بوشهر
← همه اخبار
محمدجواد حامدى (حامد)‏

محمدجواد حامدى (حامد)‏

۲۶ اسفند ۱۳۹۰کد خبر: 84903۱

شاعران متقدم و محلی سرای بوشهر

 شاعران متقدم و محلی سرای بوشهر
 نوشته:‌عبدالمجید زنگویی ‏
 
 محمدجواد حامدى (حامد)‏


 محمدجواد حامدى فرزند محمود به سال 1296 خورشیدى در خورموج مرکز دشتى زایش یافت. در سن هفت سالگى (1303) در مدرسه‏ى ادب خورموج که مدیریت آن بر عهده‏ى پدرش بود شروع به تحصیل کرد. در سال 1304 ش که پدرش به سمت منشى اول معارف و اوقاف بوشهر منصوب شد، وى نیز به همراه پدر روانه‏ى بوشهر گردید و در آنجا به درس خواندن پرداخت. ‏
 
 پس از به پایان رساندن دوره‏ى ابتدایى وارد مدرسه‏ى سعادت بوشهر شده پس از پشت سر گذاشتن دوره‏ى اول متوسطه به علت نداشتن توانایى مالى از رفتن به شیراز یا تهران که داراى امکانات
تحصیلى بیشتر بودند، محروم شد. به ناچار ترک تحصیل دبیرستانى کرده و از این به بعد خوشه‏چین دانش پدر مى‏شود و از محضر و محفل وى بهره‏مند شده ادبیات فارسى و صرف و نحو عربى را فرا
مى‏گیرد.‏
 
 به علت داشتن دستخط خوب در سال 1315 شمسى بنا به دعوت اداره‏ى معارف بوشهر به سمت آموزگارى خط و ادبیات در مدارس بوشهر وارد خدمت مى‏شود. در سال 1320 به عللى از خدمت استعفاداده و به سال 1321 به استخدام اداره بهدارى بوشهر در مى‏آید و پس از یک سال خدمت به اداره خواروبار بوشهر منتقل و به سمت مسؤول بایگانى مشغول کار مى‏شود. سرانجام به سال 1323 به
اداره‏ى دارایى بوشهر منتقل و به سمت مسؤول دفتر آن جا انجام وظیفه مى‏کند و از آن زمان به بعد به تناوب به سمت‏هاى مختلف ریاست اداره دارایى، قند و شکر، غلّه و دخانیات در  شهرستان‏هاى
کازرون، برازجان، گناوه و خورموج، اهرم و کنگان به خدمت اشتغال مى‏ورزد تا این که به سال 1348 ش به سمت ریاست اداره قند و شکر آباده منصوب و در سال 1358 به بازنشستگى نایل مى‏شود. ‏
 
 محمدجواد حامدى فردى بود خونگرم، پرشور، مهمان‏نواز، صادق و صمیمى و بى‏ریا و قانع و فروتن، که این صداقت و تواضع را در تمام مدت خدمت با همکاران و زیردستانش نیز حفظ کرده بود. ‏
 
 حامدى در تابستان 1368 بر اثر تصادف در جاده‏ى بوشهر ـ شیراز بدرود حیات گفت. منظومه‏ى معروف «کلاخایاد موهدو یادموهدو» به گویش محلى از او معروف است.1
 حامدى در سال 1314 خورشیدى داستان جنگ انگلیس و ایران را از زبان خالو حسین دشتى که خود نقشى مؤثر در این جنگ داشته مى‏شنود و در سال 1351 داستان را به گویش محلى به رشته‏ى شعر در مى‏آورد ولى به علت مشغله و گرفتارى ادارى سال‏ها مى‏گذرد تا در سال 1365 موفق مى‏شود که آن را اصلاح و پاکنویس کند.‏
 حامدى جریان را از زبان سیاهى «مخدانى» که با ارباب خود به شیراز مى‏رود و کلاغان را مورد خطاب قرار مى‏دهد بیان مى‏کند. از وقایع و رویدادهاى جنگ گرفته تا مشکلات، ناراحتى و دربدرى‏هاى مردم.‏

1‏- همان. ص ص 145ـ 144.‏
براى زندگى و اشعار حامدى نگ:‏
ـ شعر دشتى و دشتستان، دفتر پنجم، ص ص 371ـ 273‏

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/6LE86VA

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir