
مسجد به مثابه یک المان شهری
ین نوشتار با توجه به اهمیت شکل نمای مسجد در شهر اسلامی آن را به عنوان یک نشانه یا المان شهری مورد توجه قرار داده است و با بررسی سیر تاریخی شکل نمای مسجد ازگذشته تا به حال و اشاره به احوالات دوران گذشته ...
مسجد به مثابه یک المان شهری
سید امین هاشمی1*، مهدی شیبانی2، احمد ترکمان3، پویا دولابی4
1 دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات بوشهر، گروه معماری، بوشهر، ایران؛ Am1hashemi@yahoo.com
2 استاد دانشگاه شهید بهشتی
3 دکتری معماری، عضو هیات علمی، داﻧﺸﮕﺎه آزاد اﺳﻼﻣﻲ، واﺣﺪ مرودشت، ﮔﺮوه معماری، مرودشت، فارس، اﻳﺮان؛ ahmadtorkamon@yahoo.com
4 استادیار معماری، عضو هیات علمی، دانشگاه خلیج فارس، ﮔﺮوه معماری، بوشهر، اﻳﺮان؛ pouya.doulabi@yahoo.com
چکیده
این نوشتار با توجه به اهمیت شکل نمای مسجد در شهر اسلامی آن را به عنوان یک نشانه یا المان شهری مورد توجه قرار داده است و با بررسی سیر تاریخی شکل نمای مسجد ازگذشته تا به حال و اشاره به احوالات دوران گذشته و ذکر گسست روی داده شده در معماری ایرانی و اسلامی، اهمیت شکل بنای مسجدکه مهمترین بنای معرف جامعه اسلامی می باشد را از این حیث مورد اهمیت می داند که با مورد توجه و مطالعه قرار دادن و طراحی معماری اصولی نمای مساجد نسبت به شهر می توان هویت آسیب دیده ی شهر های اسلامی را بهبود بخشید و همچنین باعث به وجود آمدن احساس تعلق خاطر به مکان خواهد شد. پژوهش حاضر از روش کتابخانه ای و مطالعه ی اسنادی و استدلال منطقی به موضوع پیش رو پرداخته است.
|
1- مقدمه
1-1- نقش مسجد در جوامع و شهر های گذشته مسلمان و بخصوص در ایران
در کلیه ادوار تاریخی بناهای مذهبی یکی از اساسی ترین عناصر بافت، ساخت و شکل شهرها بوده و هستند. تداوم حضور بناهای مذهبی در شکل شهر از ظهور اولین شهرهای شناخته شده اند تا امروز، با حیات شهر عجین شده اند (بهزادفر،1378: 9) الگوی طراحی شهر ها بدون حضور بناهای مذهبی در نادر مکان و زمانی دیده شده است. عبادتگاه ها به هر عنوانی و یا وابسته به هر نوع مذهبی و در هر فرهنگی، چه در آسیای غربی و خواه در چین و آمریکای مرکزی، شاخص فرم شهر بوده و هستند. در الگوی طراحی شهر های جدید نیز، خواه مجتمع زیستی یا نقشه ای از پیش اندیشیده طراحی و ساخته شده باشد و خواه بدون نقشه عینیت فیزیکی یافته باشد، بندرت اتفاق افتاده است که روح و عنصر مذهبی از کالبد شهر حذف شده باشد و یا برنامه ریزان و طراحان به آن بی توجهی کرده باشند. در این حوزه ایران یکی از سردم داران این امر می باشد و در شهر های مختلف این مرز و بوم به چنین نکته ای توجه شایانی شده است. در اکثر محلات شهری سلسله مراتب به گونه ای است که مسجد عنصری بسیار مهم در شکل دهی شمای شهر می باشد.
در فرهنگ اسلامی موضوع «نشانه» موضوع با اهمیتی است، چنانچه حضرت مولی الموحدین (ع) می فرماید:«پس از اسلام ستون هایی است که پایه آن را خداوند در حق، کار گذارده است... و نشانه ای که روندگان به آن راه می جویند، و علامت هایی که به آن راه ها یافته می شود.» و نیز «در اطراف زمین راه های گشاده باز کرد و در میان راه ها باری روندگان علامات و نشانه هایی برای یافت راه و گریز از گمراهی بر پا نمود.»(نقی زاده،1378: 141)
از سوی دیگر، مطالعات شهری انجام شده در جوامع شهری گویای این نکته است که نشانه های شهری از عواملی هستند که همواره در ذهن اهل شهر حضور دارند(لینچ، 1355).بنابراین، مساجد یک شهر می توانند و بایستی به عنوان نشانه در ذهن شهروندان نقش بسته و علاوه بر اینکه آنان را به معانی معنوی متذکر کند و هدایت معنوی اهالی شهر را به عهده دارند، هدایت مادی آنها را نیز بر عهده گرفته و به صورت نشانه های شاخص در کل شهر (مسجد جامع) و محلات (مساجد محله ای) ایفای نقش کنند(تصویر1).

شکل 1– نمایشی از تسلط مسجد بر کالبد شهر[1]
1-2- گسست از معماری گذشته با ورود به دوران مدرن
با بررسی دوران گذشته در می یابیم که با مواجه شدن جوامع مسلمان با استعمار دولت های غربی معماری این کشور ها نیز به گونه ای ناقص مستعمره غرب شد، به گونه ای که معماری سنتی این جوامع نیز از دست برفت و معماری غربی نیز تنها به شکلی صوری مورد تقلید قرار گرفت و این امر ضربه ی شدیدی به هویت و فرهنگ این گشور ها وارد آورد. با گذشت زمان و عبور از دوران استعمار و ورود به دوران مدرن و پس از آن پست مدرن و آگاهی مردم این جوامع، به باز سازی میراث فرهنگی خود روی آوردند که ادامه این حرکت به دوران حاضر نیز می رسد.
گسست تاریخی روزگار معاصر از سیر تکامل دستاوردهای پیش کسوتان معماری، موجب تولید فضایی ناخوانا در شهرهای معاصر شده است. این ناخوانایی تا جایی پیش رفته که نمی توانیم رابطه ای منطقی با معماری گذشته برقرار کنیم؛ گویی شاهکار های معماری ایرانی در جای دیگری ساخته شده و یا به وسیله افرادی غیرایرانی برپا گشته که تا این حد با معماری معاصر ما متضاد و بیگانه می نماید. از سوی دیگر، گویی زبان طراحی این بناها برای ما غیرقابل درک است و باعث شده معماری معاصر ما تا این درجه از شکوه و سازمان دهی میراث های جاودان پدرانمان بی بهره مانده است. (پرویزی، 1388: 2) پس از گذشت روزگار استیلای فرهنگ مدرن و رخوت هنرمندان ایرانی، فضایی جدید در عرصه ی هنری ترسیم شده است که هنرمندان در جهت باززنده سازی هویت اسلامی- ملی خویش می کوشند تا به کمک آن روزگار شکوه و عظمت خویش را از نو بر پا سازند.(مهدوی نژاد، 1383: 59)
حال مدیریت امر خطیر تحول معماری در جامعه مدرن امروز و جلوگیری از بی هویتی شهرها و جلوگیری از عقب ماندگی آنها امریست که می بایست مورد توجه ویژه قرار گیرد.
پس از بررسی این نکات به این سوال می رسیم که میبایست از فرم ها و عناصر معماری گذشته پیروی کنیم یا با توجه به سیر معماری جهانی و مدرن از فرم های جدید و نو استفاده کنیم بحث درباره ی فرم معماری مسجد و ضرورت تداوم معماری سنتی یا پذیرش نوآوری در معماری مسجد، مدتی است که توجه محافل حرفه ای را به خود جلب کرده است. و ما نیز در این پژوهش به بررسی این مهم خواهیم پرداخت.
3- پیشینه پژوهش
مساجد اسلامی درسرزمین ایران، مثل همه ی ممالک اسلامی، جلوه ای از زیبایی های بصری و نمونه ی بارزی از تلفیق و ارتباط فرم های نمادین با باورهای عمیق اعتقادی بوده است.اشکال الگویی و ارتباطات سمبولیک در تمامی جوانب و نماهایشان به وضوح دیده می شود.«اساساٌ هنرهای دینی، به خصوص مساجد اسلامی در یک امر مشترکند و آن جنبه ی سمبولیک آنهاست، همچنان که قران و دیگر کتب دینی برای بیان حقایق معنوی، به زبان رمز و اشاره و مثال سخن می گویند».(مددپور، 1371 : 198)
با ورود به دوران مدرن و پس از آن بشریت، خسته از دین نمایی سست مایه ی کلیسایی و مست از شراب فناوری نوپای خود، با تکیه بر فرضیه های سنت ستیز مدرنیستی، دستاوردهای تاریخی اش را به سادگی فراموش کرد و اینچنین دوباره در دام تجربه ی تاریخی تلخ دیگری گرفتار آمد.(برومند،1380 : 67)
در پی تقلید از حرکت جهانی بی هویتی و التقاطی شدن معماری در جوامع سنتی ایرانی و اسلامی و در نتیجه آن ناخوانایی شهرها در این جوامع حاصل آمد. نتیجه آن شد که امروزه معماری، محصول زیبایی شناسی ماشینی است و در آن نظر کارفرمایان، مهندسان معمار و پیمانکارانی که در این مجموعه پیوسته ی جهانی، فعالیت می کنند، عامل تعیین کننده ای محسوب می شود. تفاوت بین دو شیوه ی قدیم و جدید بسیار است: اولین محصولات هنری در این زمینه، کاملاٌ متمایز و به سادگی قابل تشخیص اند؛ تولیدات ثانویه، با حالتی استاندارد و کلیشه ای به سرعت پدید آمدند اما هویت و اعتبار خود را از دست دادند. در بسیاری از کشورهای ثروتمند اسلامی، بیشتر ساختمان های بزرگ توسط اتباع خارجی طراحی و اجرا شده اند و در ساخت آنها نیز، عمدتاٌ از مواد و کالاهای وارداتی استفاده شده است. شیوه های ساخت و ساز، در بیشتر کشورهای اسلامی، در دهه های اخیر با میزان توسعه ی جوامع، هماهنگ شده و تغییر یافته است و از این رو تقلید از شیوه ها و فنون غربی، برای بالابردن بازده و سرعت عمل ساخت و ساز، رایج شده است و تعجبی ندارد اگر بگوییم حتی محافظه کارترین مهندسان معمار که در زمینه ی معماری مساجد کار می کنند نیز تسلیم این شیوه ها شده اند.(فتحی،1376 : 375)
در پی روند توسعه یافتگی در این جوامع در سال های پس از اعطای استقلال جوامع رها شده کوشیدند در واکنش به دوران استعمار هویت ملی خود را از طریق معماری و ساختمان سازی بیان کنند. گسست اخیر از گذشته ی بصری و نمادین نخست در دهه ی 1920 و در جمهوری نوپای ترکیه روی داد (حسن الدین خان، 1376) و سپس به دیگر کشور ها راه پیدا کرد.
چنین به نظر می رسد که هویت افراد در متن اجتماع و فرهنگ شکل می گیرد و هویت از جمله ی نیاز های طبیعی انسان برای خودشناسی و شناساندن خویش است؛ بنابراین، هویت محصول تعامل اجتماعی افراد است. (صالحی عمران، 1387: 5)
در مقوله ی هویت چنین میتوان اظهار داشت که زمانی که پای غربیان به سرزمین های مسلمین باز شد، و متوجه وجوه تمایز آنها با کشور خود شدند، به دلیل مسلمان بودن ساکنان آنها این شهرها را «شهر اسلامی» نامیدند.(نقی زاده، 1378 : 142) با ورود و نفوذ و تکرار الگوهای بیگانه در معماری و شهرسازی به ممالک اسلامی، این هویت به مرور کمرنگ و کمرنگ تر شد. تا جایی که امروزه شهرهای مسلمین تکرار و تقلیدی ناقص از شهرهای غربی هستند. با این حال، دوباره و نیز البته با برنامه و طراحی اندیشیده، می توان هویت شهرهای مسلمین را به آنها بازگرداند و بهترین بنا برای شروع این امر مسجد میباشد چرا که مهمترین بنای در جامعه اسلامی که به تبلیغ دین و فرهنگ اسلامی می پردازد، مسجد می باشد. و باید دانست که امروزه هویت دادن به هر چیزی که به مسلمین تعلق دارد بسیار مهم تر و حیاتی تر از گذشته است. (نقی زاده، 1378 : 142) چرا همچون کشور های غربی هویت شهرهایمان بایستی آسمان خراشی باشد که خود را بر انسان تحمیل می کند و البته نشانه ی تمدن غرب است؟ و یا برجی که بر بیهودگی خویش فریاد می زند؟ و یا بزرگراههایی که کالبد شهر را از هم دریده، محلات و مناطق شهری را به جزایری مبدل کرده اند که محاط شده در ماشین و سرعت و آسفالت، ارتباطی با یکدیگر ندارند؟ و یا... چرا آرم و نشانه ی هر شهرمان مسجدی خاص نباشد؟ و بسیاری چراهای دیگر(نقی زاده، 1378 : 142) (شکل1).
3- مسجد به عنوان یک المان شهری
مسجد در جامعه اسلامی می تواند به بهترین نحو نقش رسالت خود در باب تبلیغ فرهنگ و دین را ایفا کند و این امر در حوزه معماری ممکن نیست مگر جنبه های بصری نمای مسجد مورد توجه قرار گیرد و توجه افراد را به خود جلب کند. از این رو نمای شهری مسجد را میتوان بگونه ای یک المان یا نشانه ی شهری دانست، که با طراحی مناسب میتواند هویت جامعه را نمودار کند.
در دوران معاصر با استقلال کشورهای مسلمان مسجد به عنوان مهم ترین بنا حوزه ی فرهنگ اسلامی فضای معماری در این کشورها از بعد معماری تک بنایی به طور گسترده ای مورد توجه و بحث قرار گرفته است(بهزاد فر، 1378: 12) به طور کل، چه در مباحث علمی و تحقیقی و چه در مباحث علمی و اجرایی، به کیفیت حیاتی ترکیبی، پیوسته و منسجم مسجد در متن طرح کالبدی مجتمع های زیستی کمتر توجه شده است. مضافاٌ اینکه بررسی تحلیلی تک بنایی مسجد نیز به طور قابل ملاحظه ای متوجه تبیین و طراحی عناصر درونی بنای مسجد بوده است. در حالی که از زاویه ی طراحی مجتمع های زیستی، طراحی فضای درونی مسجد مقوله ای فرعی است، در طراحی و تبیین تک بنایی آن معماری بیرونی فرعی قلمداد می شود. (بهزاد فر، 1378: 13)
طبق گفته ی هیلن براند فلسفه ی وجودی بنای مسجد چنان است که باید فضای درونی بر فضای بیرونی متقدم باشد. لذا هرگونه تزیین و تمهیدی که به دلپذیری و مطلوبیت بصری نظر داشته باشد در معماری داخلی و فضای داخلی تبلور پیدا می کند(Hillenbrand,1994).
به طور کل که معماری مسجد به همان اندازه که به طور مجرد، فردی و درونی مورد توجه قرار می گیرد، باید به طور جمعی و بیرونی مورد توجه واقع شود تا از این طریق هر چه بیشتر بر کیفیت معنوی مجتمع های زیستی و فضای شهری از طریق تجسم بصری افزوده گردد. به این معنی که بنای مسجد در متن فرایند طراحی شهری ساخته شود تا الگوی طراحی شهر اسلامی را تقویت کند و درک و ماندگاری ذهنی آن را برای همه ی مردم بالا ببرد. (بهزاد فر، 1378: 13)
در یک جمع بندی کلی درباره فایده ها و اهمیت های ارج نهادن به نما و شمایل بیرونی مسجد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- تداوم فرهنگی دوره های مختلف در شهر(با ارتباط عناصر)
- ایجاد وتقویت خوانایی در شهر
- ارتقای جنبه های زیبایی شناسانه و منظرسازی با کمک معیارهای خاص بدنه ها، عناصر و نهایتاٌ شالوده ی نمادین شهر در جهت القای هویت فرهنگی به مردم
- قابلیت های جهت یابی، تعیین موقعیت شهروندان، ایجاد کشش در حرکت مقیاس مطلوب و تناسبات
- کنترل تراکم های ساختمانی به رعایت تناسبات و نمایانی عناصر اصلی، دانه بندی بافت شهری
- ادراک متوالی و پیاپی از عناصر اصلی و نشانه ها و تطابق با سلسله مراتب شبکه ی راه های شهری که موجب خوانایی بیشتر و کارایی بهتر می شود
- کیفیت فضایی مناسب برای فعالیت های مختلف
- تاٌثیر مؤلفه های اقلیمی بر کیفیت فضایی (شعیبی، 1380 : 493)
هویت ملی در عصر حاضر به مسئله ای حیاتی برای ملت ها تبدیل شده است و بخصوص در جوامع اسلامی اهمیتی دو چندان پیدا می کند . مرزهای سیاسی به تنهای نمی تواند ضامن حیات یک ملت باشد. در پی آن، در عصر ارتباطات، جهت حفظ هویت ملی عوامل مختلفی دخیل است که جهت گیری فرهنگی یکی از مهم ترین آنهاست.(پرویزی، 1388: 2) در این بین معماری جلوه گاه فرهنگی یک ملت است که با تمامی ابعاد زندگی آدمی درآمیخته، بر آن تأثیر عمیق می گذارد. حال در معماری مسجد که سردم دار هویت اسلامی جامعه است لزوم انتخاب های بجا در طراحی معماری در چگونگی هویت آینده ی جامعه نقش بسزایی دارد.
معماری نتیجه و حاصل فرهنگ جامعه است. نگاهی اجمالی به تاریخ معماری ایران و سایر تمدن های جهان نشان می دهد که هیچ اثر بزرگ معماری ای وجود ندارد که بر اساس اندیشه و جهان بینی پدید نیامده باشد. به این ترتیب می توان گفت که هر تمدن یا قومی در دوران مختلف، معماری خاصی را مطابق با فرهنگ خود ارائه می دهد. آنچه واضح است این است که معماران گذشته که هم اکنون بناهای آنها را ساختمان هایی با هویت می دانیم، هرگز ابتدا هویت جامعه ی خود را جستجو نکرده اند تا بر اساس آن و برای آن معماری کنند.آنها با هویت خویش زندگی می کردند و ناگزیر این هویت در اثر آنها نیز جاری و جاودانه است. بنابراین، گمشده ی ما جای دیگری است تا به یک معماری ملی و با هویت فرهنگی دست یابیم. (پرویزی، 1388: 2)
ایجاد ذهنیت در خاطر افراد به وسیله ی استفاده از المان های بصری موجود در معماری مسجد نکته ی دیگر حائض اهمیت می باشد. مکانیزم شکل گیری احساس ارزشمندی و عزت نفس در افراد جامعه، تصویری است که آنان در جریانات فکری و گزینش ارزش ها در قالب آثار و نمادها از خود بروز می دهند.(برومندصالح، 1380: 69)
اگر انسان تصویر درستی از توانایی ها و استعدادها و نقاط قوت و ضعف خود داشته باشد، به خویشتن اعتماد می ورزد و در انجام کارها و وظایفش احساس مسؤلیت و تکلیف خواهد کرد. شهروندان یک جامعه باید فرصت داشته باشند تا بازشناسی و کشف روابط میان پدیده ها را در ذهن خویش سازمان دهند و به تلاش و فعالیتی خودانگیخته که بارقه ی اولیه ی آن را الگوهای بصری و سمبولیک در فرایندی ناخودآگاه ایجاد می نماید، دست یابند.
چنین انگیزشی را نمی توان تنها از طریق آموزش و گفت و گوی مستقیم تاٌمین کرد. بلکه فضای زیستی در شکل نمادین و مفاهمه ی سمبولیک، در ایجاد و درونی کردن آن کارامدتر و مؤثرتر است.
عناصر کالبدی شاخص در شهر اسلامی خصوصاٌ مسجد به علت دارا بودن بعد عقلانی و معنوی به شهروندان، هویت و اعتباری ویژه می بخشد که در سایه ی آن فضایلشان آنگونه اعتلا می یابد. (برومندصالح، 1380: 69) این است که بعد کالبدی نمای مسجد در شهر به این نحو با نفوذ در ذهن افراد به شکل ناخود آگاه به عزت نفسشان می انجامد.
و در باب ادراک شکل نظریات مختلفی وجود دارد که در زیر به نظریات گیبسون و لنگ اشاره خواهد شد:
در دیدگاه رمزگرایی اکولوژیک گیبسون، مفاهیم انتقالی از هر شیی متناسب با قابلیت های آن شیءاست. اما میزان درک این مفاهیم به دو عامل بستگی دارد؛ یکی قراردادهای اجتماعی و دیگری تداعی های روانی. به عقیده ی گیبسون در حالی که دیدن بلاواسطه انجام می گیرد، درک مفاهیم رمزی تنها طی پروسه تداعی و اجتماعی و روانی با یک شکل انجام می گیرد. به عبارت دیگر، موضوع یا اثر معماری تنها در اثر قراردادهای اجتماعی است که به یک رمز و نماد یا سمبل تبدیل می شود. در مرحله ی بعدی تداعی روانی معنی انجام گرفته، مفهومی که قبلاٌ طی پروسه ی قرارداد اجتماعی در شکل خاص جا گرفته، بازخوانی می شود و انتقال می یابد. (Gibson, 1966)
نظریه ی لنگ نیز بر همین دیدگاه اکولوژیک گیبسون استوار است. وی بر تاٌثیر تجربه بر مفاهیم ضمنی تاٌکید دارد. وی این مدل را مدل رفتاری می نامد و مفاهیم رمزی را ناشی از ربط دادن شکل ها با تجربه های قبلی می داند. به عبارتی اگر موضوع معماری مسجد را از این دیگاه نگاه کنیم، باید تکرار شود گنبد و مناره و تجربه کردن این شکل معماری با عملکرد مسجد دلیل اصلی انتقال وجود مفهوم و احتمالاٌ ادراک الهی بودن در اثر دیدن این شکل باشد و مفهوم رمزی ماهوی در این شکل ها وجود ندارد. Lang, 1988))
با ذکر این موارد به دو راهی می رسیم که در یک سوی آن معماری سنتی و در سوی دیگر آن معماری با فرم های جدید است که طبق نظر نگارنده میانه روی در این را بهترین انتخاب می باشد.
4- نتیجهگیری
در این نوشتار سعی بر آن شد که توجه خوانندگان را به این نکته جلب کند که شکل و نمای مساجد امروز در طراحی نمای شهری می بایست مورد توجه واقع شود، زیرا که به عنوان مهمترین عنصر شهر اسلامی که افراد آنرا مبلّغ دین می دانند نقش نشانه شهر اسلامی را می تواند ایفا کند و شکل نمای آن حکم سیما و هویت مردم این جامعه دینی را دارد، از این رو توجه ویژه به به این مهم می تواند در احیای هویت فرهنگی آسیب دیده ی ایرانی – اسلامی بسیار مفید فایده واقع شود. و همچنین با توجه به سیر تغییر جوامع مسلمان در حال توسعه شاهد تحول جامعه از حالت سنتی به مدرن می باشیم که این امر در صورت بی توجی میتواند با باعث بروز مشکلات فراوانی از نظر فرهنگی و اجتماعی شود، از یک سو در صورت توجه و استفاده ی بیش از حد از عناصر تکنولوژی دچار بی هویتی شکل شهر خواهیم شد و از سوی دیگر در صورت عدم استفاده یا استفاده بسیا کم از عناصر تکنولوژی و گرایش بیش از حد به شمایل دوران گذشته دچار عقب ماندگی و نا نو آورانه بودن معماری و فرهنگ جامعه اسلامی خواهیم بود. در نتیجه استفاده و عدم استفاده از عناصر تکنولوژی و عناصر آشنا و سنتی معماری مساجد می باسیت به نحوی باشد که نه دچار عقب ماندگی و نه بی هویتی شویم و در این راه، راه میانه بهترین میباشد و این امر باعث عدم تغییر ناگهانی و گسست از معماری سنتی خواهد شد. در عین حال موارد گفته شده طراحی نمای مساجد باید به گونه ای باشد که معماری ایرانی اسلامی دارای خصیصه های شخصی خود باشد و در درون افراد جامعه از درک آن نوع معماری و به خاطر آوردن آنها احساس ارزشمندی و عزت نفس بروز کند.
مراجع
- 1-برومند صالح، حمید (1380)؛ «شهر و مسجد»، مجموعه مقالات معماری مسجد؛ افق آینده، جلد اول، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه هنر،ص 67
- 2-بهزادفر، مصطفی (1378)؛ «معماری مسجد و نمای شهری»، مجموعه مقالات معماری مسجد؛ گذشته، حال، آینده،جلد دوم، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه هنر، ص9
- 3-پرویزی، الهام (1388)؛ «معماری ملی از دیدگاه هویت فرهنگی»، فصلنامه مطالعات ملی39،سال دهم، شماره 3،ص2.
- 4-حسن الدین خان (1376)؛ «مساجد معاصر»، ترجمه فرزان سجودی، نشریه فرهنگ و هنر، تابستان و پاییز1376، ص333
- 5-رضازاده، راضیه (1380)؛ «تاثیر شکل معماری مسجد و درک و انتقال معانی و مفاهیم»، مجموعه مقالات معماری مسجد؛ افق آینده، جلد اول، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه هنر، ص345
- 6-شعیبی، عباس (1380)؛ «مسجد به عنوان یک عنصر شهری»، رضا سیروس صبری، نگین شعبانی، مجموعه مقالات معماری مسجد؛ افق آینده ،جلد دوم، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه هنر،ص 493
- 7-صالحی عمران، ابراهیم، (1387)؛ «بررسی میزان توجه به مولفه های هویت ملی در کتب درسی دوره راهنمایی»، تهران فصلنامه مطالعات ملی، شماره 3، صص3-27
- 8-فتحی، حسن (1376)؛ «مسجد در عصر حاضر»،مترجم: رضا قاسم زاده طامه، نشریه فرهنگ و هنر ،تابستان و پاییز 1376 - شماره 33، صص 375-376
- 9-لینچ، کوین (1355)؛ «سیمای شهر»، ترجمه منوچهر مزینی، تهران: دانشگاه شهید بهشتی
- 10-مددپور، محمد (1371)؛ «حکمت معنوی و ساحت هنر»، چاپ اول، تهران: انتشارات سروش، ص 198
- 11-نقی زاده، محمد (1378)؛ «مسجد کالبد مسلط بر مجتمع اسلامی»، مجموعه مقالات معماری مسجد؛ گذشته، حال، آینده ،جلد دوم، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه هنر، صص142-144
12. Gibson, J.J. (1966). The Senses Considered As a Perceptual System, Boston: Houghton Mifflin.
- Hillenbrand, R. (1994). Islamic Architecture, Edinburgh University Press.
- Lang, J. (1988). Symbolic Aesthetics in Architecture: toward a Research Agenda, in Environmental Aesthetics: Theory, Research and Application, Nasar, J. (ed.), Cambridge University Press .pp.11-26.
1. منبع عکس: نقی زاده، محمد (1378)؛ «مسجد کالبد مسلط بر مجتمع اسلامی»، مجموعه مقالات معماری مسجد؛ گذشته، حال، آینده ، جلد دوم، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه هنر
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir