
جــنــبـــــــش مــــــیــــــــرمـــهــــنّـــا
«بندر کوچک ریگ، در چند مایلی شمال بوشهر قرار دارد. به عنگام قتل نادر، «میر ناصر زعابی»آنجا را اداره می کرد. به طوری که گفته اند اینان از اعقاب مهاجران«بنی صعب» که عمانی تبارند، می باشند...
جنبش میرمهنّا
«بندر کوچک ریگ، در چند مایلی شمال بوشهر قرار دارد. به عنگام قتل نادر، «میر ناصر زعابی»آنجا را اداره می کرد. به طوری که گفته اند اینان از اعقاب مهاجران«بنی صعب» که عمانی تبارند، می باشند.
پدر میرناصر از مذهب تسنن دست کشیده با دختری ایرانی ازدواج کرده بود.» بنا به روایت «نیبور» در سال 1752 یا 1753 م. هنگام فتح بحرین، با شیخ بوشهر همکاری کرده بود. و پس از فتح بحرین نیز، فرزندش میر حسین را جهت حفظ منافع خویش در آن بر جای نهاد ولی کمی بعد، ر قلمرو خود ، مواجه با دشمنی همسایه اش شیخ نصر گردید. قلمرو او جزیره خارگ را که تا ساحل در حدود 25 مایل فاصله دارد نیز در بر می گرفت.
«در اوایل سال 1753 م. بارون نیفوژن که مردی پروسی و جاه طلب و پُر انرژی بود و در خدمت کمپانی هند شرقی هلند، کار می کرد، بر اثر تو طئه و تحریک حاکم منصوب از سوی دولت عثمانی (متسلم) مجبور به خروج از آنجا گردید، تصمیم گرفت که وضع خود را نسبت به حریف، بهبود بخشید. از پیشنهادی که قبلاً میر ناصر به او داده بود استفاده کرد و با حمایت روسایش در باتاویا، با سه کشتی در ماه نوامبر همان سال، مراجعت کردو پایگاه هلندی نیرومندی در خارگ دایر کرد و کمی بعد شط العرب(اروندرود) را بست و محاصره کرد و کشتی های تجاری را که به مقصد بصره در حرکت بودند توقیف کرد. لذا در طرف هشت ماه ، متسلم(والی بصره) به صورتی موفقیت آمیز بر اثر اعمال فشار پاشای بغداد تسلیم شد و ناگزیر گردید تا آنچه که از نیفوژن گرفته بود به او برگرداند و به وی اجازه بازگشت به بصره اعطا کند. بارون پیشنهادش را مودبانه رد کرد و تصمیم گرفت که جزیره خارگ را با جلب تجار ارمنی و ایرانی به انبارهای فاقد گمرک آن در مقیاسی کوچک تر به صورت یک کلنی هلندی درآورد.» پسر ارشد میرناصر- که حسین نام داشت- هنوز در بحرین تازه به چنگ آمده به سر می برد و پسرجوان ترش میرمهنّا از فرصت استفاده کرد و پدرش را کشت و بر بندر ریگ مسلط شد .
برادرش حسین برگشت . هلندی ها پولی به او دادند توانست قاتل پدر را اخراج کند و خود در بندر ریگ مستقر گردد. بر اثر خطری که از سوی میرمهنّا احساس می شد ، شروع به تقویت روابطش با دول هلند و انگلیس کرد«در سال 1755 م. انگلستان یک پست نمایندگی تجاری در بندر ریگ دایر کرده بود.» کمی بعد، کریم خان که بر کهکیلویه و تنگستان تسلط یافته بود آمادگی مستقیم در این درگیری های اراضی ساحلی را پیدا کرد و دو برادر متخاصم را تا سال بعد در شیراز نگاه داشت . در آوریل سال 1756 م. که این دو نفر با هم به سرزمین خود بازگشتند، ظاهراً اشتی کرده بودند. نیفوژن پادگان پروسیش را با کمک اعراب و ترک ها تقویت کرد.
نماینده کمپانی هند شرقی انگلیس موسوم به آقای «وود» که از هردو همسایه ظنین بود، ابتدا در ماه ژوئن ، بندرریگ را ترک گفت.ماه بعد که به آنجا برگشت، مشاهده کرد که میرمهنّا ، برادر و پانزده تن از خویشاوندانش را کشته است و با استواری بر مسند حکومت بندر ریگ استقرار یافته است. در ماه نوامبر آقای وود و کارکنانش را با تهدید به مرگ در قبال دو بشکه باروت تبعید کرد! تا چند سالی دیگر میرمهنّا اقدام به شکار بازرگانی که از راه خشکی یا دریا از بندر ریگ می گذشتند می کرد. بندر ریگ میان گناوه ، بوشهر، لاور و کنگان قرار دارد. اخبار شقاوت هایش نظیر غرق کردن خواهرانش،زنده به گور کردن دخترانی که برایش متولد می شدند. بریدن گوش و بینی افرادش برای خطاهای جزیی، چهره او را در سراسر خلیج (فارس) به صورتی هراس انگیز نشان می داد. در ماه اکتبر سال 1757 م. کریم خان ضمن اردوکشی پیروزمندانه اش برای سرکوبی قاید حیدر ، حاکم بندر گناوه ، باز هم او را احضار کرد. میرمهنّا به محض نزدیک شدن قوای زندیه به داخل دریا گریخت، ولی کریم خان بندرریگ را محاصره کردو اخطارکرد که اگر میرمهنّا ظرف سه روز تسلیم نشود ، شهر را غارت خواهد کرد.
میرمهنّا خود را تسلیم کرد و به زندان افتاد .سرانجام سال دیگر که وکیل به قصد تعقیب محمد حسن خان قاجار، شیراز را ترک گفت، میرمهنّا بر اثر وساطت محمد بیگ خورموجی ، سردار مشهور تنگستانی( که داماد میرمهنّا بود و خواهر او را در خانه داشت) عفو شد و مجدداً به حکومت بندرریگ گماشته شد. به هنگامه لشکرکشی وکیل به شمال کشور، جانشینش صادق خان، چندین بار لشکریانی جهت سرکوبی میرمهنّا اعزام کرد ولی مشار الیه هر بار یا این سپاهیان را در هم شکست و یا خود از ساحل گریخت و درون قایق هایش پناه برد.
در پایان آوریل سال 1759 م. هنگامی که میرمهنّا به یکی از دوبه های عازم بصره بصره هجوم برد، قایق توپ دار هلندی ها از او جلوگیری کرد. ظاهراً هر دو طرف تا این زمان از درگیری مستقیم اجتناب می کردند . ولی اینک مبارزه طلبی شروع شده بود. هلندی ها با حاکم بوشهر روابط حسنه ای داشتند و از سویی برای جلب دوستی رقیب میرمهنّا در گناوه که قاید حیدر نام داشت تلاش می کردند.
در اوایل سال 1760م. که افراد میرمهنّا ، گناوه را محاصره کرده بودند، قایق های توپ دار هلندی ، آن ها را پراکنده ساختند. پدر میرمهنّا ، همواره با شیخ نصر که رقیب عمده تجاریش بود، روابط سردی داشت و این مساله را هنگامی که در نظر گرفتند به جای بندر ریگ ،از بوشهر به عنوان پایگاه ورودی کالا و ملزومات مختلف کمپانی هند شرقی هلند استفاده شود. تشدید شد.در سال 1762م. زمانی که وکیل ، پیروزمندانه از شمال بر می گشت ، مصمم شد که شخصاًدر مورد ایجاد آرامش و امنیت در نواحی ساحلی خلیج فارس، دست به کار زند و نیروی مشترکی از ایرانیان و هلندی ها را برای این مقصود به بندر ریگ اعزام کند . میرمهنّا که اینک با تمام همسایگانش درگیر شده بود، با تشدید تجاوزاتش عکس العمل نشان داد. به نقاط دورتری، در درون کشور هجوم برد و دو کاروان را که بین بوشهر و شیراز در حرکت بودند غارت کرد و در عید فصح سال 1762م. به صورتی ناموفق به خارگ حمله ور شد.
میرمهنّا ، طی دو سال بعدی در حالت متار که جنگی دشواری باقی ماند. توجهش بیشتر به تقویت و استحکام بندر ریگ در برابر یورش های کریم خان معطوف گردیده بود. حمله قوای زند، سرانجام در زمستان سال 1765م، تحت فرماندهی امیرگونه خان صورت عمل به خود گرفت. ابتدا خورموج را تصرف کرد و مدت سه ماه به حالتی غیرفعال باقی ماند.
البته به استثنای اجحاف های مالیاتیش، رفتار تقریباً مسالمت آمیزش در لار و تنگستان ، موجب جلب همکاری فرماندهان بومی و توده مردم آن دیار گردید. علاوه بر این، شیخ نصر و کمپانی هند شرقی که هر دو قول داده بودند که او را در محاصره بندر ریگ یاری دهند ، جز اعزام یک فروند کشتی که در ساحل بندر ریگ افتاده بود، اقدامی نکردند. میرمهنّا در ماه ژوئن پی برد عاقلانه تر آن است که با خانواده و بار و بنه اش به کشتی سوارشود و با گروه اصلی جنگجویانش به جزیره خارگو (خویرج) که جزیره ای بایر و در فاصله ای کمتر از یک مایلی خارگ قرار دارد پناهنده شود. رئیس شرکت هلندی معروف به «بوشمن» برای آن که خویش را از مداخله در این مورد بازدارد، حتی به کشتی میرمهنّا اجازه داد که در خارگ غذا به دست آورد و سوخت گیری کند. در طول این عملیات بی فایده دریایی، هنگامی که هفته بعد ، قایق های میرمهنّا بر رزمنا و کمپانی هند شرقی و ناوگان بوشهر پیشی گرفتند و حتی توانستند تعدادی از کشتی های تجار بوشهری را که به بحرین می رفتند،تصرف کنند، امیرگونه خان با رضایت خاطر در بندر ریگ ویران شده فرود آمد و لشکرش را برای رفتن و پیاده شدن در خارگ ، مهیا ساخت.
بوشمن، فعالیتش را به آتش نیمه شب توپخانه محدود ساخت ، تا به قول خودش جنگجویان دشمن را وادار به اندیشه کند .در ماه اکتبر ، میرمهنّا ، بوشهر را تحت محاصره ای سخت قرار داد و به دنبال آن تجارت و تهیه آذوقه هلندی ها متوقف شد و این امر، خصومت جانشین بی تجربه بوشمن، موسوم به «پیتر هانینگ» را برانگیخت.
ازپیاده شدن نیروی اعزامی ساخلو هلندی ها که بالغ بر پانصد نفر چریک بوشهری می شدند با وارد آمدن تلفات سنگینی به آن ها جلوگیری شد.میرمهنّا این پیروزی را باپیاده کردن نیرو در خارگ و محاصره قلعه آن جزیره دنبال کرد. وقتی که به کلی ارتباط جزیره با خارج قطع گردید، هاتینگ بر آن شد که باب مذاکره را با میرمهنّا باز کند. در روز اول آوریل1766 م. همراه با هیات نمایندگی کوچکی از قلعه خارج شد و به دستور میرمهنّا دستگیر گردید. قلعه و شهر تسلیم شد. مزاحمان با کشتی به بوشهر و از آنجا به باتاویا اعزام گردیدند.
و میرمهنّا نیرومندترین قلعه و غنی ترین بارخانه خلیج فارس را تصرف کرد و مجدداً بحرین را تحت کنترل خویش درآورد. در این موقع که امیرگونه خان از دستاورد عملیاتش در بندر ریگ خشته شده بود. رئیس زعابی، ماموری برای تصرف سرزمین پدرش اعزام داشت.
اوایل سال 1769م. سختی و شدت محاصره و ادامه خونریزی های میرمهنّا گروهی از خویشاوندانش را علیه او برانگیخت .در 26 ژانویه موقعی که یاغی بزرگ به بازار رفته بود با هجوم جمعیت دشمن مواجه و غافلگیر شد و خود با محافظان شخصیش با قایق کوچکی فرار کرد. یکی از رهبران شورشیان که «حسن سلطان»نام داشت، به نام کریم خان بر خارگ مسلط شد و ایرانیان را از کودتای خویش آگاه ساخت . گروهی از سربازان زکی خان در خارگ پیاده شدند و شورشیان تسلیم گردیدند .وکیل طبق مرسوم، رافت نشان داد و طی اعلامیه ای، اموال حاصله را به حسن سلطان برگرداند و او را با لقب«خان» به حکومت بندر ریگ برگزید. پس از فتح خارگ و بندر ریگ ، عملیات انتظامی علیه جنگجویان صورت گرفت. در خارگ پایگاهی به وجود آمد که گروهی از افراد پیاده نظام زند در آنجا مستقر شدند و جزیره مذکور از این پس تحت سلطه حکومت وکیل باقی ماند.
میرمهنّا پس از طی یک صد و چهل مایل در هفدهم ماه فوریه با قایقی کوچک فاقد آذوقه وارد شهر بصره گردید.یکی از پاسداران آم شهر او را شناخت و نزد متسلّم برد .متسلّم درخواست پناهندگی اش را نپذیرفت و در نیمه شب بیست و چهارم ماه مارس سال 1769، یاغی یک چشمی را که مدت پانزده سال بر سراسر منطقه خلیج (فارس) وحشت افکنده بود خفه کردند، سرش نزد پاشا فرستاده شد و بدنش را جلوی سگ ها انداختند.
جزیره خارگ باز هم پس از این حوادث به ورطه گمنامی و فقر قبل از هلندی ها فرو افتاد، هلندی ها دیگر به خلیج(فارس) برنگشتند. استحکامات دفاعی بندر ریگ به وسیله سپاهیان پیروزمند ایرانی در هم کوبیده و ویران شد و روح استقلال طلبی «زعابی» با قتل میرمهنّا از میان رفت.بندر ریگ، موقعیتش را در برابر بوشهر از دست داد.

نوشته ی : دکتر سید جعفر حمیدی
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir