
صد سال نمایشنامه نویسی در ایران 3
از دیگر تلاشگران این عرصه می توان به «علی نصر» اشاره کرد که در سال 1300 هـ ش نمایشنامه ای با اقتباس از شاهنامه نوشت. و قریب ده سال بعد یعنی 1310 علی پارسا...
صد سال نمایشنامه نویسی در ایران
با نگاهی به اقتباسات نمایشی از شاهنامه
احمد جولایی - عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر
از دیگر تلاشگران این عرصه می توان به «علی نصر» اشاره کرد که در سال 1300 هـ ش نمایشنامه ای با اقتباس از شاهنامه نوشت. و قریب ده سال بعد یعنی 1310 علی پارسا نمایشنامه بیژن و منیژه را به رشته تحریر درآورد. سال 1311 نوبت محمد افشار و علی آذری بود که هر کدام نمایشنامه ای را با اقتباس از شاهنامه فردوسی به نام های «کی خسرو» و «فردوسی در دربار سلطان محمود غزنوی» بنویسند.
در سال 1313 هـ ش که در بین ایرانیان به نام بین النحسین معروف است و سال فعالیت دانشگاه تهران محسوب می-شود که بعدها به 1314 تغییر سال یافت و هم زمان با جشن بزرگی شد که برای هزاره فردوسی و با حضور صاحب نظران و ادباء وقت داخلی و خارجی برپا گردید. بنا به توصیه محمدعلی فروغی (ذکاء الملک) چند اثر نمایشی برگرفته از شاهنامه آماده و اجرا گردید. از جمله نمایش های معروف به سه تابلو نوشته ی عبدالحسین نوشین مربوط به ماجرای زال و رودابه، رستم و قباد، رستم و تهمینه، نوشته واجرا گردید.همین طور نمایشنامه منظوم رستم و سهراب نوشته «روکرت» و غلامعلی فکری و در نمایشنامه «شب فردوسی» ذبیح بهروز که به زندگی فردوسی و مسائل خانوادگی او اختصاص داده خالق شاهنامه را مد نظر دارد.
همین طور در این سال ها حبیب الله شهردار نیز نمایشنامه ای تحت عنوان رستم و سهراب طراحی و به شیوه ای اپرا مانند «نمایش موزیکال» به اجرا درآورد. سال 1313 هـ ش باعث شد تا غلامعلی فکری و محمد مقدم نیز نمایشنامه هائی تحت عنوان رستم و سهراب بنگارند و غلامحسین زیرک زاده نیز بار دیگر بیژن و منیژه را نوشت و به چاپ رساند. در سال 1316 هـ ش دکتر مهدی فروغ که از تحصیل کردگان نمایش بود داستان رستم و سهراب را به صورت نمایشنامه در سه پرده و بالغ بر 439 بیت نوشت. در همین سال های بین 1300 تا 1320 هـ ش بنا به نوشته دکتر آژند، عبدالحسین اوغلو حاجی، اپرانویس ترک قفقاز هم اپرائی به نام رستم و سهراب تنظیم که علاوه بر اجرای قفقاز در ایران نیز اجرا شد.
نادیده نباید انگاشت که در این سال ها موضوع اقتباس از آثار ادبی و ملی چون آثار نظامی گنجوی، مولانا جلال الدین رومی و ... هم بالا گرفت که برای جلوگیری از اطناب کلام ازذکر سایر آثار خودداری می شود.
در پایان به جداول مربوط به شاهنامه و نمودارهای اقتباس درسال های مختلف از این اثر گرانسنگ ایرانی خواهیم پرداخت.
برای اثبات این دیدگاه امکان بررسی تاریخی از نحوة تولید، بازنمایی و خلق آثار نمایشی از حدود صدسال پیش تاکنون در ایران میتواند مؤید نکات قابل توجهی باشد، لذا آن را با هم مرور میکنیم، لازم به ذکر است که جدول اولیه این آمار را دکتر مهدی فروغ و محمد حنیف و ارسلان پوریا هم در کتب خود تا زمان لازم پیگیری و منعکس نمودهاند. و در سال های بعد آن را ادامه داده و تقریباً به روز رساندهام.
نتیجه:
آمار متون نمایشی از شاهنامه فردوسی
از کل 122 نمایشنامهای که تا سال 1384 بر اساس داستان های شاهنامه نوشته شده، 42 نمایشنامه بر اساس داستان رستم و سهراب(34درصد) و 14 نمایشنامه داستان بیژن و منیژه (12درصد) است. داستان های مربوط به زندگی ضحاک 16 نمایشنامه (13درصد)، سیاوش 12 نمایشنامه (10درصد) رستم و اسفندیار 7 نمایشنامه (6درصد) و زندگی فردوسی 4 نمایشنامه (3درصد) و بقیه موضوعات دیگر را شامل میشود.
بر این اساس دراماتیک ترین شخصیت شاهنامة فردوسی، رستم است و داستان رستم و سهراب معروف ترین و محبوب ترین داستانهای این کتاب وبده و پس از آن به ترتیب داستان های ضحاک، بیژن و منیژه، سیاوش و سودابه و رستم واسفندیار بیشتر از بقیه داستان های حکیم طوسی مورد توجه نمایشنامه نویسان قرار گرفته است.
اما داستان های فردوسی موضوع 7 درصد کل نمایشنامههای ایرانی را تشکیل میدهد. از میان 1720 نمایشنامهای که تا سال 1382، تنظیم شده یا به طبع رسیده است، 123 نمایشنامه با الهام از داستانهای شاهنامه و 1599 نمایشنامه دیگر با استفاده از موضوعات عمومی دیگر نوشته شده است که در مجموع باید گفت که این درصد بیانگر توجه جدی نمایشنامهنویسان به این حماسه ی بزرگ ایرانی است. بر اساس این تحقیق، بیشترین توجه به شاهنامه در دهه بیست و کم ترین توجه طی سالهای 1300 تا 1310 و از سال 1358 تا 1370 صورت گرفته است.
بار دیگر یادآور میشود کتب و مت
ون دیگری در حوزه ی ادبیات ایران موجود است که مورد اقتباس هنرمندان عرصهی نمایش برای خلق آثار نمایشی قرار گرفتهاند و گرچه اما از شمول این مقاله خارجاند، اما در خور توجهاند.
پی نوشت :
عبدالهیان حمید کارنامه نثر معاصر انتشارات پایا 1379 ص8
طه حسین، جبران خلیل جبران و منفلوطی و ... از چهره¬های این دوره¬اند.
اردوش، محمد امیرحسین، محمد نامق کمال و جنبش اتحاد اسلامی در عثمانی، فصلنامه بررسی¬های نوین تاریخی، سال چهارم شماره 4 و 5، 1387، ص 73 و 74.
محمدی محمدحسین، تاریخ تحلیلی داستان¬نویسی افغانستان، جلد اول (1357-1298)، چاپ اول 1388، چاپ حیدری، ص 9.
ولایتی علی اکبر- فرهنگ و تمدن اسلامی – نشر معارف – سال 1387 ص 237.
عابدینی حسن صدسال داستان نویسی در ایران – انتشارات تندر-تهران 1369ج1ص19
فرحان بلبل المسرح السوری فی مئه عام 1847-1946 وزارت الثقافه –دمشق 1997
حنیف، محمد، قابلیتهای نمایشی شاهنامه، انتشارات سروش، 1384.
پوریا، ارسلان، برخی فروزه های نمایشی ، شاهنامه فردوسی، انتشارات توکا، چاپ اول، 1336، دوم 1375.
منابع و مآخذ:
1. آژند یعقوب، نمایشنامه نویسی در ایران (آغاز تا 1320 هـ . ش، تهران، نشر نی، 1374.
2.اردوش، محمد امیرحسین، محمد نامق کمال و جنبش اتحاد اسلامی در عثمانی، فصلنامه بررسی های نوین تاریخی، سال چهارم شماره 4 و 5، 1387.
3. پوریا، ارسلان، برخی فروزه های نمایشی ، شاهنامه فردوسی، انتشارات توکا، چاپ اول، 1336، دوم 1375.
4. حنیف، محمد، قابلیتهای نمایشی شاهنامه، انتشارات سروش، 1384.
5. عابدینی حسن، صد سال داستان¬نویسی در ایران، تندر، تهران 1369، ج 1.
6. عبداللهیان حمید، کارنامه نثر معاصر، انتشارات پایا، سال 1379.
7. فرحان بلبل المسرح السوری فی مئه عام 1847-1946 وزارت الثغافه –دمشق 1997
8. فروغ مهدی، شاهنامه و ادبیات دراماتیک، تهران، ادارة کل فرهنگ و هنر، 1354.
9. محمدی محمدحسین، تاریخ تحلیلی داستان نویسی افغانستان، جلد اول (1357-1298)، چاپ اول 1388، چاپ حیدری.
10.ولایتی علی اکبر- فرهنگ و تمدن اسلامی – نشر معارف – سال 1387 ص 237.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir