
محرم،کودکی،بوشهر
به قلم : « فرید میرشکار»
محرم،کودکی،بوشهر
به قلم : « فرید میرشکار»
در طی قرن هاهمواره مردم بوشهر قبل از رسیدن محرم ، آماده ورود به آن می شوند و این اتفاق نسل به نسل با ما بوده و خواهد بود .
ماه محرم شور عجیبی در دلها می اندازد و هر کس تلاش می کند بهره کافی را از این ماه ببرد و هنگامی که به پایان میرسد از همه «مروات همه ساله» می شنوی و به امید محرم و مراسم های عزاداری سالهای اینده لباس های سیاه و وسایل عزاداری را با احترام و وسواس خاصی بسته بندی می کنند و این خود نشان می دهد که از پایان این محرم وصفر مهیای محرم بعدی هستند .
ماه محرم در بوشهر علاوه بر اهمیتی که از نظر اعتقادی و مذهبی دارد عجین و در هم تنیده با مراسمهای آئینی رایج در جامعه این منطقه از جغرافیای ایران است که در این خصوص و اشکال مختلف آن بسیار گفته و نوشته شده ولی آنچه که محرم و مراسم محرم را برای این جامعه تبدیل به یک خاطره نوستالژیک می کند آواها و موسیقی خاص به همراه فرم های پیچیده آن است همه خانواده ها از ابتدای تواد ونوزادی بچه هایشان را به مراسم های آئینی و مذهبی محرم که فراوانی صدا و تصویر در آن موج می زند و هارمونی موسیقیایی و آوایی دارد می برند و همین باعث می شود که از کودکی این نواها در درون ما نفوذ کرده و جزیی از حافظه شنیداری ما گردد طوری که گاهی مسخ صدای سنج و دمام،نوحه،هیا مظلوم، پامنبری و هر گونه آوایی که در این ماه رواج دارد می شویم و خودمان را در گذر سالهای گذشته زندگی به خاطر می آوریم و در این مراسم ها اصولا آدمها از هر سنی خاطرات شب های عزاداری را در سالهای گذشته و زمان کودکیشان که با والدینشان از محله ای به محله دیگر می رفتند برای سایرین تعریف می کنند.
همیشه و هنوز با صدای مرحوم جهانبخش کردی زاده (بخشو)و مرحوم محمد شریفیان در هر زمان و مکانی وقتی به گوشمان می رسد دم می گیریم و به علامت افسوس سرتکان می دهیم و این افسوس بیشتر بخاطر گذران عمر خودمان است و لذتی که در اعماق جانمان از شنیدن آن نوحه ها و صدا ها بوجود می آمد لذتی که ما به یک فرهنگ غنی آوایی و مراسم آئینی مذهبی متصل می کند.
و در شمارش ها و حبس کردن نفس در سینه هامان وقتی که ضرب آهنگ واحد زدن با آن ریتم خاص فضایی را جان می دهد و سکوتی را بوجود می آورد و دوباره آن را می شکند. کودکان ما از وقتی که می توانند چوب به دست بگریند یا با دست بر چیزی بکوبند یعنی حدود 5/2 تا3 سالگی اولین ریتمی را که می نوازند، دمام زدن است ، آنها نا خودآگاه دمام می زنند کودکی ما هم انباشته از صداهای محرم وصفر است از وقتی که یاد گرفتیم به مسجد بریم ، صدای نوحه خوانی و سینه زنی به گوشمان رسید و آن را با گوش جان شنیدیم .
کودکی مردم بوشهر پُر است از این ضرب آهنگ ها تا جایی که انگار به شکل ژنتیک از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.
اولین صدای نوحه خوانی که من شنیدم نفس گرم آقای رضا صفایی در محله دواس بود و می شود گفت که کودکی من و بچه های هم نسلم کودکیشان را با صدای ماندگار ایشان گذراندند و هنوز صدای ایشان یاد آور بوی کوچه های خاکی،میله نرده ها ( نیمی از بالای دیوار حیاط مسجد ها در بوشهر حفاظ نده ای داشت ) و دیوار گچی مسجد و هیاهوی قلندر خونه و چای خوش رنگ در استکان های کمر باریک است با رقص قاشق های چایخوری که آن هم آوایی موسیقیایی داشت و گاهی تمام مسجد را پر می کرد .
هنوز وقتی صدای نوحه خوان را می شنویم آرزوی اینکه چه زمانی می توانیم در بُر ( ردیف ) اول یا دوم سینه بزنیم و یا شاید ما را به آنجا دعوت کنند در دلمان زنده می شود. محرم نه تنها زنده کننده خاطره مظلومیت سالا شهیدان برای مردم بوشهراست بلکه تداوم تمام خاطرات دوران سپری شده عمر آنها، که بیشتر در مساجد می گذرد ، برایشان است.
« فرید میرشکار»
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir