بوشهر
← همه اخبار
جززیبایی ندیدم !‏

جززیبایی ندیدم !‏

۲۱ دی ۱۳۹۰کد خبر: 85463۱

فاطمه محسن زاده

جززیبایی ندیدم‎ !‎‏
فاطمه محسن زاده‎ ‎

 

مقدّمه‎ :
‎‏
واقعه ی کربلا ، واقعه ای بی نظیر و از هر نظر کامل‎ ‎است . تلاش مخالفان و بدخواهان آن از گذشته ها تا کنون ، برای نابودی یا کمرنگ کردن‎ ‎آن راه به جایی نبرده است . مگر می شود آنچه را که با عشق راستین رقم خورده ، از‎ ‎صفحات تاریخ شست و به فراموشی سپرد ؟! نه! عشق می روید و می رویاند ... زیباست و‎ ‎زیبایی می آفریند تا با آفرینش های نو به نو،  تجلّی و درخششی ماندگار‎ ‎گیرد.‏


کربلا وقتی به نام و نور حسین ( ع ) مزیّن می شود ، در‎ ‎جان های شیفته شور و غوغایی فرازمینی به پا می کند‏ و سرچشمه ی زلال معارف و خلق‎ ‎زیبایی هایی می گردد بکر و تحسین برانگیز و چنین است که " اندیشه ی حسینی " داشتن ،‎ ‎مایه ی پویایی ذهن و طراوت اندیشه ی عاشقانش می گردد تا هرکدام با بضاعت خویش گامی‏‎ ‎بردارند و نقشی زنند زیبا ! تفاوتی نمی کند که باشد ، در چه مقطع سنّی و کدام‎ ‎جایگاه اجتماعی  . مهم این است که همه هستند ، یکرنگ و به هم پیوسته . این خیل‎ ‎جمعیّت قانون نانوشته ای دارند که آنها را یک سو و منسجم می کند ، به حرکت و برنامه‎ ‎هایشان نظم و نظامی تعریف شده می بخشد ، خودجوش است ، امّا چنان ساختار قدرتمندی‎ ‎دارد که نمی شود نادیده اش انگاشت .‏


تراژدی کربلا از هر نظر کامل است ، چنان که می توان از‎ ‎جنبه های مختلف سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و... بدان پرداخت ، بی آن که نیاز به‎ ‎اغراق هایی داشته باشد که منجر به تحریف هایی از جانب دوستان نادان و دشمنان دانا‎ ‎می گردد که خواسته و ناخواسته بدان ضربه می زنند و چهره ی پر صلاتش را می خراشند‎ .‎‏


آفرینش های زیبای واقعه ی کربلا در هدایت و پیروزی‎ ‎انقلاب اسلامی در برابر حکوت ظلم ، دسیسه ، مکر و فریب ، تهدید و ارعاب و در طول‏‎ ‎دوران دفاع مقدّس در اندیشه های ناب شهادت طلبانه که الگوی دیگر ملّت ها و نهضت های‎ ‎آزادیخواه گردید ؛ در آثار اندیشمندان بزرگ اسلامی ؛ در دل و جان خیل عظیم عاشقان‎ ‎حسین ( ع ) در هیأت ها و مراسم مذهبی ؛ در آیین هایی ، چون تعزیه  و نخل گردانی و‎ ‎در زمینه های مختلف هنری ، مانند : شعر ، داستان ، عکس ، فیلم ، نقّاشی ، موسیقی‏‎ ‎و... بود و نمودی ماندگار و ارزشمند پیدا کرده است . بود ونمودهایی که علاوه بر‎ ‎تمام تحلیل ها و تأمّلات صورت گرفته ، بازهم نگاه هایی نو ، علمی و دقیق را می طلبد‎ ‎که با باز اندیشی تیزبینانه ی خود ، صفحات نورانی تاریخ حسینی را بازخوانی کنند‏‎. ‎‏


روشن است که تمام این زیبایی ها از دل زیبایی بزرگ تری‎ ‎در واقعه ی کربلا سرچشمه می گیرد که فقط و فقط رثا، مصیبت و مظلومیت نیست . به گفته‎ ‎ی شهید مرتضی مطهّری : « تاریخچه ی عاشورا تاریخچه ای است که دو صفحه دارد . یک‎ ‎صفحه ی آن صفحه ای است سیاه و تاریک  ، نمایشی است از جنایت بشریّت ، جنایت بسیار‎ ‎بسیارعظیمی ، یک داستان جنایی و یک ظلم بی حدّ و حساب است و بنابراین داستان جنایی‎ ‎ما قهرمانانی دارد که قهرمانان جنایتند . پسرمعاویه ، پسر زیاد ، پسر سعد و یک عدّه‏‎ ‎افراد دیگر، قهرمان این داستان جنایی هستند ، امّا تمام این داستان جنایت نیست ،‎ ‎یعنی داستان مایک صفحه ندارد ، دو صفحه دارد . تنها این نیست که یک عدّه جنایتکار‎ ‎بریک عدّه مردم پاک و بی گناه جنایت وارد کردند . بله ! داستان هایی هست که فقط و‎ ‎فقط جنایی است ، یک صفحه بیشتر ندارد و آن هم مملوّاز جنایت است‎ ...0‎‏


امّاداستان کربلا این طور نیست ، یک داستان دو صفحه ای‎ ‎است که از نظر آن صفحه ی دیگر بیشتر قابل مطالعه است . از نظر آن صفحه ، جنبه ی‎ ‎مثبت دارد ، صورت فعّالی دارد، نمایشگاهی است از عظمت و علوّ بشریّت ، از رفعت‎ ‎بشریّت ، نمایشگاه معالی و مکارم انسانیّت است ، سراسرحماسه است ، عظمت و شجاعت و‎ ‎حق خواهی و حق پرستی درآن موج می زند. ازاین نظر قهرمان داستان پسران علی هستند ،‎ ‎حسین بن علی است ، عبّاس بن علی است ، دختر علی زینب است ، یک عدّه از مردان فداکار‎ ‎درجه ی اوّلی هستند... » ( مطهّری 1378 ، صص 35 _ 36 ) .‏


مباد روزی چنان جذب ظاهر مراسم ها و آیین هایمان گردیم‎ ‎که اصل و اساس نهضت و حماسه ی حسینی را به فراموشی بسپاریم ! باید عادت زدایی کنیم‎ ‎، امّا نه متأ سّفانه با شاخ و برگ دادن به واقعه ی کربلا که همان گونه که اشاره شد‎ ‎، بی نیاز است و در نوع خود بی نظیر و کامل ... و نه فقط باوسعت دادن و پر زرق وبرق‎ ‎کردن ظاهری هیأت ها و حسینیّه هایمان ... گاه بایسته است و شایسته که جوردیگر دید ،‎ ‎جوردیگر خواند‎ ‎و به دیگران نیز در هر سطحی از علم و آگاهی آموخت . مجالسمان باید‎ ‎فرصتی باشد تا زن و مرد ، دوراز تمام مسائل و دغدغه های روزمرّه و روزُمرگی هایمان‎ ‎، به معارف و زوایای روشنگرانه ی قیام حسینی و دلایل و عوامل آن بیاندیشند ،‎ ‎بیاموزند و بیاموزانند ودرعصر سرگردانی بشر معاصر ، خود را به زیور " اخلاق حسینی‎ " ‎بیارایند و روح و روحیّه ی کربلایی را در خود بپرورانند که " زیبه اندیشان به‎ ‎زیبایی رسند " .‏

***
از نخستین گام امام حسین ( ع ) در آغاز شکل گیری این‎ ‎حماسه ی مقدّس ، شور ، حماسه ، عظمت ، صلابت ، ایستادگی و حق پرستی  راکه به قول‎ ‎شهید مطهرّی کلید شخصیّت حسین ( ع ) است ، می توان دید. هنگامی که امام ( ع ) در‏‎ ‎حضور ولید و مروان از بیعت با یزید سر باز زد ، مروان به و لید گفت : « دست از او‎ ‎بر ندارکه اگر اکنون ازاو بیعت نگیری ، دیگر بر او دست نمی یابی ، مگر آن که خون‎ ‎بسیار ازهردو طرف ریخته شود . اکنون که بر او دست یافته ای ، وی را رهانکن تا بیعت‎ ‎کند ؛ وگرنه اوراگردن بزن  » . حضرت درپاسخ گفت : « یابن الزّرقاء ! تو مرا خوهی‎ ‎کشت یا او؟ به خدا سوگند که دروغ گفتی و هیچ یک قادر برقتل من نیستید . » سپس رو‎ ‎کرد به ولید و فرمود : « ای امیر! ماییم اهل بیت نبوّت و معدن رسالت و ملائکه‏‎  ‎درخانه ی ماآمدو رفت می کنندوخداوند ما را درآفرینش مقدّم داشت وختام خاتمیّت بر ما‎ ‎گذاشت ویزید مردی است فاسق وشربخوار و کشنده ی مردم به ناحق و آشکارا به انواع فسوق‎ ‎و معاصی اقدام می نماید و کسی مثل من هرگز با او بیعت نمی کند و دیگرتا تو را‎ ‎ببینیم ، گوییم و شنویم » .‏

روز بعد امام ( ع ) در برابر تکرار خواسته ی مروان‎ ‎فرمود : « انالله و انا الیه راجعون و ... » و درهمان شب ، پس از زیارت قبور جدّش ،‎ ‎پیامبر ( ص ) ؛ مادرش ، فاطمه ( س ) و برادرش ، حسن ( ع )  ، با آنها وداع کرد و‎ ‎رهسپار مکّه شد ( قمی 1380 ، ج1 :  صص 556_557 )  تا درآن فضای استبداد ، خفقان و‏‎ ‎ستم مطلق ، شعله های قیامی را برافروزد که تا دنیا برپاست ، مشعل فروزان بشریّت‎ ‎گردد .‏


دیگر این که هدف قیام امام ( ع ) کاملامشخّص و برای‎ ‎یاران واقعی اش تعریف شده و ملموس است .حسین (ع) در وصیّت به برادرش می نویسد‎ : « ...‎من از روی هوس و سرکشی و تبهکاری و ستمگری قیام نکردم ، تنها به انگیزه ی سامان‎ ‎بخشی در امّت جدّم برخاستم ، می خواهم به نیکی ها فرمان دهم و از بدی ها باز دارم و‎ ‎روش جدّ خود و پدرم ، علی بن ابی طالب  ( ع ) را دنبال کنم... » .( گروه حدیث‎ ‎پژوهشکده ی باقرالعلوم 1381 ، ص330) وچنین است که اودر راستای امربه معروف و نهی از‎ ‎منکر،  در برابر بزرگ ترین منکر ، یعنی حکومت یزیدیان  قیام می کند‎ .‎‏


ازصفا ت دیگر حسین ( ع ) روشن بینی اوست و این که راهش‎ ‎را با بینشی ژرف و آگاهی از تمام جوانب آن انتخاب می کند ...نقل است که فرموده‎ : « ‎سوگند به آن خدایی که جان حسین در دست اوست ، پادشاهی بنی امیّه به پایان نمی رسد ،‎ ‎مگرآن که مراکشته  باشند ، آنان کشندگان من هستند ، پس اگر مرا کشتند ، دیگر جمع‎ ‎اسلام  ( به امامت امام حق ) نمازجماعتی نمی خواند و نیز ( توسّط امام عدلی ) ، جمع‎ ‎عطاء درراه خدا ( از زکات و حقوق الله ) را دریافت نمی کنند ( تا این که قائم آل‎ ‎محمّد (ص ) قیام فرماید ) . اوّلین کشته این امّت من و اهل بیت من است . سوگند به‎ ‎آنکه جان حسین در دست اوست تا یک نفرهاشمی برزمین راه می رود ، قیامت برپا نخواهد‎ ‎شد .» ( گروه حدیث پژوهشکده ی باقرالعلوم ، صص 716-  717) چنین است که می بینیم آل‏‎ ‎ابوسفیان خیلی زود می روند ، آل امیّه هم نمی توانند به حکومت خود ادامه دهند‎ .

« ‎آخرین پیش بینی اما م حسین ( ع ) این بود : یزید آن دو سال بعد را با یک‎ ‎نکبتی حکومت می کند و بعد می میرد . ‏‏


پسر معاویه بن یزید _ که خلیفه و ولیعهد اوست و معاویه‎ ‎این اوضاع را برای اینها تأسیس کرده بود _ بعد از چهل روز رفت بالای منبر و گفت‎ : ‎ایّها النّاس ! جدّ من ، معاویه ، با علی بن ابیطالب جنگید و حق با علی بود ، نه با‎ ‎جدّ من . پدرم ، یزید ، با حسین بن علی جنگید و حق با حسین بود ، نه پدرم و من از‎ ‎این پدر بیزاری می جویم . من خود را شایسته ی خلافت نمی دانم و برای این که مثل‎ ‎گناهانی که جدّ و پدرم مرتکب شدند ، مرتکب نشوم ، اعلان می کنم که از خلافت کناره‎ ‎گیری می کنم . این نیروی حسین بن علی ( ع ) بود ، نیروی حقیقت بود . در دوست و دشمن‎ ‎اثر گذاشت . » ( مطهّری  ، ص 242 ).‏

‏ شجاعت وروحیّه ی شهادت طلبی در راه حق و حقیقت‎ ‎از همان ابتدای عدم بیعت امام ( ع ) با یزیدیان ، در وصیّت نامه اش ، در خطبه ها و‎ ‎اشعاری که می خواند ، مشهود است . او فرزند و پرورده ی مکتب علی ( ع ) است که چون‏‎ ‎فرقش شکافته می شود ، خدا را شکر می کند و ندای " فزت برب الکعبه "  اش  ، در جان‎ ‎جهان و جهانیان می نشیند .‏


حسین ( ع ) در شب هشتم ذی حجّه در جمع یاران خود خطبه‎ ‎ای می خواند : « مرگ برای فرزندان آدم ، زیبایی گردنبندی را ماند که درگردن دختر‎ ‎جوانی است . من سخت مشتاق دیدار پدران و نیاکانم هستم ، آن گونه که " یعقوب " به‎ ‎ملاقات " یوسف " اشتیاق داشت ... رضای خدا رضای ما اهل بیت است . بر بلای او‎ ‎استقامت می ورزیم و به ما پاداش صابران را خواهد داد... »  ( رفیعی 1381 ، ص 126‏‎) .‎‏


او این مرگ زیبا را برمی گزیند ودر بین راه ، وقتی به‎ ‎طرف کربلا می رود ، اشعاری بدین مضمون می خواند که :  اگرچه دنیا قشنگ و نفیس و‎ ‎زیباست ، امّا هرچه دنیا زیبا باشد ، آن خانه ی پاداش الهی زیباتر و عالی تر است‎ .‎‏


اگر مال دنیا را آخرش باید گذاشت و رفت ، چرا انسان‎ ‎نبخشد ، چرا انسان خیر نرساند ؟‎
‎اگر این بدن ها باید بمیرد ، پس چرا انسان زیبا‎ ‎نمیرد ، زیرا کشته شدن در راه خدا بسیار زیباتر است .( مطهّری ، ص 158 ؛ شیخ‎ ‎الاسلامی  ، ص 115 ) . ‏

صبر و استقامت حسینی در ادامه ‏ دادن مسیر، از‎ ‎دیگر ویژگی های  این مکتب است . آن حضرت هنگامی که خبر بی وفایی کوفیان و شهادت‎ ‎مسلم را شنید ، این آیه را تلاوت کرد : «  من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدواالله‎ ‎علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا . » ، یعنی این که‎  ‎مسلم وظیفه ی خود را انجام داد و اکنون نوبت ماست ( مطهّری ، ص 329 ) .‏
همچنین‎ ‎یکی از راویان واقعه ی کربلا  صبر و استقامت حسین ( ع ) را چنین توصیف می کند : به‎ ‎خدا قسم ! من سراغ ندارم مرد دل شکسته ای را که فرزندان و اصحابش ، جلوی چشمش باشند‎ ‎؛ در حالی که سرهایشان ازبدن هایشان جدا شده و این مقدار قوّت قلب داشته باشد‎  ( ‎مطهّری، ص 294 ) .‏
دیگر این که امام ( ع ) در این مسیر ، بارها و بارها ،‎ ‎با صفا و صداقت ،  به یارانش  ، آنچه را که در انتظارشان بود ، بازگو نمود و آنها‎ ‎را در انتخاب راه آزاد گذاشت و چنین شد که آن تعداد از یاران مخلصش را که با او‎ ‎ماندند ، در شب عاشورا چنین ستایش کرد : « همانا من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب‏‎ ‎خود نمی دانم و اهل بیتی از اهل بیت خود نیکوتر ندانم ، خداوند شما را جزای خیر دهد‎ ... » ‎وباردیگر تأکید کرد : « ... لاجرم بیعت خود را از شما برداشتم و شما را به‎ ‎اختیار خود گذاشتم تا بهر جانب که خواهید کوچ دهید و اکنون پرده ی شب شما را فرو‎ ‎گرفته ، شب را مطیّه رهوار خود قرار دهید و به هر سو که خواهید بروید ، چه این‎ ‎جماعت مرا می جویند ، چون به من دست یابند ، به غیر من نپردازند . » ( قمی ، صص 132‏‎ –  133) .‎‏

بزرگ منشی ، عفو ، عطوفت و پرهیز از کینه ورزی  را‎ ‎به بهترین شکل آن می توان در برخورد حسین ( ع ) با حرّ بن یزید ریاحی  مشاهده کرد‎ . ‎هنگامی که حر ،  اوّلین فرمانده ی اعزامی  عبیدالله بن زیاد ، با هزار نفر بر سر‎ ‎راه اما م ( ع )  قرارگرفت ، نیروهایش  دچارتشنگی بودند ؛ بنابراین یاران امام ( ع‎ ) ‎به دستور ایشان ، آنان را سیراب نمودند .( قمی ، صص 613 _  614 ؛ رفیعی ، ص87‏‎ ) .‎‏
‏ در نهایت  نیز هنگامی که حر از کرده ی خود پشیمان شد ، حضرت  او را پذیرفت‎ ‎و در لحظه ی  شهادتش ، به نزد او رفت و فرمود : « به به ! ای حر ! تو حرّی ، همچنان‎ ‎که نام گذاشته شدی به آن ، حرّی در دنیا و آخرت . » ( قمی ، ص661   ؛  مطهری ، ص‎ 260 ) .‎‏

درزیارت نامه ی آن حضرت می خوانیم : « واشهد انّک‎ ‎قد اقمت الصّلوه وآتیت الزّکوه و اامرت بالمعروف و نهیت عن المنکر ... » امام حسین‎ ( ‎ع ) عاشق نماز، دعا و نیایش و تلاوت قرآن بود.‏
‏ اودر عصر تاسوعا ، حضرت‎ ‎عبّاس ( ع ) رابه سوی لشکریان عمرسعد فرستاد : « اگر توانستی همین امشب را مهلت را‏‎ ‎بگیر و جنگ را به فردا موکول کن تا ما امشب را به نماز و استغفار و مناجات با‎ ‎پروردگارمان بپردازیم ، زیرا خدا می داند که من به نماز و قرآن و استغفار و مناجات‎ ‎با خدا علاقه ی شدید دارم . » (نجمی 1370، ص 164) . ‏
شور ارتباط با خدا را حتّی درهنگام  ظهرروز عاشورا می‎ ‎توان دید که امام ( ع  ) به یارانش فرمود : « از اینان بخواهید اندکی دست از جنگ‎ ‎بردارند تا ما نماز بخوانیم  .» ؛ هرچند دشمن نپذیرفت و امام ( ع ) به ناچار نماز‎ ‎خوف خواند .  ‏

طمأنینه ی حسینی را در میدان جنگ می توان به تماشا‎ ‎نشست که  « اباعبدالله اجازه نداد جنگ از سوی خود و اصحابش شروع بشود . این سنّتی‎ ‎است که در جنگ هایی که با یک فرقه ی به ظاهر مسلم صورت می گرفت ، رعایت می شد . علی‎ ( ‎ع ) هم رعایت می کرد ، می گفت من هرگز ابتدا به جنگ نمی کنم ... »  (مطهّری ، ص‎ 297) .‎‏
و این حماسه برای حسین ( ع ) که در این مسیر شعارش‎ " ‎هیهات مناالذّله " بود ، با چنین پایانی رقم می خورد که در آخرین لحظات زندگی ، با‎ ‎گوشه ی چشم ، به آسمان نظر افکند و گفت : « رضا بقضائک  و تسلیما لامرک و لامعبود‎ ‎سواک یا غیاث المستغیثین »  ( مطهّری ، ص 50 ؛ نیز مراجعه شود به : نجمی ، ص 226‏‎  ) .‎

‏
‎ ‎
‎* ‎عنوان برگرفته ازپاسخ‎ ‎زینب ( س ) است در مجلس ابن زیاد ، هنگامی که  او پرسید: « کار خدا را با برادر و‎ ‎خویشانت چگونه دیدی  ؟ »  و زینب ( س ) پاسخ داد : « جز زیبایی ‏ چیزی ندیدم‎ . » ‎‏
منابع‎ :
- ‎رفیعی ،‎ ‎علی . تاریخ اسلام در دوران امام حسن و امام حسین ( ع ) ، چاپ اول ، سپهر اندیشه‎  ‎،‎ 1383 .
- ‎شیخ الاسلامی ، سیّد حسین . قیام سالارشهیدان ، دفتر انتشارات اسلامی‎ ( ‎وابسته به جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم ) .‏
‏- قمی ، عبّاس . منتهی الآمال‎ ‎،چاپ 14 ، ج 1 ، مؤسّسه ی انتشارات هجر ، قم 1380‏‎ .
- ‎گروه حدیث پژوهشکده ی‎ ‎باقرالعلوم ، چاپ ششم ، نشر معروف و مشرقین ، قم 1381‏‎.
- ‎مطهّری ، مرتضی‎ . ‎مجموعه ی آثار .چاپ دوم .جلد دوم از بخش سیره ی معصومین ( ع ) ، حماسه ی حسینی ،‎ ‎انتشارات صدرا ، 1378‏‎ .
- ‎نجمی ، محمّدصادق . سخنان حسین بن علی علیه السّلام از‎ ‎مدینه تا کربلا ، چاپ اول ، دفتر انتشارات اسلامی ( وابسته به جامعه ی مدرسین حوزه‎ ‎ی علمیه ی قم ) ، 1370 .‏

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://bushehr.hozehonari.ir/s/LNXHCE3

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: bushehr.hozehonari.ir