بوشهر
← همه اخبار
مُخ بُلند کجاست؟

مُخ بُلند کجاست؟

۲۰ بهمن ۱۳۹۰کد خبر: 85543۱

" نسیمی از دفتر ایام " گوشه ای از تاریخ سیاسی - اجتماعی بوشهر

مُخ بُلند کجاست؟

خاطرات علیرضا مظفری زاده

 


مخ بلند آبادی  کوچکی است  که در شرق محله  دواس و شمال غرب بهمنی واقع شده است. برای اینکه شمه ای از وضعیت  این آبادی را به دست  بدهم بایستی  با هم  عقربه ساعت زمان  را در جهت  عکس بچرخانیم  و شش دهه به عقب برگردیم  تا مخ بلند  را در دهه  بیست خورشیدی  نظاره کنیم.

موقعیت این محل که یکی از آبادی های  حومه ی بوشهر است  و در آن دهه  حدود 50 خانوار جمعیت دارد  چنین است: در شمال  محله ی، منزل حسین ملاحاجی جمهیری ،جنوب ، منزل آخوند(غلامحسین دوبی)- شرق، منزل مهدی قاسمی  و سید شهریار هاشمی و غرب آن  باغ عبدالرحیم  کللی واقع شده است. به عبارت دیگر مخ بلند  محدود است از شمال به عمارت حاج باقر بهبهانی و زمین های غرب آن، از ناحیه شرق به باغ حاج حبیب پور صالح و عمارت قنبری و اراضی اطراف آنها، از جنوب به فاصله یک کوچه به عمارت  تاتو و دیوار کارخانه ریسندگی  و بافندگی اعتمادیه و از غرب به باغ عبدالرحیم کللی و محله دواس ، در باغ  عبدالرحیم  که بین دواس  و مخ بلند واقع است  انواع درختان بلند – ثمردار و بی ثمر- مانند انگور، انجیر قرمز، گل ابریشم، بابل و سه پستان  (دانه ریز و دانه درشت)وجود دارد. در باغ ، چاه آب نیمه عمیقی  است که پاتاقی  روی آن قرار دارد  و از آن برای آبیاری  درختان  و مزارع گوجه فرنگی، بامیه ،کدو، خیار و سبزیجات که در باغ  کاشته  می شود  استفاده می گردد. دو زمین  مخصوص  خرمن و گندم کوبی  دارد؛  یکی در شرق به فاصله  حدود 100 متری محل و دیگری در غرب  حد فاصل  دو محله  دواس  و مخ بلند در جایی که بعدها  خانه سید عبدالحمید  رکنی در آن ساخته شد.‏


زمینهایی تقریباً سخت و سنگی دارد، به طوری که گندمهای آورده شده  از اطراف  را روی آنها خرمن  می کنند و با گندم کوبهایی به نام بُرّا که اغلب با الاغ کشیده می شود روی گندمها  حرکت می دهند  و آنها را به صورت  کاه در می آورند.‏


مخ بلند  دو آب گذر- به لجه محلی«دره» - دارد؛ یکی در جنوب، کنار دیوار عمارت  تاتو و دیوار کارخانه  اعتمادیه  و دیگری در وسط محل که به آن  دره  مشهدی عبدالرحیم  می گویند . در پاییز و زمستان که معمولاً بارانهای تند و سیل آسا می بارد، آب تپه ها و بلندیهای  شرقی به سوی این دو دره سرازیر می شود  و در هر دو مسیر  پس از پر شدن  بلندیهای شرقی به سوی این دو  دره سرازیر می شود و در هر دو مسیر پس از پر شدن گودالهای سر راه  و عبور از اراضی  شمالی دواس، آب آنها به دریا می ریزد. ‏


مخ بلند مسجدی دارد که تاریخ بنای آنها ظاهراً  به اواخر دوره قاجار می رسد . بنا به نقل یکی از معمرین محل، شخصی به نام  علی حیدر از اهالی  مخ بلند که به مسجد پیرزن در  بوشهر رفته بود در آنجا می شنود که فرد خیری  به نام  حاج صادق دوانی می خواهد  پول  به اصطلاح  حلالی را برای  ساخت  مسجدی  در اختیار امام جماعت  مسجد  پیرزن بگذارد.  او می گوید که محل ما به نام مخ بلند که  نزدیک بهمنی  واقع است  مسجد ندارد. آن فرد  نیکوکار مسجد  مخ بلند را می سازد  و تولیت آن را به همان علی حیدر می سپارد. بعد از گذشت چند سالی علی حیدر نزد یکی از سادات محل می رود  و می گوید که می خواهد از مخ بلند برود. او خانه اش را به حسن آژان  که پدر برادران توکلی ریشهری بوده، می فروشدو سرپرستی مسجد را به سید محمدعلی(هاشمی)واگذار می کند. بعد از او برادرش سید شهریار(هاشمی) متولی مسجد می شود.هنگامی که ده دوازده ساله  بودم سیدشهریار را دیدم که بالای هشتاد سال سن داشت. وی در تاریخ 12/12/1342 در گذشت  و در حیاط مسجد به خاک سپرده شد. هنوز هم بستگان وی تولیت مسجد را بر عهده دارند. بنای قدیمی مسجد در شهریور  سال 1369 تخریب و به جای آن ، مسجدی به سبک جدید در خردادماه 1370 احداث گردید.‏


سابقه ی مکتوب آبادی به دوره احمدشاه قاجار می رسد. شاید وجه تسمیه ی آن به خاطر نخل بلندی بوده که در آن ناحیه وجود داشته و اولین خانه کنار آن ساخته شده است.‏


ساکنان اولیه مخ بلند از ناحیه ، تنگستان از جمله روستای گلکی به این محل مهاجرت کرده اند. این محله تا مرکز بوشهر یک فرسخ(6 کیلومتر)فاصله دارد. به طرف شمال مخ بلند از مسیرهای بین دو عمارت حاج باقر بهبهانی و حاج محمد شفیع کازرونی و باغ سید عبدالحسین (هاشمی) و بعد از آن باغ ملا که بگذری به جاده اصلی بوشهر- سبزآباد می رسی و حرکت به سوی شمال را به طرف عمارت حاج رضا هفته که ادامه دهی به ابتدای محله سنگی وارد می شوی .از اینجا نمای بلندترین ساختمان شهر بوشهر که عمارت حاج رییس باشد از دور نمایان می شود . پاییز هر سال ، تمام زمین های بین مخ بلند  تا باغ ملا  و جفره علیباش و اطراف عمارت حاج رییس (این عمارت ییلاقی غیر از عمارت معروف واقع در سالن شرقی بندر بوشهر است)که اکنون همگی در محدوده پایگاه هوایی  قرار گرفته است  زیر کشت گندم دیم می رفت و زمستان ها ، سراسر منطقه غرق در سبزی  و گلهای خوشبوی رنگانگ به ویژه گل اسب (گلایل وحشی) و انواع گیاهان دارویی می شد. از اراضی مشهور این منطقه می توان از کل بُگم، مَنْدی، بن صالح و جفّار نام برد.‏


من در اواخر سال 1327 در منزلی اجاره ای در این محله به دنیا آمدم. منزلی که بعدها مرحوم محمد عادلی(خورموجی)آن را خرید  و بازسازی کرد. فرزند اول خانواده هستم  و سه خواهر و یک برادر  کوچکتر از خود دارم. پدرم طهماسب فرزند تیمور مظفر فرزند زایر احمد فرزند مشهدی حسن فرزند شعبان و مادرم عصمت فرزند زایر غریب  از جفره علیباش ، فرزند زایر محمد، فرزند زایر غلام  فرزند تاتا حسین  بودند. اجداد پدریم  اهل روستای گُلکی از توابع تنگستان  و اجداد مادریم  ساکن اهرم بوده اند . کودک که بودم پدرم در کارخانه ریسندگی  و بافندگی  اعتمادیه  در قسمت دیگ بخار(بویلر) کارگری می کرد. به مدرسه نرفته بود اما بخاطر استعدادی که داشت ، خواندن را یاد گرفته بود  و کتاب های حافظ و فلکناز و حسین کرد شبستری و حیدر بیگ را غالباً با صدای بلند در خانه می خواند. ‏

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/RZAHEN9

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir