدود است همین قدر به خواست خداوند و باطن شریعت سولجر انگلیس از خط شاهی
که بنده و آقای غضنفر السلطنه هستیم ابداً امکان عبور ندارند و نمی توانند عبور نمایند.‏


امیدواریم از لطف خدا و باطن شریعت که اگر انگلیس چنین حرکتی نمایند و سولجر برای زوال استقلال مملکت وارد نمایند یعنی از خطی که از بنده و آقای غضنفر السطنه هستیم بفرستند با کمال ندامت و پشیمانی و پریشانی بلکه عریان عودت به مکان خود نمایند. اگر احکامات متواتره قوام الملک ایالت حالیه فارس و موقرالدوله حکمران بنادر مانع نبود عده ای که نقداً در شیراز هستند هم به هیچ وجه امکان عبور نداشتند این است که متواتراً سفارشات اکیدی نمودند که سوق عساکر انگلیس را سالماً محترماً عبور بدهید چنانچه یک نوع بی اعتدالی و بی احترامی نسبت به آن ها در سامان شماها بشود مسئول و ماخوذ هستید؛‌ از این جهت بود که عبورشان سالماً ظاهر شد والا به اجازه ی حضرات آقایان به هیچ وجه امکان عبور نداشته و ندارند.‏

صح نور محمد است.‏

جواب مکتوب نور محمدخان برازجانی توسط آیات مجتمع در کاظمین عرض می شود مرقومه ی شریفه که حاکی از مراتب خیرخواهی و اسلام پرستی بود واصل و از این که خود را مهیا از برای اجرای احکام شریعت مطهره و دفاع از ممالک اسلامیه و حفظ حدود و ثغور مسلمین نموده کمال مسرت و بهجت حاصل آمد و از حضرت احدیت جل و علا مسئلت می نماییم که امثال آن وجود اسلام خواه را پاینده و تقویت نمایند که اسباب مزید افتخار و روسفیدی مسلمانان گردد. بر حسب اشاره که در مرقومه شریفه رفته بود حسب المقدور معمول شد به این طریق که چون حرکت دادن یک نفر از علمای اعلام و حجج اسلام به جهات عدیده تعسر داشت،‌ لهذا از جناب مستطاب شریعتمدار کهف الانام صدرالاسلام و جناب زبده الاخیار و الاشراف حاج باقر درخواست شد که در خارج شهر بوشهر موضع معینی را که صلاح بدانند مرکز و مجمع قرار داده خوانین دشتی و دشتستانی و تنگستانی و شبانکاره و برازجان را دعوت نموده بین آن ها عقد ائتلاف و اتحاد بسته،‌ در این موقع باریک اغراض شخصیه و عداوت های جزییه را صرف نظر کرده بالاتفاق خود را مهیای خدمت و تقویت عالم اسلام سازند و هر یک انتظام حدود و خطه ی خود را متعهد و به دولت متبوعه اطلاع دهند و بشارت حصول این مقصود مهم را به داعیان خبر داده تا آن چه تکالیف شرعی اقتضا کند مجددا اطلاع و مزاحمت دهد. ‏


عبدالله المازندرانی/ اسمعیل ابن صدرالدین العاملی
شیخ الشریعه اصفهانی/ محمدحسین الحایری المازندرانی ‏
از نامه نور محمدخان و جواب علمای کاظمین چند نکته قابل برداشت است:‌اول این که وی شخصیتی برجسته و مشهور بوده،‌ چنانکه علمای طراز اول اسلام در عراق نیز وی را می شناخته اند و به نامه وی جواب داده اند.‏


دوم این که وی فردی وطن دوست و متعصب نسبت به دین و ناموس ملت خود بوده است چنانکه در نامه خود می نویسد: «جلوگیری سوق عساکر انگلیس.... در واقع چون فرایض خمسه واجب است که هر فردی از افراد انسان در بذل مال و جان خود در بقای مذهب و ملت و ابنای وطن و حفظ بیضه ی اسلام بلکه عصمت نسوان ملت و در دفع دشمنان از جان بکوشند.»‏


دیگر این که حوادث ثبت شدهدر منابع تاریخی همواره در تایید مبارزه وی با انگلیسی ها بوده است و همانطور که در صفحات بعد (حوادث دوران نورمحمدخان) آمده است عوامل نورمحمدخان به منظور نشان دادن مخالفت با حضور انگلیسی ها در منطقه،‌ مانع احداث خط آهن در محدوده دالکی می شوند که ناچار انگلیسی ها در منطقه،‌مانع احداث خط آهن در محدوده دالکی می شوند که ناچار انگلیسی ها اقدام به تصرف دالکی نموده و نورمحمدخان را از حکومت دالکی بر کنار می نمایند. چند هفته بعد ار تصرف دالکی،‌ نیروهای انگلیسی حوالی پل دالکی مورد حمله قرار می گیرند که به نور محمدخان و برادرش مظنون و آنها را دستگیر می کنند ولی آنها منکر دست داشتن در این ماجرا می شوند و ار آنجا که سندی علیه آنها نداشتند آزاد می گردند.‏


نورمحمدخان پس از آزادی به اتفاق غضنفرالسلطنه برازجانی که هر دو توسط انگلیسی ها تهدید می شوند به شیراز فرار کرده و بعد از حدود دو سال هر دو به منطقه حکومت قبلی خود برشگته و زمام امورر را مجدداً به دست می گیرند.‏


نورمحمدخان جمعاً حدود 17 سال بر دالکی حکومت کرد و سرانجام در سال 1300 شمسی در نزاعی که بین خوانین دالکی و قشون انگلیسی ‏SPR‏ (پلیس جنوب) رخ داد شکست خورد،‌ برادرش حسین بیک کشته شد و خودش در حالی که مجروح شده بود به همراه چند نفر از یاران و بستگان به برازجان برده شدند. ‏


شیخ عبدالله دشتی در این باره می نویسد:‌« نورمحمدخان مجروح و عده ای اسیر دیگر را به برازجان آوردند ولی تا عصر زنده بود و مرحوم شد که در آن وقت به شفاعت شیخ محمدحسین مجتهد جنازه او تحویل داده شد. جلو (قبرستان) امیرالمومنین و در برازجان مدفون شد. چهار نفر دیگر را به نام آن که تیراندازی کرده اند وادار کردند گور خود را کندند و همان روز در برازجان تیر باران شدند.»‏


از هیچ یک از حکام دالکی به اندازه ی نور محمدخان در کتاب های تاریخی نام برده نشده است.     

‏

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/37R9MW2

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir