
تعزیه متعالیترین صورت نمایش در جهان
تعزیه، قصه بلندی است به بلندای عمر انسان، گزارش مقدسی است از شرح حال دریادلان و ماجراها و شگفتیها و سرسپاریها و پاکیها و وجاهتها و در برابرش، ...
تعزیه متعالیترین صورت نمایش در جهان
به قلم : علیرضا میرشکاری ـ کارشناس ارشد هنرهای دراماتیک
تقدیم به : دوست و یار هنرمندم زنده یاد حمید لطفی
آغاز سخن :
«تعزیه، قصه بلندی است به بلندای عمر انسان، گزارش مقدسی است از شرح حال دریادلان و ماجراها و شگفتیها و سرسپاریها و پاکیها و وجاهتها و در برابرش، گزارش تلخی است از عنادها، نیرنگها، ناپاکیها و کراهتها.»1
و اما بعد ؛
ایرانیان از گذشته، همواره در تلاش بودند تا حادثه حماسه آفرین عاشورا را در اذهان آیندگان زنده نگاه دارند لذا با فرارسیدن ایام محرم از طریق نوحهسرایی، روضهخوانی، سینهزنی، دستهگردانی، نقالی و پردهخوانی مراسمهایی را با شکوهی خاص و با علاقه فراوان همراه با ابراز ارادت نسبت به خاندان عصمت و طهارت، برگزار میکردهاند. بتدریج سنتهای بومی که صبغهای مذهبی دارند مسیر تکامل و تحویل را پیش گرفتند و نوعی سوگواری توأم با نمایشهای خاص را پدید آورد که «تعزیه» یا «شبیهخوانی» نام گرفت.
اگر چه در مجالس تعزیه مفاهیمی چون فداکاری، صداقت، حمایت از حقیقت، درستی و راستی، ندامت از کار خلاف و استقامت در برابر ستمدیده میشود اما برخی مضامین آنها آنچنان آمیخته به خرافات و مسایل موهوم بود که آموزههای نامطلوب، غیرعقلانی و پرآفتی را ترویج میکرد و این روند از وزانت و وقارش میکاست و موجب گردید که علمای شیعه آن را مورد انتقاد قرار دهند و دستاندرکاران را به پالایش و پیدایش متون تعزیه وا دارند. ناگفته نماند که برخی از این امور خرافی را عدهای از روی سادهدلی انجام میدادند و عشق و ارادت وافر به خاندان اهلبیت از سوی توده مردم موجب اضافه کردن مضامین، حکایات و نکاتی به تعزیه میشد که در نظر اول حرکتی عوامانه، نامعقول و غیرمنطقی را به خواننده یا شنونده القا میکرد، اما وقتی به اهداف این مردمان توجه کنیم مشاهده میشود که صرفاً میخواهند چشمههای اشک را در کویر غم جاری سازند و از عوارض منفی چنین برنامههایی غافل بودهاند. چون سازمان خاصی نبوده که این مجالس را مطابق با ارزشهای ناب و اعتقادات مقدس شیعه تدوین کند یا حداقل نظارت نماید و به اصلاح آنها مبادرت ورزد لذا نباید انتظار داشت که مجالس تعزیهایی که آنان به شکل خود جوش تنظیم کردهاند عاری از هرگونه عیب و کاستی باشد.
بدینسان بایست همت و کوشش فراوانی شود تا تعزیهنامهها اصلاحگردند و این حرکت فقط بر اساس برنامهریزی هدفمند شکل میپذیرد. البته به دلیل نوع سادگی و صمیمیت و آکندهبودن از لغات عامیانه و زبانی که در تعزیه به راحتی با تماشاگران ارتباط برقرار میکند دستاندرکاران نخواستهاند این اشعار را به بهانه اصلاح و تهذیب دگرگون کنند و تمایل داشتهاند همین شیوهای را که هم خود به آن خو گرفتهاند و هم در اجتماع پایگاه دارد حفظ کنند.
دلیل تأثیر تعزیه ها بر روح و روان مردم کوچه و بازار علاوه بر ساده و ابتدایی بودن آن، این است که مجالس مذکور به شدت از آداب و رسوم آنان الهام گرفته و رگههایی از باورهای عوام، روابط اجتماعی، تمثیلات و مراسم کهن ایرانی در آنها قابل مشاهده است، حوادث تعزیه خیلی به زندگی مردم شباهت دارد و بدون رعایت زمان و مکان به توالی پیش میآیند، قاسم در حال عروسی است! در حالی که عدهای پیکر علیاکبر را تشیع میکنند؛ صحنهها را آن چنان خونآلود و غمناک ساختهاند تا مردم و خصوصاً افراد عادی با مشاهده آنان محزون گردند. حجله قاسم آرایش داده میشود و حتی اشقیا در مراسم او شیرینی دریافت میکنند اما ناگهان داماد کفن میپوشد و لباس رزم بر تن میکند و در مصاف با مخالفان در خاک و خون میغلطد. حضرت عباس(ع) مشک تیرخوردهای را به دندان میگیرد و وقتی به خیمهها میرسد نه آبی در مشک او هست و نه خود رمقی دارد، دختری سهساله در خرابه شام از یتیمی و تنهایی مینالد و چون بهانه میگیرد، طبقی سرپوشیده را به رویش قرار میدهند که در آن چیزی جز سربریده پدرش نمیباشد، همه مناظر چنان ترتیب داده شدهاند که حس نفرت پدید آورند. البته با وجود این خشونتها و وحشت ها، روح خلوص و صفا نیز جلوهای دارد و سوز و دردی جانکاه بر مجالس مزبور حاکم است. احساس همدردی با شهادت خوان و لعن و نفرین فرستادن بر دشمنان اولیا از مزایای این مجالس ساده و بیتکلف است.
«تعزیه متعالیترین صورت نمایش در جهان است. نمایش مصیبتی که تماشایش انسان را از دغدغه و وسوسه به طمأنینه و سکینه خاطر میکشاند. هنری که زمان و مکان، گذشته و حال و آینده را به سهولت در هم میآمیزد. تا مفاهیم ستم، عادت، نیکی، عدالت، حقشناسی، عشق، وفاداری و شهامت را به مقطعی از مکان محدود نسازد و آنرا جهانشمول بنمایاند ... هنری که با تماشاگر نفس میکشد و با تقدیس که از ارکان زندگی است به میدان میآید تا همه مردم را در این نمایش بزرگ شریک کند.»1
نمایه ی برداشت نامه ها :
1- عناصری، دکتر جابر، شبیهخوانی کهن الگوی نمایشهای ایرانی، چ اول، تهران، انتشارات نمایش، 1372.
2- گلی زواره، غلامرضا، از مرثیه تا تعزیه، قم، نشر حسنٍین(ع)، 1382.
3 ـ میرشکاری ، علیرضا ، تعزیه در میناب، با مقدمه ای از دکتر احمد جولایی، نشر شروع، 1382
1ـ عناصری، دکتر جابر، شبیهخوانی کهن الگوی نمایشهای ایرانی، چ اول، تهران، انتشارات نمایش، 1372.
1ـ عناصری ،دکتر جابر، همان.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir