
آغاز روابط ایران و ژاپن
بندر بوشهر و دشتستان در دوران قاجار برای دولت و مردم ژاپن جایی ناشناخته بود . به جرات می توان گفت به جز چند نفر ، هیچ کس تا آن زمان حتی نامی هم از آن نشنیده بود....
آغاز روابط سیاسی ایران و ژاپن
سید قاسم یاحسینی
بندر بوشهر و دشتستان در دوران قاجار برای دولت و مردم ژاپن جایی ناشناخته بود . به جرات می توان گفت به جز چند نفر ، هیچ کس تا آن زمان حتی نامی هم از آن نشنیده بود. اما این که چگونه اولین فرستاده ی رسمی امپراطوری ژاپن از این مناطق عبور کرد، داستان دلکش و جذابی دارد که فشرده ی آن چنین است :
ناصرالدین شاه قاجار در بازگشت از دومین سفر خود به فرنگ (سال 1296 ه.ق./1879 م) هنگام عبور از پترزبورگ روسیه با تنی چند از مقالات بلند پایه ی سفارت ژاپن در روسیه ی تزاری دیدار و گفت و گو کرد. در این مقالات درباره ی آغاز رابطه رسمی بین ژاپن و ایران بحث و تبادل نظر شد که ملاً ناصر الدین شاه پذیرفت این رابطه با اعزام سفیری از ژاپن و ایران شروع شود. به دنبال این مذاکرات بود که وزارت امور خارجه ی ژاپن به یک دیپلمات جوان ماموریت داد از طریق خط سیر هنگ کنگ ، هندوستان و خلیج فارس وارد بوشهر شود و پس از عبور از جنوب ایران ، خود را به تهران رسانده و به حضور ناصر الدین شاه قاجار بار یابد و رسماً روابط ژاپن با ایران را پی ریزی کند . این مامور جوان نیز به همراه فردی ازستاد ارتش به نام «فوروکاوا» و شخص دیگری به نام «یوکویاما» و چند بازرگان (که مقدار نسبتاً زیادی چای به همراه خود داشتند) سفر پرماجرای خود را در سال سیزدهم حکومت امپراطوری میجی(1297ش/آوریل 1880م) آغاز کردند.
این گروه سفر خود را با یک ناو ژاپنی به نام «هی یی»(HIEI) از بندر توکیو آغاز کردند . پس از عبور از مناطقی چون هنگ کنگ، بمبئی و کراچی از خلیج فارس گذشته و وارد بوشهر شدند. البته یوشیدا ماساهار و سفیر ژاپن و یکی از همراهانش در میانه ی راه از کشتی «هی یی» جدا شده و به اتفاق یکی از همراهنانش با کشتی یی انگلیسی ، خود را به بوشهر رساندند.
اما این نخستین سفیر رسمی ژاپن که از بوشهر و دشتستان عبور کرد، چه کسی بود و تا قبل از سفر به جنوب ایران چه سرگذشتی را پشت سر گذاشته بود؟
نگاهی به سال های جوانی یوشیدا ماساهارو
اولین سفیر ژاپن در ایران
یوشیدا ماساهارو فرزند «تویو یوشیدا»(T YOU YOSHIDA) بود که در سال 1825م. در یک خانواده ی سامورایی از ایالت «توسا»(TOSA) متولد شد. پدرش سیاست مدار و دانشمند برجسته یی بود که علاوه بر حرفه ی سیاست، متخصص ادبیات و خط چینی بود . ماساهارو در کودکی به مدرسه رفت و علاوه بر دروس معمولی که کودکان ژاپنی فرا می گرفتند، زبان انگلیسی را یاد گرفت. 12 ساله بود که در سال 1865 م . پدرش را از دست داد؛ اما مرگ پدر تاثیر چندانی در عزم او نگذاشت و وی به تحصیلاتش ادامه داد و بسان پدرش، در زمینه ادبیات چینی و خط آن اطلاعات وسیعی کسب کرد . پس از آن در رشته ی حقوق به تحصیل پرداخت و ضمناً به فراگیری زبان فرانسه مشغول شد . دیری نپایید که در سن 20 سالگی و در سال 1872 م. بر مسند قضاوت نشست و قاضی شد.
در این ایام او در کنار قضاوت به فعالیت های سیاسی نیز روی آورد . این شود چنان در او دمیده شد که کار قضاوت را رها کرد و با همکاری فرد دیگری«حزب آزادی» را بنا گذاشتند. حزب آزادی از آزادی خواهی و نوعی لیبرالیسم سیاسی هواداری می کرد.
یوشیدا برای ژرفا بخشیدن به فعالیت های سیاسی اش کمی بعد دست به انتشار یک مجله به نام «کاینان شین شی» (Kainan shin shi) زد. طبع لطیف او در این ایام گل کرد و شروع به سرودن شعر کرد. اشعاری که برخی آن ها را مانند «گلدوزی ظریف روی کیمونو ژاپنی» توصیف می کردند. حکومت ژاپن که در اوایل دهه ی هفتاد قرن نوزدهم میلادی میانه یی با مشروطیت و قانون اساسی نداشت، یوشیدا را به دلیل دفاع از اندیشه های انقلابی و آزادی خواهانه تحت تعقیب قرار داد، اما و با زیرکی خاصی از چنگ پلیس گریخت و مدتی مخفی شد.
پس از مدتی ورق برگشت و وزارت خارجه ی ژاپن به یوشیدا ماموریت داد تا به عنوان اولین سفیر ژاپن راهی تهران شود. او هنگام اعزام به این ماموریت مهم تنها 28 سال داشت؛ جوانی مغرور و جویای نام ...
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: bushehr.hozehonari.ir