
تعزیهگردان کیست؟ و تعزیهگردانی چیست؟
کارگردان و کارگردانی در حیطهی تعزیه به واژگان و اصطلاحات و مصطلحات ویژه خود تکیه میزند و در مقابل رژیسور و کارگردان در عالم تئاتر از القاب و نامهایی چون سردمدار، ...
تعزیهگردان کیست؟ و تعزیهگردانی چیست؟
به قلم: علیرضا میرشکاری
کارشناس ارشد هنرهای دراماتیک
تقدیم به: استاد ایرج صغیری
کارگردان و کارگردانی در حیطهی تعزیه به واژگان و اصطلاحات و مصطلحات ویژه خود تکیه میزند و در مقابل رژیسور و کارگردان در عالم تئاتر از القاب و نامهایی چون سردمدار، نقیب، تعزیهگردان، شبیهگردان، استاد و معینالبکا(1) بهره میگیرد. و از ناظمالبکا هم به عنوان لقبی رایج برای دستیار شبیهگردان بکار گرفته میشد.
استاد بیضایی با اشاره به خاطرات «عبدالله مستوفی» در مورد معین البکا مینویسد:
«فکر لزوم یک رهبر، ناظر و تعیینکننده در این کار بزرگ و جمعی (تعزیه) گویا از دورهی نمایشهای «دفیلهای» دستهها آغاز شده بود.کارگردان دستهها را «سردمدار» میخواندند همانطور که اهمیت متن در رستهها بیشتر میشد اهمیت شاعر مرثیهسرا نیز به عنوان سراینده و هم تعلیمدهندهی طرز قرائت، و هم تعیینکننده دستگاه موسیقی مناسب و نوع آواز بیشتر شد تا آنجا که به عنوان استاد حین تکامل تدریجی و تعزیه وظایفش کامل گشت، لباس اشخاص را برای شخصیتهای مختلف او تعیین میکرد، ترتیبات مقدماتی (یعنی تنظیم و ترتیب حرکتها و قرارهای صحنهای، هماهنگ ساختن بازیگران، تعیین نواهای آوازی و جاهای نواختن موسیقی و غیره) هم از مشاغل او بود تربیت کردن تعزیهخوانها و آموختن رویه و حالت مناسب هر یک از آنها به حدی که در حضور شاه بتواند ایفای نقش کنند نیز از کارهای مشکل او بوده است، شبیهگردان کارگردانی بود که کارش با بر روی صفحه آمدن نمایش تمام نمیشد بلکه حین آن هم ادامه داشت چه او روی صحنه و بین بازیگران در حرکت بود، بازی را رهبری میکرد و اشاره و قرارهایی هم با دستهی موسیقی داشت که همراهی کنند یا خاموش شوند.»(2)
اینک آنچه ضروری به نظر میآید تعاریفی برای معینالبکا و تعزیهگردانی است تا در فصول آینده راحتتر پیرامون تطبیق آن با کارگردان تئاتر باختری اقدام نماییم لذا برای پاسخی در خور به سؤالات گفتار حاضر، با نقلی از مرحوم عنایت الله شهیدی آغاز میکنیم، آن هنگام که معین البکا را اینگونه تعریف میکند:
«تعزیهگردان کسی است که همه کارهای نمایشی و هنر تعزیهخوانی و تعزیهخوانان را زیر نظر دارد و به مفهوم امروزی، کارگردان تعزیه است. لیکن دامنه کار و وظایف او، بسی گستردهتر از کارگردان تئاتر است... تعزیهگردان هنگام اجرای تعزیه، برای راهنمایی تعزیهخوانان و دسته موزیک، بیشتر اوقات روی صحنه (سرتخت) میایستد و گهگاه با بلند کردن عصا و اشاره دست، زمان آغاز و ختم موزیک تعزیه و نوبت خواندن تعزیهخوانان را تعیین و اعلام می کرد. گاهی نیز در کنار تعزیهخوانی (به خصوص اگر کمتجربه و تازه کار، یا بچهخوان بود) میایستاد و رفتار و حرکات لازم را به او گوشزد میکرد، همچنین، در برخی مواقع برای راهنمایی تعزیهخوانان یا چگونه بردن قافله و اسب و بار و بنه به صحنه و دالان تکیه، یعنی پشت صحنه میرفت. رفت و آمدهای تعزیهگردان و حضور او در صحنه خللی در کار تعزیه وارد نمیآورد و توجه تماشاگران را به خود معطوف نمیداشت زیرا تماشاگران از همان آغاز شروع تعزیه، چنان در متن وقایع فرو میرفتند که همه عوامل جنبی و فرعی تعزیه از نظرشان محو میشد، این یکی از ویژگیهای مهم تعزیه بوده است. فقط در آغاز تعزیه، وقتی که تعزیهگردان به روی صحنه میآمد و با خواندن دعا شروع تعزیه را اعلام می کرد، تماشاگران وجود او را به صورت مشخص و جدا از تعزیه احساس میکردند.»(3)
نکته قابل توجه در خصوص تعزیهگردانان قدیم این است که آنان نیز همچون اغلب تعزیهخوانان، بانیان و شاعران تعزیهنامهها، ناشناخته و گمنامند و به استثناء تعدادی که به عنوان پیشه و حرفه به کار خود مشغول بودند اکثریت آن فقط جنبه معنویت آن را که همانا اجر و پاداش اخروی بوده، انگیزه عمل خود در نظر داشتهاند. اما همانگونه که جلوتر نیز بیان شد معین البکا دستیاری داشته است به نام ناظمالبکا بد نیست قبل از ادامه دادن بحث خود نظری کوتاه و اجمالی نیز بر شخص ناظمالبکا بیندازیم و پس از آن مبحث معینالبکا را از سر گیریم. گفته میشود:
«بسیاری از تکایا و حسینیهها به خصوص تکیههای بزرگ، علاوه بر تعزیهگردان (معینالبکا)، کسی یا کسانی با عنوان «ناظمالبکا» کارهای تشریفاتی و انتظامی تکیهها و تعزیهها را بر عهده داشتند، معینالبکا را به اصطلاح امروزی میتوان مدیر کارهای اجرایی و نمایشی تعزیه، و ناظمالبکا را صحنهپرداز و مدیر امور اجتماعی و انتظامی تعزیه به شمار آورد.»(4)
معینالبکا که میبایست با دقت ناظر رفتار و حرکات تعزیهخوانان و جنبههای اجرایی و نمایشی تعزیه باشد، به تنهایی نمیتوانست از عهده اداره تکیه برآید. لذا کسی را به عنوان دستیار او (ناظمالبکا) تعیین میکردند تا به کمک فراشان و خادمان تکیه، مراقب نظم و آرامش تکیه باشد و اسباب و صحنه ابزارهای مورد نیاز تعزیه را تهیه و حفظ نماید. بدینسان وظایف ناظمالبکا متعدد بود و تا اندازهای هم به وضع و موقعیت محل و تکیه بستگی داشت از عهده اموراتی که به او مربوط میشد میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
1ـ فراهم کردن اسباب و صحنه ابزار تعزیه.
2ـ تهیه نمودن لباس تعزیهخوانان. (البته با تشخیص و نظر معینالبکا در شکل و جنس و نوع آن)
3ـ صحنهآرایی تکیه.
4ـ جلوداری اسب و استر و شتر و امثال آن.
5ـ مراقبت در وضع عمومی مجلس و تکیه.
6ـ نظارت بر آمد و رفت و جابهجایی جمعیت.
7ـ جلوگیری از نزاع و درگیری میان تماشاگران بر سر جا و...
8ـ کوشش و اقدام لازم به هنگام وقوع حوادث غیرمنتظره وکارهای دیگر از وظایف مهم ناظمالبکا است.
در ادامه به معینالبکا باز میگردیم او که در صحنهی شبیهخوانی همواره حضور دائم و مستمر دارد و میکوشد تا نمایش بهمراه زبان و بیان منظوم خود به بهترین و مناسبترین وجه ممکن اجرا گردد.
دکتر عناصری در خصوص حضور مداوم معینالبکا در میدانشبیهخوانی مینویسد:
«... وجود او نه تنها خللی در اجرای نقش شبیهخوانان به وجود نمیآورد، بلکه پویایی نمایش و والایی همکاری در صحنه را نشان میدهد. در چهارچوب شبیهخوانی، هر تماشاگری میتواند جزو سیاهی لشگران باشد یا معینالبکا در حضور تماشاگران در اسلحهپوشی شبیهخوانان به آنان کمک نماید.»(5)
معینالبکا، که میتوان او را هنرمندی برخاسته از متن جامعه ایران اسلامی برشمرد همواره میکوشد تا همانطور که از چشمه فرهنگ مردم جوشیده، تعزیه را نیز به همانگونه با زندگی مردم عجین سازد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمیکند او شخصی است با صبر و تحمل بسیار، به محکمی و ثبات یک فرمانده جنگ، که سربازان خود را در صحنه این گلوگاه سبز شکفتن و میعادگاه و محراب همیشه مقدس هدایت میکند. او کسی است که خستگی را از میدان به در میکند و در بیشتر ساعات روز سرپا میایستد و به خستگی جرأت بروز نمیدهد. او فردی است زیرک، مهربان، اما سختگیر که انتظار اطاعت بیچون و چرا دارد. در ادامه نگاهی دیگر به معینالبکا به عنوان رهبری مقتدر در امر تعزیهگردانی میاندازیم و آنگاه پیرامون هنر او (تعزیهگردانی) به عنوان فرآیند جامعه ایران اسلامی صحبت خواهیم کرد تا بیابیم که تعزیهگردانی چیست؟
معینالبکا رهبری مقتدر در امر تعزیهگردانی
تعزیهگردان (معینالبکا) گرداننده یک دستگاه است. او به جهت داشتن احساس قوی و علم و اطلاع کافی، عمل تعبیر، تطبیق و تجسم بخشیدن را بر عهده دارد. لذا تعزیهگردان با ذکاوت و هوش خود مقتدرانه تعزیه را رهبری میکند. دکتر جنتی عطایی دربارهی سردمدار، تعزیهگردان یا معینالبکا مینویسد:
«اینها شخصیتهایی فوقالعاده و ذوجنبتین نبودهاند که بتوانند نوشته و بازی را به ابتکار خود درهم آمیخته و وسیلهی نمایش کلام و جنبش حقیقی ناشی از آن را فراهم سازند. بطوری که اغلب این افراد نامدار، در ابتدا آوازخوانهایی ماهر و معروف بودهاند که با استفاده از حسن صورت و صوترسا و پرطنین و جذاب خود و در سایه کار مدام در دورهی بردستی (مرشد) به فوت و فن معرکهگیری آشنا شده به عروسکهای خیمهشببازی خود لباس پوشانده و آنها را روی تخت چوبی تکیه، به جنبش و حرکت در میآوردهاند.»(6)
گرداننده تعزیه میبایست به نسبت ذوق، استعداد و تجربه به سطحی برسد که دربارهی کلیه عناصر نمایشی از آگاهی و شناخت کافی برخوردار شود. همچنین از قدرت تشخیص و گزینش شبیهخوان و حتی شناخت دستگاههای گوناگون آواز نیز نبایستی غافل شود تا در مقام تعزیهگردان از قدرت رهبری و مدیریت برخوردار باشد. دکتر جابر عناصری در خصوص تعزیهگردان آورده است:
«کارگردان این نمایش، خود ذاکر و خوانندهای است که بر اثر تجربه و ممارست طی سالها گرد و خاک خوردن در میادین شبیهخوانی، کلیهی رموز کارگردانی را فرا گرفته و عملاً در تربیت بازیگران ماهر و چیرهدست میکوشد. تعزیهگردان آن کسی است که به نذر و وقف جان و کلام و آوردن اشک بر چشمان و به شیوه بکاء (گریستن) به کارگردانی نمایش مختص صحنه لم یزلی میپردازد و برای پیشبرد وظایف خود، دستیاری دارد که «ناظمالبکا» خوانده میشود و تکلیف انتظام میادین شبیهخوانی، به عهدهی اوست.»(7)
و در جای دیگر معینالبکا (تعزیهگردان) را اینگونه تعریف می کند:
«روی صحنه، او خبره مرد میدان و در پشت صحنه ناظر «لباسپوشخانه» شبیهخوانان و در رعایت سلسله مراتب شبیهخوانی، مربی دلسوز شبیهخوانان است.»(8)
بدینسان باید به این نکته اشاره کنم که امروزه تعزیهگردانان جزو عناصر لاینفک تعزیه به شمار میآید. پس لازم است نگاهی نیز به امر تعزیهگردانی یا تعزیهچرخانی و به طور کل وظایف تعزیهگردان بیندازیم.
هنر تعزیهگردانی فرآیند جامعه ایرانی
تعزیهخوانی در ایران همواره مورد توجه آحاد مردم بوده ست لذا نقیبان که از بطن همین جامعه برخاستهاند، قرابت زیادی با مردم دارند. این نزدیکی و آشنایی از حیث شناخت مخاطب، باعث گردیده تا تعزیهگردان برای تأثیرگذاری بر مخاطب خود وظایف متعددی بر عهده گیرد. که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
تعزیهگردانی عمل شخص معینالبکا است. همانا او میکوشد تا مجلس تعزیه را اداره کند مانند رژیسور و یا کارگردان تئاتر. در اصطلاح فارسی امروزی، «این عمل به شخصی اطلاق میشود که در امور همگانی اعم از سیاسی و غیر باید میدانداری کند و از حوادث به نفع خود بهرهبرداری نماید.»(9)
تعزیهگردانی به نوعی فرماندهی و رهبری کردن یک گروه تعزیهخوان میباشد. نقیب نیز همچون اعضاء دیگرگروه، اجراکننده آیین مذهبی است و درپی شهرت نیست و غرضشان از اجرا منحصراً کسب ثواب و اجرا اخروی است.
خسرو شهریاری وظایف تعزیهگردان را چنین شرح میدهد:
«تعزیهگردان نسخههای تعزیه را تنظیم و جامه و وظیفهی هر شبیه را معین میکند. تنظیم صحنه، توزیع نقشها و نسخهها با او است. دستگاههای موسیقی را میداند و گاهی نقشی را خودش بازی میکند. و سرانجام این تعزیهگردان است که هنگام اجرای تعزیه، با اشارهی دست و عصا دستورهای لازم را به شبیهخوانها و دستههای قدیمی میدهد.»(10)
آقایگلیزواره نیزدراثرخود پیرامون وظایف تعزیهگردان اینگونه آورده است:
«تعزیهگردان به رغم گمنامی، وظایف متفاوتی را به عهده دارد؛ از جمله این که با بهرهگیری از خط زیبا تعزیهها را تحریر و استنساخ مینماید تا افرادی که نقشهای تعزیه را اجرا میکنند به راحتی بتوانند متن آن را بخوانند. وی تعزیهخوانان را قبل از شروع تعزیه در پوشیدن لباس یاری میدهد، نسخ را بین آنها توزیع و تذکرات لازم را گوشزد میکند، وسایل تعزیه و امکانات لازم را به موقع و با همکاری دستاندرکاران تدارکات تعزیه فراهم میکند.
وی تعزیهخوانان تازه کار را آموزش داده، کودکان و نوجوانان را در اجرای نقش اصلی کمک مینماید. در آغاز مجلس تعزیه ضمن دعوت از حضار مجلس به رعایت نظم، عنوان تعزیه را معرفی میکند. وی ازآغاز تا پایان، ایفای نقشها را از سوی تعزیهخوانان زیر نظر میگیرد و اگر اشتباهی مشاهده کرد یا حرکتی ناموزون را دید به طبال اشاره میکند تا طبل بنوازد و به شبیهخوانی که دچار اشکال و اشتباه شده با حرکات چشم و انگشت به دهان گرفتن و مانند آن، اشتباهش را گوشزد میکند. تعزیهگردان گاهی به دلیل کمی وقت دستور حذف برخی مضامین تعزیه را میدهد.»(11)
تعزیهگردان به نوعی مسئول حفظ و نگهداری نسخ تعزیه نیز است لذا برای جلوگیری از گمشدن نسخه تعزیه که بسیار با ارزش میباشد پس از خواندن نسخه و اتمام آن توسط شبیهخوان سریع نسخه را از او میگیرد و به بانی میدهد تا آن را نگه دارد. دلیل آن هم جلوگیری از ناقص شدن نسخ مجلس تعزیه میباشد.(12)
تعزیه، هنری مؤلف است یعنی تلفیق و ترکیبی از هنرهای گوناگون هنرهای فونتیک، پلاستیک و دراماتیک میباشد. شاید همین عامل باعث گردیده تا معینالبکا در حیطهی کارگزاری خود، وظایف متعددی را بپذیرد، پاره ای از آن تکالیف را به صورت موجز و مختصر به نقل از دکتر عناصری میآوریم که عبارتند از:
1ـ گزینش تعزیهنامهایی در خور و ارزنده با توجه به مناسبت اعیاد و وفیات، بررسی نکات دستوری و رعایت اوزان و قوافی در متن و منقه کردن آن یعنی غلطی در آن نباشد و تحریفات را برطرف کند. (در واقع او مصحح نسخ تعزیه است)
2ـ انتخاب شبیهخوانان در هر رده سنی بر اساس کلیه معیارها اعم از صوت، چهره، فیزیک و ... به جهت مجلسی که قرار است بازی نمایند.
3ـ دقت در سمبولیزم رنگ در لباس و سایر ابزار و وسایل به منظور انطباق این صحنه افزارها با جریانات مربوط به شبیهخوانی (سمبولیزم در لباس، پرها و ابلقهای نصب شده بر کلاهخودها، پرچمها، خیمهها، سربندها و...) توجه به ظرائف و دقایق مربوط به صحنهآرایی.
4ـ تذکر نکات ارزنده وآگاهی از میزان کارآیی حرکتجسمانی شبیهخوانان به هنگام تمرین نمایش.
5ـ نظارت بر پوشاک شبیهخوانان و مهارت آنان در میدانگیری و اسلحهپوشی و مقابله صوری و مجادله لفظی و تقابل کلامی و غیره.
6ـ تسلط رفتاری در میدانگیری و تهییج شبیهخوانان به جهت و افزودن شور تماشا و دیدار در بین تماشاگران و برقراری نظم در صحنه.
7ـ آگاهی از وقایع شبیهخوانی و قادر به ایفای نقش در صحنه شبیهخوانی و هدایت همزمان تعزیهخوانهای دیگر در میدان تعزیه.
8ـ کمک به تعزیهخوانها به صورت اشاره و علائم قراردادی مخصوص که از پیش بین کارگردان و تعزیهخوان در نظر گرفته شده است.
9ـ گریز زدن به صحرای کربلا، به منظور ایجاد هیجان در تماشاگران (به خصوص موقعی که یکنواختی و بیتفاوتی بر صحنه حاکم باشد.(13)
اما پیرامون پیشینهی تعزیهگردانی نیز باید گفت؛ تعزیهگردانی از دوره صفویان به شکل رهبری و هدایت دستهگردانیها، نوحهخوانیها و سوگواریهای گروهی در ایام محرم و صفر پدید آمد. (که به احتمال نزدیک به یقین تعزیه از میان این مراسم و دیگر آیینهای مذهبی به تدریج بوجود آمده است) این رویه در دورههای افشاریه و زندیه ادامه داشت تا آنکه سردمداران و گردانندگان دستهها و مجالس سوگواری با گردآوری مرثیهخوانان و ذاکران و اشخاص خوشصوت به کار تعزیهگردانی پرداختند و بنا به گفتهی عنایتالله شهیدی:
«میتوان احتمال داد که شغل یا حرفهی تعزیهگردانی از همان آغاز کار و نخستین تعزیهخوانیها کم و بیش معمول شده باشد.»(14)
پانوشت ها:
1- معینالبکا در واقع لقبی عمومی برای کارگردانان تعزیه بوده است، معین در لغت به معنای (کمککننده) و بکاء به معنی (گریستن) آمده است و تلفیق آن دو با یکدیگر کمک کننده برای گریستن تلاقی میکند. (م) اما از دیگر عناوین مربوط به کارگزاران و کارگردانان تعزیه میتوان به صحنهگردان، میرعزا، مویهگر، فهرستگردان اوستا، میرزاو ... نام برد.(به نقل ازدکترعناصری)
2- بیضایی، بهرام، نمایش در ایران، تهران، نشر ؟، چ کاویان، چ اول/ 1344، ص 142.
3- شهیدی، عنایتالله، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، تهران، نشر دفتر پژوهشهای فرهنگی، چ اول/1380، ص 345.
4- همان مأخذ پیشین، ص 348.
5- عناصری، دکتر جابر، شبیهخوانی کهن الگوی نمایشهای ایرانی، تهران، انتشارات نمایش، چ اول/1372، ص 28.
6- جنتی، عطایی، دکتر ابوالقاسم، بنیاد نمایش در ایران، نشر صفی علیشاه، چ دوم/ 1333، ص 41
7- عناصری، دکتر جابر، شبیهخوانی، کهن الگوی نمایشهای ایرانی، تهران، انتشارات نمایش، چ اول/ 1372، ص 26.
8- همان مأخذ پیشین، ص 28.
9- دهخدا، علی اکبر، (1258ـ1334)، لغتنامه، تهران، انتشارات دانشکده ادبیات و علوم انسانی، زیر نظر دکتر محمد معین، سازمان لغتنامه، سال 1337.
10- شهریاری، خسرو، کتاب نمایش، دفتر اول، تهران، انتشارات امیرکبیر، چ اول/1365، ص 77.
11- گلیزواره، غلامرضا، ارزیابی سوگواریهای نمایشی، تهران، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول/ 1375، ص 62.
12- نک به : میرشکاری، علیرضا، تعزیه در میناب، بوشهر، نشر شروع، چ اول/1382، ص 155.
13- نک به : عناصری، جابر، تعزیه نمایش مصیبت، (متدلوژی تعزیه) تهران، انتشارات، جهاد دانشگاهی، چ اول،1365، ص 103.
نک به : عناصری، جابر، شبیهخوانی کهن الگوی نمایشهای ایرانی، تهران، انتشارات نمایش، چ اول/1372، ص 26، الی ص 29.
14- تقیان، لاله، (نقل از مقاله عنایتالله شهیدی، تحت عنوان یادی از چند تعزیه فصلنامه تئاتر، شماره 17، تهران، انتشارات نمایش، چ اول/ 1377.گردان قدیمی، ص 68)
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir