بوشهر
← همه اخبار
شعر جنوب ( 2 ) - شعر محلى

شعر جنوب ( 2 ) - شعر محلى

۲۶ دی ۱۳۹۰کد خبر: 85480۱

نویسنده:‌رضا معتمد

شعر جنوب ( 2 )

نویسنده:‌رضا معتمد

 

 شعر محلى


 در کنار  این  طیف نباید از برخى محلّى سرایان شاعر بى‏اعتنا گذشت. شاعرانى که راه شعر سنّتی  را  پیش از انقلاب  اسلامى در زبان فولکلور و محلى ادامه دادند. «ایرج شمسى‏زاده»،  «محمد بیابانی»،  «فرج‏الله  کمالى»، «على مرادى»،  «بهرام اکبرى» و «حسن آرش‏نیا»  از جمله  شاعران  مطرح محلى سرا بودند  که  نام و شعر آنان در حافظه‏ى مردم مانده است. شعر این شاعران که مضامین اجتماعى، عاشقانه و طنز، دست مایه‏ى کارشان بود،  بیشتر در قالب سنتی طى طریق مى‏کند هر چند که به  مقتضاى مضمون از عناصر امروزى نیز تهى نیست. از  این  بین «ایرج شمسى‏زاده» در کنار شعر محلى علاقه مندی اش را به جریان مدرن شعرى، خواه  نیمایى و خواه  سپید نیز گه گاه بروز داده است. ‏
 

 شعر بوشهر پس از انقلاب


 وقوع انقلاب اسلامى در ایران، حادثه‏اى  بزرگ  بود  که پیامدهاى  مختلف  اجتماعى  ، فکرى  و فرهنگى را  به  دنبال داشت. این حادثه‏ى  بزرگ و حوادث بزرگ‏تر پس از آن  همچون  جنگ هشت ساله، تأثیر شگرفى نیز بر ادبیات گذاشت به طورى که ادبیاتى ویژه را به نام ادبیات انقلاب اسلامى پایه‏گذارى کرد و در حوزهی شعر نسلى را به نام «نسل شاعران انقلاب» به وجود آورد. از آن پس جریان شعر ایران به دو شاخه تقسیم شد: نسلى بازمانده از شاعران قبل از انقلاب که عمدتاً در حوزه‏ى شعر نو با گرایش روشنفکری6 فعّال بودند و نسلى جدید به نام نسل شاعران انقلاب که عمده‏ترین ویژگى شعری شان بازگشت به قالب سنتى شعر، به ویژه غزل و انتخاب محتوایى متناسب با ارزش های حاکم در جمهوری  اسلامى  بود. در بوشهر نیز این دو پارگى در جریان شعر به وقوع پیوست جز این که ظهور نسل شاعران انقلاب اسلامى و بلوغ شعرى آنان تا اواسط دهه‏ى شصت به طول انجامید. ‏


 از نسل شاعران قبل از انقلاب با گرایش روشنفکری،  منوچهر آتشى، على باباچاهى، محمد بیابانى، ابوالقاسم ایرانى، علی دیّری  و احمد فریدمند راه خویش را در همان شیوه‏ى گذشته ادامه دادند. هر چند برخى حوادث، چند تن از آنان را وادار به مهاجرت به مرکز و عدم حضور علنى چند ساله در حوزه‏ى نشر شعر نمود. این مهاجرت براى بیابانى موقت و زودگذر بود اما براى آتشى و باباچاهى بیشتر تداوم یافت و در روند شعر و شهرت آنان تأثیر به سزایى گذاشت. از میان این شاعران، مرحوم محمدرضا نعمتى زاده به جریان شعر انقلاب با درون مایهی حاکم بر آن پیوست و حضورش در تربیت شاعران نسل انقلاب اسلامى بسیار مؤثر افتاد به گونه‏اى که شاعرانى چون سیدمحمد هاشمى‏فرد، محمدرضا هاشمى‏زاده و خلیل عمرانى در مسیر شاعرى خویش وامدار وی اند. علی دیری و ابوالقاسم ایرانی نیز اگر چه مجموعهی اشعارشان را به صورت کتاب منتشر ننموده اند، با شعرهایی که گه گاه از آنان در مطبوعات به چاپ رسیده است، بر ادامهی مسیر خود پای فشرده اند.  ‏


 در دهه‏ى شصت که جنگ و پیامدهاى آن، درون مایه‏ى غالب شعر انقلاب را تشکیل مى‏داد، حضور شاعران جوان نسل انقلاب پررنگ‏تر از جریان شاعران نسل پیش بود. شاعران نسل پیش که وابسته به جریان روشنفکرى ایران بودند،  بنا به دلایلى که مجال ذکر آن در این جا نیست، هجرت و سکوت موقت را ترجیح دادند، از این روى این جریان فرصت نیافت در دههی اول پس از انقلاب اسلامى نسل جدید جوانى را تربیت کند. با این وجود در همین سال‏ها شمار اندکى از جوانان آن روز در پیوستن به این جریان و سیر و سلوک در این روش از خود علاقه نشان دادند. از این گروه انگشت شمار، «امید غضنفر»، «شایان حامدی» و «جلال خسروى» را مى‏توان نام برد، به ویژه خسروى که در همان سال‏هاى اولیهی پس از انقلاب دست به انتشار نخستین مجموعه شعرش زد. حرکتى که تا انتشار دومین کتاب او بیش از  دو دهه متوقف شد. ‏


 اما از میان شاعران انقلاب اسلامى در دههی شصت، نام سید محمدهاشمى فرد، على هوشمند و خلیل عمرانى بیشتر به چشم مى‏آید. در سال‏هاى پایانى دهه‏ى شصت شاعران دیگرى از این نسل در عرصه‏ى شعر انقلاب ظهور یافتند. «حسین دارند»، «رضا معتمد»، «سیّدمحمدرضا هاشمى‏زاده»، «عبدالحسین فخرایى»، «مجید عابدى»، «علیرضا عمرانى»، «غلامحسین دریانورد»، «شیرین تنگکیان»، «جلیل دشتى مطلق»، «غلامرضا کرمى» و «قاسم درویشى» از این دسته‏اند. این گروه در دهه‏ى هفتاد مسیر شعر انقلاب را در بوشهر تداوم بخشیدند و برخى از آنان نخستین مجموعه‏هاى شعر خود را در همین دهه به دست چاپ سپردند. ‏


 در میانهی دو گرایش شاعرانی نیز بودند که شعرشان بیشتر بر محور علایق بومی و در توصیف طبیعت جنوبی البته با چاشنی غنایی دور می زد. این شاعران که در قالب غزل و نیمایی و سپید آغاز کرده بودند، به اقتضای همان بومیگرایی در شعر، کم کم به شعر محلی اقبال بیشتری نشان دادند و در این عرصه معروف شدند. سید اسماعیل بهزادی شاعر خورموجی و محمد غلامی از دشتستان را میتوان در این گروه قرار داد. ‏


ظهور موج‏ها ‏


 پدیده‏ى دوم خرداد که در نیمهی دوم همین دهه اتفاق افتاد و تا میانهی دههی هشتاد تداوم داشت و فضاى فرهنگى و مطبوعاتى حاصل از آن، در تحول جریان شعر امروز ایران تأثیر شگرفى داشت. گسترش آزادى های اجتماعى و به دنبال آن بروز فردیت‏ها و همچنین تکثر و تنوع رسانه‏ها و افزایش امکانات نشر و امکان ارتباط بیشتر با ادبیات فرامرزى، به پیدایش نسلى جوان در شعر امروز ایران انجامید که تحت عنوان جریان‏هاى مختلف شعرى، نام‏هاى متعددى بر خود نهاده است؛ «شعر پست مدرن»، «شعر گفتار»، «شعر حرکت» و یا عنوان کلى «شعر دهه ی هفتاد و هشتاد» مهم ترین عناوینى است که این جریان بدان موسوم است.‏


‏  این جریان جوان شعرى که خود را ادامه ی شعر نو و جریان روشنفکرى ایران مى‏داند، در ادامهی مسیر شتابناک خود از نام‏هاى بزرگى چون شاملو نیز گذشت و با تلاش برای رسیدن به زبانى متفاوت، به ادامهی حیات پرداخت. فردیت گرایى افراطى، جنسی نمایی ( اروتیک= ‏erotic‏)، تظاهر و تمسک به فلسفه، ساختار شکنى در زبان و نزدیکى به زبان گفتار از ویژگى‏هاى این شعر است. این جریان، همپاى سایر نقاط ایران در اواخر دههی هفتاد در بوشهر نیز پیروانى یافت و تا مدتى جریان غالب شعرى در بوشهر بود. از بین  نسل میانه غلامحسین حیدریه شاعر گناوه ای مقیم شیراز با انتشار دو کتاب به نام های ابتداع آغاز(1374) به این نوع شعر گرایش نشان داد. وی این گرایش را تا اواخر دههی هشتاد – حتی به شکلی غلیظ تر- با انتشار کتاب دوم خویش با نام «بر این راه برفی» (1388) حفظ کرده است.‏


 اما  از میان برخى از شاعران جوان آن دهه در بوشهر که علاقه‏ى خاصى به این شیوه از خود نشان دادند، مى‏توان از شایان حامدی فرزند عبدالرسول حامدی یاد کرد که در اوایل دههی هفتاد یکی از چهره های پرفروغ شعر جوان بوشهر بود اما متأسفانه مرگ زودهنگام او فرصت بلوغ و کمال شعری را از او گرفت. با این حال تنها مجموعهی شعر او (دری به دریغا) راوی قطعات درخشانی از جسارت ها و نوآوری های شعری او است.  «فراز بهزادى» نیز که از جمله دوستان شایان حامدی و متأثر از وی بود، یکی از چهرههای  شاخص‏ این گرایش است که مجموعه‏ى شعر او «بگو در ماه دفنم کنند» با همین فرم و درون مایه در اسفند سال 1381 به چاپ رسید. «زهرا جهان افروزیان» را نیز باید شاخص‏ترین زن علاقه مند به این جریان شعرى در بوشهر نامید و در این ردیف قرار داد. ‏


 در کنار این جریان، جریان تلطیف یافته‏ترى که متأثر از نظریات شعرى جدید على باباچاهى است، نیز ظهور کرده است که به تغییر و تحولات در ساختار شعر خود رنگى درونى‏تر و بومى‏تر داده است و نام شعر پسانیمایى را براى خود انتخاب کرده است. این جریان نیز در استان بوشهر هوادارانى جدى داشته است که از آن میان مى‏توان به مصطفى فخرایى اشاره کرد. این شاعر نیز در سال 1382 نخستین مجموعهی شعر خویش را با نام «داوود در حنجره داشت » منتشر کرده است. ‏


 با این همه در دهه‏ى هفتاد شاعران پرکار دیگرى نیز در بوشهر فعال و پرتلاش نشان داده‏اند که هم از نظر فرم و هم محتوا راه بینابینى را انتخاب کرده‏اند. این شاعران که شاکله‏ى ذهنى‏شان بیشتر معطوف به شعر انقلاب است، در عین حالى که به روح حاکم بر شعر انقلاب وفاداربوده‏اند، از درون مایه‏هاى تغزلى و اجتماعى نیز روى گردان نبوده‏اند با این تفاوت که در عاشقانه سرایى از برخى بى پروایى‏هاى موجود در شعر به اصطلاح «پست مدرن» به کلى به دور بوده‏اند. ‏


 این جریان  از  نظر فرم و ساختار  نیز متمایل  به  اعتدال  و رفتار میانه و محتاطانه  با زبان و  ادامه‏ى مسیر شاعران  نوپرداز  نسل پیش،  منتهى  با  زبانى نزدیک به زبان گفتار بوده است.  شاعرانى چون «على هوشمند»،  «رضا معتمد»،  «علیرضا عمرانى»،  «اسکندر احمدنیا» ـ  که  این فرد اخیر از  شاعران نسل قبل از انقلاب اسلامى است ولى  پس  از توقفى بالنسبه  طولانى در نیمهی دوم دهه‏ى  هفتاد به شاعرى رجعت کرده است.ـ «محمد حسین انصارى نژاد»،،  «حسین دوراهکى»، و «خلیل شیخیانى» در این گروه  قابل ذکرند؛  با این اشاره که  از میان این چند تن، هوشمند، عمرانى و دوراهکی و شیخیانی در دو عرصهی غزل سرایى و شعر سپید حضور توأمان  داشته‏اند. اسکندر احمدنیا در زمینهی شعر سپید  به  سرودن ادامه داده است،  در حالى که  محمدحسین انصارى نژاد  همهی تجربه‏هاى شعرى‏اش را در شعر کلاسیک  به خصوص غزل  متجلى کرده  است. از  این شاعر تاکنون  سه دفتر غزل به چاپ رسیده است که غالباً داراى فضایى اعتقادى و مذهبى است و از برخى غزل‏هاى عاشقانه نیز خالى نیست. عباس اوجى‏فرد شاعر دشتستانى را  نیز که انتشار نخستین مجموعهی شعرش «طوفان بى صداست» در سال 1377 با واکنش‏هایى همراه بود،  باید  در  این گروه قرار داد. او هر چند در غزل سطحى متوسط دارد، در برخى شعرهاى سپیدش جسارت‏هایى را از خود بروز داده است. این جسارت‏ها که بیشتر در محتوا و درون مایه‏ى شعر اوجى فرد جریان دارد، در مجموعهی شعر دیگر او(آهنگى براى دختر امپراتور(1381)) بیشتر به چشم مى‏آید.‏


 دهه ی پرکتاب


 اگر دههی هفتاد دهه ی ظهور چهرههای تازه و در عین حال جسور شعر در استان بوشهر بود، دههی هشتاد دههی انعکاس این شور و جسارت شعری در قالب چاپ مجموعههای متعدد شعر در استان بوشهر به وی‍ژه از سوی جوانترهای این عرصه است. سهولت در کار نشر و چاپ به وی‍ژه در نیمهی اول دههی هشتاد و پیدایش انتشاراتیهای درون استانی باعث رونق در کار نشر کتابهای شعر بود. نام و نمونهی اشعار برخی از شاعرانی که در این دهه به چاپ مجموعهای از خود دست زدند،  در همین کتاب آمده است. شاعران دیگری نیز در این دهه دست به انتشار مجموعههای شعر خود (بیشتر در حوزهی شعر نو) زدند، که عبارت اند از:‏


1- حمید آب آذر: شاعر دشتستانی و صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه‏ی«آوای بهارستان» که در سال 1382 دست به انتشار نخستین مجموعهی شعر خود زد. نام این مجموعه «داغ مانده بر شانهی زمین» بود که توسط انتشارات «داستان سرا» منتشر شد.  ‏


2- عباس اوجی فرد: شاعر دشتستانی که در سال 1378 اولین مجموعه شعرش را به نام «جنگل بی صداست» منتشر کرده بود، در سال 1383 دست به انتشار دومین مجموعه‏ی خود با نام «آهنگی برای دختر امپراطور» زد که شعرهای این مجموعه به مراتب از مجموعهی اولش منسجمتر و پختهتر بود. او همچنین در سال 1384 مجموعهی دیگری از اشعارش را با نام «من یک مجروح جنگی ام» انتشار داد.‏


3- فراز بهزادی: این شاعر جوان که از نام های مطرح و جسور شعر جوان بوشهر در دهه‏ی هفتاد تا اواسط هشتاد بود، در سال 1381 نخستین مجموعهی شعرش را با نام «بگو در ماه دفنم کنند» منتشر کرد. ‏


4- محمد علی شاکر: شاعر جوان بوشهری که در سال 1382 نخستین مجموعه از شعرهای سپیدش را با نام «تابوتی که تویی» توسط انتشارات شروع منتشر کرد.


5- خلیل شیخیانی: شاعر مطرح خورموجی که در سال1380 دست به انتشار نخستین مجموعهی شعر خود با نام «دنیای من از پلاک یازده می گذرد» زد. این کتاب توسط انتشارات نیم نگاه منتشر شده و شامل اشعار سپید شاعر است. ‏


6- رضا طاهری: شاعر جوان کنگانی نیز در این دهه دست به انتشار چند مجموعه‏ی شعر زد. «هفت تا و دو تا دوستت دارم»(1379)، «از فال قهوه» (1381)، «داستان مرگ سیزدهم» و«کارتونی» (داستانک های شاعرانه 1386) مجموعههایی هستند که از این شاعر جوان و نوآور منتشر شده اند.‏

 

 


1‏ - شفیعی کدکنی محمدرضا، موسیقی شعر، انتشارات آگاه، چاپ چهارم 1373 تهران،ص بیست و هفت (مقدمه)‏
2‏- براى آگاهى از احوال و نمونه‏اى از اشعار مدام دیّرى ر.ک: ‏
ـ  قاهرى سید عبدالقادر (مدام دیّرى) دیوان اشعار، به کوشش على هوشمند ، انتشارات شروع، بوشهر، چاپ اول، 1383. ‏
3‏- پس از مرگ شادروان نعمتى‏زاده، شاگرد او «سیدقاسم یاحسینى» به وى لقب «نیماى جنوب» داد و او امروزه در جنوب ایران به «نیماى جنوب» مشهور مى‏باشد. ر.ک: على هوشمند و نیما نعمتى‏زاده، نیماى جنوب، یادنامه استاد محمدرضا نعمتى‏زاده، انتشارات شروع، چاپ اول، بوشهر 1382.‏
4‏ - یا حسینی سید قاسم، آتشی در مسیر زندگی،انتشارات شروع، بوشهر  ص 74‏
5‏- زندگى و کارنامه ادبى ـ تاریخى دکتر حمیدى در جزوه ی زیر بررسى شده است: ‏
ـ یاحسینى سید قاسم ، زندگى و کارنامه فرهنگى و ادبى دکتر سیدجعفر حمیدى، انتشارات شروع با همکارى بنیاد ایران‏شناسى ـ شعبه بوشهر، چاپ اول، بوشهر بهمن‏ماه 1383.‏

6‏ - منظور از شعر روشنفکری در این جا شعری است که حرکت آغازین آن با نیما بود و سپس توسط پیروان او گسترش یافت. این شعر که قبل از انقلاب خود به دو شاخه ی شعر متعهد و غیر متعهد تقسیم شده بود، تحت تأثیر مدرنیسم و پسا مدرنیسم با رویکردی غیر مذهبی و مبتنی بر آموزه های فلسفی و دخل و تصرف در ساختار زبان است. هر چند برخی از شاعران با گرایش روشنفکری همچون سیمین بهبهانی و هوشنگ ابتهاج تفکرات خود را عمدتاً در قالب شعر سنتی عرضه کرده اند، اما وجه غالب در شعر روشنفکری انتخاب قالب نیمایی و پسانیمایی است.‏

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/566GYCB

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir