بوشهر
← همه اخبار
ساعت به وقت شرعی دریاست...‏

ساعت به وقت شرعی دریاست...‏

۱۸ فروردین ۱۳۹۲کد خبر: 86055۱

گزارش اولین کارگاه «جرگه عشاق» حوزه هنری در فروردین ماه 92‏

 


گزارش اولین کارگاه «جرگه عشاق» حوزه هنری در فروردین ماه 92‏
ساعت به وقت شرعی دریاست...‏


تیک و تاک ساعت، 17 عصر دلگشای بندر بوشهر و امروز شنبه است هفدهم فروردین ماه هزار و سیصدو نود و دو...‏


آغوش مهربان حوزه هنری، میزبان قدم های نازنین شاعران این حوالی است. قبلاً از طریق تلفن و نیز سیستم پیام رسان کمتر کسی است که در جریان برگزاری این کارگاه شعر نباشد.‏


هر چند که بعضی از شاعران عصر شنبه ها رو جز برنامه روتین خود قرار داده اند که با حضور در سالن جلسات حوزه هنری استان بوشهر صمیمیت خاصی به دیگر شاعران داده اند.‏


شاعران کم کمک از راه رسیده اند و همه چیز آماده یک برنامه ی به یاد ماندنی است. خانم محمدی شاعر جوان از فرصت استفاده می نماید و شعرهای که در ایام نوروز سروده قبل از رسمی شدن جلسه به استاد اسکندر احمدنیا ارائه می دهد تا ضمن بررسی نقاط ضعف و قوت به ایشان یادآوری نماید.‏


مسئول کارگاه شعر حوزه هنری با بیان سلام و عرض ادب و خوش آمدگویی سال نو را به ادیب پروران و کسانی که دلشان برای ادبیات این کهن دیار می تپد تبریک گفت.‏


وی افزود:‌ هر جامعه ای برای خودش فرهنگ خاصی دارد و باید در کشور عزیزمان ایران همه چیزش را دوست داشته باشیم.‏


احمدنیا تحت تاثیر شرایط کنونی و فضای ایجاد شده در بعضی از کشورها در خصوص جنگ و کشتار به چند خاطره از آن سال ها اشاره کرد و با دو شعر از خود کارگاه شعر به طور رسمی شروع کرد.‏


دیشب، ‏
کرملین بیدار بود
کروات ها
نامیزان
خرخره ها،
خالی از عجُب
چشم ها، ‏
پف کرده، حیران
دیشب
اسرائیل
ناباور
سیا، ‏
منگ و گیج
دیشب بازار مکاره
آلمان ‏
انگلیس
فرانسه
و جهان،
‏..........‏
و شعر دوم
از آسمان، آتش می ریخت
من کجا بودم؟
با کاسه ای از خون در چشم
و نانی بیات که قاطقش
چای دم نکشیده ی سرب بود!‏
من کجا بودم؟
زمین پر از نیزه، نیزار پر از زمین
‏........‏


ایشان در ادامه در خصوص اشعار  دفاع مقدس به شاعران توضیحاتی ارائه نمود.‏
خانم فاطمه بردخونی از شاعران جوان این چنین سروده ای خود را بیان نمود.‏


گرفته فاصله جنگل چشم های تو با من              نگفته ترانه و غزل دست های تو با من
چه قول های عجیبی، راه بدر کند                     مسافر خطرهای تو تنها من
به شرط قول تو کوچ گریه نزدیک است              به چشم ساده نشسته انتظار تا من‏
چه دروغ مغروری، خدا به خیر کند                  بلوغ فریبی رسید در تو اما من‏


خانم حدیث زنگنه از اعضای فعال کارگاه شعر که غزل سرایی آینده داری است اینگونه آغاز می کند:‏
اول نگاه از چشم ها و گفته ها و آخر شروع آتشین دست هامان انگار چشم دنیا خواست چشمت را ببیند.‏


خانم زهرا رضایی طرهانی از پژوهشگران در حوزه شعر به اهمیت سبک های ادبی و مشورت به دیگر شاعران در خصوص برنامه سال جدید صحبت نمود.‏


رضایی چنین شعر می سراید:‏
نور جوانه های خفته در خاک را
صدا می زند
زمین چاک می خورد
جوانه ها رقص کنان بیرون می آیند

سبزه و نور درهم آمیخته
بلبلان نغمه خوان
خوش آمدگویی سر میدهند
بهار است دخترم
از خواب برخیز


محمدمصدق شاعر مهمان (از بوشکان) چند سروده تازه ی خود را قرائت نمود که موجب شادی شاعران گردید.‏


در ادامه غزلی از خانم «حدیث زنگنه» به نقد و بررسی پرداختند.‏


و همچنین کمیل ایزدجو از شاعران جوان و خوش آتیه این کارگاه به قرائت شعر خود پرداخت.‏
در ادامه شاعران حاضر ضمن قدردانی از این شاعر برایش آرزوی سلامتی و خواستار چاپ اشعارش شدند.‏


در پایان اسکندر احمدنیا با نزدیک شدن تیک و تاک ساعت به 19 ضمن سپاس و قدردانی مجدد از حضور به یاد ماندنی شاعران آرزوی تداوم برنامه های خوب حوزه هنری خاتمه داد.‏
‏ ‏

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/CD82P7B

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir