
تاریخچهی تعزیهنامههای نمایشی ایران
"از زمان شکلگیری اولین مراسم و آیینهای عزاداری برای قهرمانانکربلا تا دورهی شکلگیری این مراسم به صورت نمایش (تعزیه) قرنها فاصله است. ...
تاریخچهی تعزیهنامههای نمایشی ایران
به قلم : علیرضا میرشکاری ـ کارشناس ارشد هنرهای دراماتیک
تقدیم به : دکتر احمد جولایی
"از زمان شکلگیری اولین مراسم و آیینهای عزاداری برای قهرمانانکربلا تا دورهی شکلگیری این مراسم به صورت نمایش (تعزیه) قرنها فاصله است. در این فاصله انواع گوناگونی از تظاهرات مذهبی پدیدار گردیده است . از “مناقب خوانی” و “فضایل خوانی” (1) تا “مرثیه سرایی” و “نوحه خوانی” و سرانجام “روضه خوانی” و “تعزیه”. (2)
بهطوری که از کتب و تواریخ برمیآید، مراسم عزاداری شهدای دین و شبیهخوانی و نمایش مصائبی که بر ائمه اطهار و یاران فداکار آنان وارد شد از زمان حکومت سلسلهی دیالمه (معزالدوله 352 هجری) در ایران جلوه و رونقی بسزا یافته است، و ظاهراً واقعهی طف و مضامین مربوط به آن موجب پیدایش نخستین تعزیهنامههای نمایشی میباشد.(3)
همانگونه که ذکر شد در عصر صفویه که تشیع مذهب رسمی ایران اعلام گردید، عزاداری شکل جدیتریبهخود گرفت و شعرا به جای مداحی برای افراد، در خصوص کربلا و عاشورا شعر میسرودند. با توجه به بررسیهایی که از سفرنامههای عصر صفوی صورت گرفته است، مشخص میشود در این دوران تعزیهنامهها مراحل مقدماتی خود را میگذرانده و البته تعزیهخوانی به مثابهی هنری مستقل مطرح نبوده است.
نمایش تعزیه که قدیمیترین متنهای شناخته شدهی آن به حدود اواخر قرن یازدهم شمسی (17 میلادی) برمیگردد، رنگ و بوی ایرانی در تحریر این نسخههای تعزیه و محیط مجالس شبیهخوانی، از اشعار، حرکات، احساسات و روحیهی شبیهخوانان و تشبیهات کلامی، لباسهای رزمی و شیوهی بکار بردن جنگ افزارها و روش زرهپوشیها، مناظرهها، مکالمهها، مناقشهها، رجزخوانی، حملهخوانیها، خلق و خوی شخصیت و… به خوبی آشکار است.(4)
مصطفی اسکویی در کتاب خود دربارهی تعزیهنامهها مینویسد: «بیگمان، تجدید حیات این نمایش کهن، پس از حمله اعراب در زمانها و مکانهای مختلف و با تخصیص به حالات و روایات و مصائب خاندان پیامبر و ائمه هدی آغاز گشته است، و با طرح وقایعی مانند: فرود آمدن جبرئیل، شهادت حضرت علی (ع)، رحلت حضرت فاطمه (س)، زهر خورانیدن به امام حسن (ع)، وقایع کربلا و شهادت امام حسین(ع)، مسلمان شدن ایلچی فرنگ با دیدن سر امام حسین (ع)، ممنوعیت آب فرات، عروسی قاسم، زندگی امام زین العابدین (ع)، عروسی بلقیس، تعزیهی سلیمان، دیر راهب و جز آن، گسترش یافته است.» او در ادامه میافزاید:
« دورنمایهی آموزشی تعزیهنامهها مبارزهی حق علیه باطل، خیر با شر، نیکی با بدی و پیکار در راه حق و امید به پیروزی، اجرای فرمان (تقدیر) و اعتقاد به عدل الهی است. طرفهای مشخص به طوری که آمد، رویارویی، (اشقیا خوانان) و (اولیا خوانان) هستند. این برخوردها غالباً به طور ظاهری به نفع اشقیا، ولی در اصل به سود اولیا میانجامد. در تعزیه، افزون بر نماد “عدالت” که از اصول مذهب شیعه است، مظهر “طبیعت” و “تقدیر” نیز وجود دارد.»(5)
بهرام بیضایی در این خصوص مینویسد: « نوشتهاند که در تعزیهنامهها آثاری از روحیهی باستانی و زرتشتی ایرانیان و اعتقاد به اصل دوگانگی وجود دارد و ایرانیان در برابر مظهر عدالت، و نیکی که خداست مظهر دیگری به عنوان طبیعت و تقدیر دارند که از او شکوه میکنند و او را علت همهی پیش آمدها و رویدادهای بد و ناگوار میدانند.»(6)
تعزیهنامهها در کنار اجرای آن آغازی ساده داشته است و یا اصلاً با تعریف و تک خوانی تولد یافته است. از آنجا که مجری یا مجریان اولیه راویان و نقالان بودهاند، زبان تعزیهنامهها شعرگونه و اشعارش ساده، کم وزن، محاورهای و دورنمایه آن مرثیه سرایی زمانی مسبوق از خون سیاوش و سپس منطبق بر وقایع کربلا بوده است. نمایش تعزیه که قدیمیترین متنهای شناخته شده آن به حدود اواخر قرن یازدهم شمسی (هفدهم میلادی) بر میگردد تا اوایل سلطنت ناصر الدین شاه قاجار به عنوان نمایشی ساده و عامیانه هر ساله در دهه عاشورا و در میان هیجان و احساسات شدید مذهبی ، همراه با اشکال دیگر عزاداری (سنگزنی ،قفلزنی ،زنجیرزنی ،سینهزنی و… ) برگزار میشد؛ در سالهای سلطنت ناصر الدین شاه (1264 – 1313 ه.ق/ 1848 – 1896 م ) از رشد کمی وکیفی بسیار برخودار گردید،چنانکه گروهای بسیاری در ایران، به گونهای پایدار به شبیهخوانی پرداختند.
کثرت تکایا، حسینیهها، کاروانسراها، مساجد و اماکن مستعد بی سقف در سراسر کشور، که همزمان با ماه محرم آن به نمایش تعزیه میپرداختند، نشانگر آن است که "بیاض" هایی نامحدود از موضوعهایی محدود، که شمارشان تا دوره قاجار نمیتوانسته است زیاد باشد، با تفاوتهای کمی و کیفی وجود داشته است.(7)
"تعزیهنامهها به شعر بودهاست و شعر تعزیه “عامیانه” بوده امّا از آثار اهل شعر نبوده است بلکه از رشحات اهل نمایش بوده، البته اینکه تعزیه نامهها به زبان مردم بوده است از طرفی حسن آنهاست چرا که این اشعار شعر نمایش است نه نمایش شعر، اما از طرفی از عیوبش نیز است زیرا که ادبیات نمایشی تعزیه هرگز از طرف حاشیه پردازان ادبیات به رسمیت شناخته نشد. بههرحال زمینه شعری تعزیه را رسم مرثیه سرائی ـ که حداقل از عهد صفویه رونق گرفت ـ ایجاد میکرد و منابع داستانیش را اساطیر و حماسههای مذهبی که از طریق انواع نقالی مذهبی به او رسیده بود. امروزه ما به طور قطعی میدانیم که در اواسط قرن دوازدهم نگارش تعزیه باب بوده است، زیرا در اوایل قرن سیزده (1217 ش) "خوچکو" یک مجموعهی سی و سهتایی تعزیهنامه را بدست آوردهاست و همچنین میدانیم که در سراسر قرن سیزدهم تعزیهنویسی مراحل خود را میگذرانده و از اوایل قرن حاضر یعنی قرن چهاردهم تقریباً دیگر نه تنها چیز تازهای به آن افزوده نشد، بلکه بهسرعت متوقف و متروک شد."(8)
کنت دو گوبینو و الکساندر خوچکو (10) نخستین کسانی هستند که تعزیهنامههایما را با میزان تئاترنویسی سنجیده و به عنوان ادبیات دراماتیک ایران به اروپا معرفی کردهاند.
شمار نسخ تعزیه زیاد بوده است و تا کنون حدود دو هزار نسخهی آن شناخته شده است، لیکن با این تذکر، که موضوع های آنها بسیار کمتر می باشد. دیپلماتها، سیاحان و مورخان اروپایی از سدهی شانزدهم (عهد صفوی) با نمایش تعزیه آشنا شدند و با نگارش و تألیف کتب و رسالاتی که اهم آنها به شرح زیر است اعلام داشتند که "تعزیه به مدت پانصد سال باشکوه ترین تراژدی جهان بوده است".
1 – ژان باتیست تاورنیه: سفرنامه ی تاورینه.
2 – ویلیام فرانکلین: مشاهدات سفر بنگال به ایران در خلال سالهای1787-1786 (لندن 1790م)
3 – الکساندر خوچکو: مجموعهی جنگ شهادت، شامل سی و سه تعزیه نامه که در سال(1852م) جمعآوری شده است و به عنوان مجموعه خوچکو در کتابخانه ملی پاریس است.
4 – دروویل: سفرنامهی دروویل، سن پطرز بورگ، (1819م).
5 – ایلیا نیکلا یوچ برزین: سفر به نواحی ایران ، کازان (1852م).
6 – کُنت گوبینو: ادیان و عقاید فلسفی در آسیای مرکزی، پاریس،(1865م).
7 – کلنل سرلوئیس پلی: تعزیهی حسن و حسین (ع)، لندن،(1879م).
8 – ساموئل گرین ویلر بنجامین: ایران و ایرانیان، لندن(1886م).
9- یوگنی ادوارد ویچ برتلس: تئاتر ایرانی، مسکو،(1924م).
10 - آگافانگل کریمسکی: تئاتر ایرانی، کیف، 1926م.
11 - ویلهلم لیتن: نمایش در ایران، برلن، 1929م.
12 - انریکو چروللی: مجموعه چروللی در واتیکان مشتمل بر 1055 مجلس تعزیه است(1955 – 1950م)
13 - پیتر چلکوفسکی: تعزیه، هنر بومی پیشرو در ایران که در سال 1367 توسط داوود حاتمی ترجمه شده است. اهمیت این کتاب بیشتر در گردآوری اطلاعات و معرفی آثار و نظریات صاحب نظران خارجی و ایرانی است. ایشان که استاد دانشگاه نیویورک در آمریکا می باشند خود محققی لهستانی الاصل و به تازگی پژوهشی در خصوص «تعزیه در گرانیداد» را به پایان برده است.
"نمایش تعزیه تا کمی قبل از سه دههی پیش همچنان در فراموشی بود و اگر چه عبدالله مستوفی،(11) دوستعلی خان معیر الممالک (12) و روح الله خالقی(13) از آن سخن گفته بودند، اما در واقع با انتشار کتاب “نمایش در ایران” بهرام بیضایی بود که به عنوان نمایشی ارزشمند دوباره مطرح شد و پارهای از نظرها را به خود فرا خواند."(14)
نمایه ی برداشت نامه ها:
1- از سدهی پنجم و ششم اسلامی کسانی به نام "مناقب خوان" به روایت داستانهای تاریخی برای عامه می پرداختند و چون از شیعیان بودند، امامان و اهل بیت را مدح می کردند و ازجنگها و دلاوریها وعدالتخواهیها و بشر دوستی ها و همچنین ستمهایی که بر آنها رفته سخن میگفتند. منا قب خوانان اشعار را از شاعران شیعه مذهب که یکی از مشاهیر آنان در قرن ششم قوامی رازی است، انتخاب می کردند … اهل سنت هم در برابر شیعیان بیکار ننشسته و آنان هم دسته یی دیگر را به نام‹‹ فضائل خوان ›› یا ‹‹ فضائلی ›› تربیت کرده بودند . فضائل خوانان هم در بازارها فضائل ابوبکر و عمر و دشنامهای رافضیان و ذکر اصول جبر و تشبیه و امثال آنها را به شعر می خواندند و در این کار از شیعه پیروی میکردند ، در واقع می خواستند اثر تبلیغات آنان را بدین نحو ضعیف سازند .
2- خاکی، دکتر رضا ؛ تعزیه وتعزیهنامهها ؛ ایران نامه، مجله تحقیقاتی ایرانی؛ سال نهم؛ شمارهی 2؛ بهار 1370
3- جنتی عطایی، ابوالقاسم ؛ بنیاد نمایش در ایران ؛ تهران چاپ دوم ؛انتشارات صفی علیشاه؛ 1333
4- عناصری، جابر؛ شبیهخوانی گنجینهی نمایشهای آیینی ـ مذهبی، تهران؛ انتشارات نمایش چاپ اول؛سال 1372
5- اسکویی، مصطفی؛ سیری در تاریخ تئاتر ایران؛ تهران؛ نشر آناهیتا اسکویی؛ بهار 78 ؛ ص 55
6- بیضایی، بهرام؛ نمایش در ایران؛ تهران انتشارات ؟؛ چاپ کاویان ؛ مهرماه 1344؛ ص 135
7- خاکی ، رضا ؛تعزیه وتعزیهنامهها ؛ ایران نامه؛مجله تحقیقات ایرانی؛ سال9 ؛شماره2 ؛بهار1370 ،ص256
8- اسکویی، مصطفی ؛ همان مأخذ؛ ص 56
9- بیضایی، بهرام ؛ همان مآخذ؛ ص 133
10- خودتسکو یا شودزکود نیز خوانده میشود chodzkod Alexander
11- مستوفی، عبدالله ؛ شرح زندگانی من؛ تهران- کراچی؛ انتشارات ؟؛ جلد اول؛ سال 1324 .
12- دوستعلی خان معیر الممالک؛ یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران 1327
13- خالقی، روح الله ؛ سرگذشت موسیقی ایران؛ چاپ اول؛ تهران؛ 1333
14- خاکی، رضا ؛ همان مآخذ پیشین؛ص 261
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir