
مردی که عجیب جمکرانیست
حدیث زنگنه
مردی که عجیب جمکرانیست
حدیث زنگنه
انگار هوای ابرهایت ، ای شعر زمینی، آسمانی ست
در فکر مهار سیل هستم، طوفان حروف ناگهانیست
یادبود کسی به یاد او با ... ای کاش نبودها نبودند
کویار، کجاست "ناصر"او،امشب که زمان جانفشانیست
امروز چه سالی است؟انگار،یوسف نگران خشکسالیست
در علقمه ی نگاه دستان،یک بذر محبت و وفا نیست
می خواست شبیه چشمه باشد، تا کفر بشوید و بروبد
او شست بدون آب، باخون، این رسم و ورای باغبانیست
دریا خجل از شوری بختش ، هی دود شد و رفت بالا
اما دل داغ آسمان هم، اشکی نچکانده دیر آنست
سهم من از آسمان برایت، دنیای من، آسمان!فدایت
من را بپذیر ای شقایق!هر چند گناه من جوانیست
آمد به زیارت شما، او، پز آب تر از چشمه کوثر
مردی که امید این جهان است ، مردی که عجیب جمکرانیست
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir